اگزوزوم موجب گسترش آلزایمر در مغز می‌شود
1 ساعت پیش ارسال شده

بنظر می‌رسد سیستم مدیریت پسماند سلول نقش مهمی در گسترش بیماری آلزایمر در مغز بازی می‌کند. مطالعه جدیدی تمرکز خود را بر روی قطرات کوچک احاطه شده با غشا که تحت عنوان اگزوزوم (exosome) شناخته می‌شوند، منعطف ساخته‌است. مدت طولانی باور بر این بود که وظیفه اصلی اگزوزومها، کمک به سلول در رهایی از پسماندهای تولید شده‌است. به بیان ساده، آنها بعنوان کیسه‌های زباله سلول شناخته می‌شدند. با این حال، درک ما از اگزوزومها افزایش یافته‌است، و ما اکنون می‌دانیم که سلولها در سراسر بدن، از اگزوزومها بمنظور انتقال اطلاعات استفاده می‌کنند. اکنون روشن است که اگزوزومها می‌توانند به صورت همزمان شامل پروتئینها و ماده ژنتیکی باشند که سلولهای دیگر توانایی جذب آنها را دارند.


مقاله مرتبط: خبر مهم: محققان توانسته‌اند ژن آلزایمر را اصلاح کنند!


محققان دانشگاه Linkoping در مطالعه جدیدی نشان داده‌اند که اگزوزوم‌ها همچنین می‌توانند تجمع‌های سمی پروتئین آمیلوئید بتا را حمل کنند، و بدین طریق بیماری آلزایمر را به نورونها جدید گسترش دهند. تجمع آمیلوئید بتا، یکی از یافته‌های اصلی در مغز افراد مبتلا به بیماری آلزایمر در کنار تجمع‌های پروتئین تائو است. با گذر زمان، آنها تجمع‌های زیادتری در مغز تشکیل می‌دهند که منجر به مرگ سلولهای عصبی می‌شود. با درگیر شدن نقاط جدیدتری از مغز فرد مبتلا به بیماری آلزایمر، عملکردهای شناختی وی بتدریج وخیم‌تر می‌شوند.

مارتین هال‌بک، دانشیار دپارتمان Clinical & Experimental Medicine دانشگاه Linkoping و مشاور ارشد پاتولوژی بالینی بیمارستان دانشگاه Linkoping می‌گوید: “این بیماری برای گسترش در مغز، مسیری که نقاط مغز به صورت آناتومیکی بهم متصل شده‌اند، دنبال می‌کند. این فرض که بیماری از طریق اتصالات مغزی گسترش می‌یابد منطقی بنظر می‌رسد، و حدس و گمانهای زیادی در رابطه با چگونگی وقوع این گسترش در سطح سلولی وجود داشته‌است.”

در یک همکاری با محققان دانشگاه Uppsala، هال‌بک و همکارانش اگزوزوم‌های مغز افراد فوت شده را مورد بررسی قرار دادند. تیم تحقیق در دانشگاه Linkoping، در اگزوزوم‌های مغز افراد مبتلا به آلزایمر نسبت به مغز افراد سالم گروه کنترل، آمیلوئید بتا بیشتری یافت. علاوه بر این، محققان اگزوزومهای مغز افراد مبتلا به آلزایمر را تخلیص کرده و این مورد را که آیا این اگزوزوم‌ها می‌توانند توسط سلولهای کشت یافته در آزمایشگاه جذب شوند، بررسی کردند.

هال‌بک اذعان دارد: “جالب‌تر، اگزوزوم‌های بیماران توسط نورونهای کشت یافته جذب شد، و متعاقبا به سلولهای جدید منتقل شد. سلولهایی که اگزوزوم‌های حاوی آمیلوئید بتا را جذب کردند، بیمار شدند.”

محققان نورونهای کشت یافته را در معرض ترکیبات بسیاری قرار دادند تا از تشکیل، آزاد سازی یا جذب اگزوزوم‌ها توسط دیگر سلولها، جلوگیری کنند. آنها قادر بودند تا گسترش آمیلوئید بتا تجمع یافته را در میان سلولها با مختل کردن مکانیسم بدین صورت، کاهش دهند. روش‌هایی که در این بررسی‌های آزمایشگاهی استفاده شد، هنوز برای درمان بیماران مناسب نیستند ولی اصولا این کشف، بااهمیت است. هال‌بک می‌گوید: “مطالعه ما نشان می‌دهد که تاثیر گذاری بر این مسیر و ساخت داروهایی که از گسترش (بیماری) جلوگیری کنند، ممکن است. یافته‌ها همچنین امکان تشخیص بیماری آلزایمر توسط روشهای جدید و اندازه‌گیری (میزان) اگزوزوم‌ها را فراهم می‌کند.” این مطالعه، پشتیبانی مالی را از شورای مطالعات سوئد، بنیاد آلزایمر سوئد و بنیاد مغز سوئد دریافت کرد.

+ اگزوزوم موجب گسترش آلزایمر در مغز می‌شود
دانلود آهنگ معین راهبر مهربونم رفت
2 ساعت پیش ارسال شده

دانلود آهنگ جدید معین راهبر مهربونم رفت

آپ موزیک هم اکنون برای شما ترانه مهربونم رفت با صدای معین راهبر را آماده کرده است

Exclusive Song: Moein Rahbar – “Mehraboonom Raft” With Text And Direct Links In UpMusic

Moein Rahbar Mehraboonom Raft دانلود آهنگ معین راهبر مهربونم رفت

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

شعر : عاطفه حبیبی / آهنگسازی و تنظیم کننده : معین راهبر

UpMusicTag دانلود آهنگ معین راهبر مهربونم رفت

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

معین راهبر مهربونم رفت

منبع ( source ) : دانلود آهنگ معین راهبر مهربونم رفت

+ دانلود آهنگ معین راهبر مهربونم رفت
وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند! • فیزیک تک
2 ساعت پیش ارسال شده

وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند!

وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند!

۳ (۶۰%) ۲ votes

درباره تامس نیگل و کتاب او:

بدون شک تامس نیگل، فیلسوف بازنشسته دانشگاه نیویورک، یکی از مهمترین فیلسوفان تحلیلی سده ۲۰ و ۲۱ است. او در حوزه‌های متعددی نظیر فلسفه ذهن، فلسفه اخلاق و فلسفه سیاسی دارای کتابها و مقالات متعددی است. دست‌کم وی در حوزه فلسفه ذهن که تخصص ناچیز نگارنده در آن است، با انتشار مقاله «خفاش بودن چه جور چیزی است» (۱۹۷۴) توانست در دنیای علمی و عینی کنونی، جانی تازه در کالبد فلسفه ذهن بدمد و آگاهی (consciousness) را به عنوان یکی از مسائل مهم فلسفه تحلیلی و فلسفه ذهن معرفی نماید. رویکرد کلی وی در این حوزه از فلسفه، مخالفت با رویکرد «تحویل‌گرایی» (Reductionism) است که طبق آن همه‌ی امور غیرفیزیکی نظیر ویژگی‌های ذهنی، به ویژگی‌های فیزیکی تحویل می‌روند.

نیگل در اثر اخیر خود (با نام اختصاری «ذهن و کیهان») که از اتفاق کتابی است که ترجمه آن را در بوته نقد و بررسی قرار داده‌ایم، تلاش می‌کند با توجه به سه مقوله‌ی آگاهی، شناخت و ارزش، بار دیگر دربرابر هرگونه تفسیر طبیعت‌گرایانه از این امور بایستد و تفسیر مادی‌انگاری داروینیان از آن‌ها را انکار کند. بنابراین، کتاب مذکور را باید در ادامه سیر فکری نیگل بدانیم که در طول سالها فعالیت علمی خود همواره تلاش کرده با هرگونه رویکرد طبیعت‌گرایانه مرسوم از امور غیرفیزیکی مخالفت نماید. با این حساب می‌توان ترجمه این کتاب را پراهمیت قلمداد کرد و انتخاب آنرا توسط مترجم، انتخابی شایسته ارزیابی نمود.

درباره مترجم

طبق صفحه شخصی دکتر جواد حیدری در دانشگاه شاهد، وی مدرک کارشناسی ارشد پیوسته خود را در رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق (ع) و مدرک دکترا را در رشته علوم سیاسی گرایش اندیشه سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرده است. وی اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد است. عمده فعالیت ایشان را باید در حوزه ترجمه دانست که چند سالی است با توجه به علاقه خود به نیگل، تلاش کرده آثار این فیلسوف را به فارسی برگرداند. افزون بر کتاب حاضر، کتاب‌های «اینها همه یعنی چه؟»، «اخلاق‌شناسی»، «برابری و جانبداری»، «امکان دیگرگزینی» و مجموعه مقاله‌ای با عنوان «پرسشهای کشنده» با همکاری مصطفی ملکیان از  آثار ترجمه‌ شده او است که همگی از مکتوبات نیگل به شمار رفته و نشر نگاه معاصر آنها را انتشار داده است.

ترجمه کتاب در یک نگاه

اگر بنا باشد درباره ترجمه کتاب، داوری کلی ارائه کنیم باید اذعان کرد که متأسفانه مترجم نمره قابل قبولی کسب نمی‌کند. لازم نیست خواننده برای درستی یا نادرستی این ادعا دست به مقابله بزند و متن فارسی را با متن اصلی مقابله کند، بلکه اگر صرفا کتاب ترجمه شده را بخواند این مطلب را تصدیق خواهد کرد. شاید بتوان ضعف اصلی مترجم را، که البته سواد دانشگاهی او هم شاهد این مدعا است، ناآشنایی با فلسفه تحلیلی دانست؛ ضعفی که سبب شده مترجم مقهور متن اصلی شود و حتی نتواند برگردانی حداقلی از این کتاب ارائه کند و در بسیاری از موارد اصطلاحات اصلی فلسفه را نادیده بینگارد. هرچند ما در نقد و بررسی تفصیلی این کتاب حجم کمی را انتخاب کرده و فقط حدود ۸ صفحه از متن رقعی کتاب را که مربوط به آگاهی است برگزیده‌ایم(صفحات ۶۵-۵۷)، با این‌حال خواهید دید که اشکالات آن تا چه حد زیاد است.

نقد و بررسی ترجمه:

پیش از نقد تفصیلی، توجه خواننده را به دو نکته جلب می‌کنیم: اولا کتاب علاوه بر عنوان (ذهن و کیهان) دارای زیرعنوانی مهم است (چرا تصور ماتریالیست نوداروینی از طبیعت یقینا کاذب است) که متأسفانه نه نشانی از آن روی جلد دیده می‌شود و نه در صفحات آغازین. ثانیا پس از مقدمه مترجم، صفحاتی با عنوان «لب اللباب: برای خواننده ایرانی» دیده می‌شود که مترجم آنرا از جای دیگر به کتاب افزوده است و جزء کتاب نیست. البته آدمی گمان می‌کند که نیگل این مقدمه را به سفارش مترجم و واقعا برای خواننده ایرانی نوشته است اما چنین نبوده و این نوشته کوتاه، خلاصه‌ای است که نیگل در سال ۲۰۱۳ به رشته تحریر درآورده و متن آن در صفحه «The New York Times» موجود است. زیبنده بود که مترجم به هر دو نکته اشاره می‌کرد. اکنون به بررسی تفصیلی ترجمه بنگرید که ما آن‌را در چهار بخش دنبال کرده‌ایم. نکته حائز اهمیت آنکه، اگر در یک جمله فقط کلمه یا عبارتی مشکل ترجمه‌ای داشته باشد اما این اشکال به معنای کل جمله آسیب زده باشد، ما آن‌را در بخش نخست ارزیابی کرده‌ایم.

۱_ جملاتی که اشتباه ترجمه شده است.

۱_۱_ صفحه ۵۷:

If we take this problem seriously, and follow out its

implications, it threatens to unravel the entire naturalistic world

picture.

برگردان مترجم:

 اگر ما این مسأله را بجد بگیریم، و لوازمش را استخراج کنیم، آنگاه احتمال توضیح کل جهان‌تصور طبیعت‌گرایانه می‌رود.

توضیح:

مترجم در این جمله دچار خطاهای متعددی شده است. اگر از اشکال‌های ویرایشی آن بگذریم، مهمترین خطا آن است که مترجم جمله را کاملا برخلاف منظور نویسنده ترجمه کرده است. نیگل در نخستین پاراگراف از این بخش، پس از آنکه بیان می‌کند نمی‌توان توصیفی فیزیکی از آگاهی ارائه داد، درصدد است توضیح دهد که اگر این مسأله را جدی بگیریم، تصویر طبیعت‌گرایانه زیر سوال می‌رود. بنابراین معنا ندارد که نیگل قبل از این جمله، آگاهی را مانعی بر سر راه طبیعت‌گرایی بداند، آنگاه طبق ترجمه در جمله تقریبا پایانی بر توضیح طبیعت‌گرایی از جهان اصرار ورزد. اساسا نیگل درصدد است که در این کتاب مشکلات چنین تصویری را برملا سازد. بعلاوه وی در جمله بعدی می‌نویسد: « با این‌همه بدیل‌های طبیعت‌گرایانه دشوار هستند.» نیگل با بیان این جمله می‌گوید، هرچند  آگاهی تهدیدی است علیه تصویر طبیعت‌گرایانه از جهان با اینحال چنین نیست که بدیل‌های تصویر مذکور، آسان باشد.

شاید بتوان گفت مهمترین علت در ترجمه اشتباه این جمله آن است که واژه « threatens » به دو معنای «تهدید…به کردن» و «احتمال وقوع… را دادن» به کار رفته است و مترجم معنای دوم را برگزیده است. درحالی که اگر به بافت جمله توجه داشت احتمالا مرتکب چنین خطای بزرگی نمی‌شد.

ترجمه پیشنهادی:

اگر این مسئله را جدی بگیریم و لوازمش را دنبال کنیم، تهدیدی است بر رازگشایی از کل تصویر طبیعت‌گرایانه از جهان.

۲_۱_ صفحه ۵۸:

…and the secondary qualities …were to be analyzed relationally, in terms of the power of physical things, acting on the senses, to produce those appearances in the minds of observers.

برگردان مترجم:

…و کیفیات ثانویه… باید به نحوی نسبی تحلیل می‌شدند، یعنی بر حسب نیرویی که اشیای مؤثر بر حس بر آن ظواهر موجود در اذهان مشاهده‌گران اِعمال می‌کند.

توضیح:

طبق تصویر اندیشمندان مدرن چون دکارت و گالیله از جهان، کیفیات ثانویه نظیر رنگ، صدا و بو عبارتند از رابطه اشیاء با ما بدین نحو که اشیاء بیرونی بر حواس ما اثر می‌کنند تا نمودهایی از آنها در ذهن شکل گیرد. اگر با ترجمه فوق به این نتیجه برسیم که مترجم هیچ درکی از مطلب نداشته، بیراه سخن نگفته‌ایم. وی نه تنها در دو مورد واژگان را اشتباه ترجمه کرده است که بدان خواهیم پرداخت بلکه با ترجمه نکردن عبارت « to produce » به جمله کاملا نامفهوم فوق دست یافته است.

ترجمه پیشنهادی:

….و کیفیات ثانویه… باید به نحو رابطه‌ای و برحسب نیروی اشیاء فیزیکی تحلیل ‌شوند که بر حواس تأثیر می‌گذارند تا آن نمودها را در اذهان مشاهده‌گران تولید ‌کنند.

۳_۱_  صفحه ۵۸:

It has become clear that our bodies and central nervous systems

are parts of the physical world, composed of the same elements as

everything else and completely describable in terms of the modern

versions of the primary qualities—more sophisticated but still

mathematically and spatiotemporally defined.

برگردان مترجم:

روشن شده است که بدن و دستگاه اعصاب مرکزی ما بخشی از جهان فیزیکی هستند که از همان عناصر چیزهای دیگر تشکیل شده اند و برحسب تقریرهای جدید از کیفیات ثانویه – تعریف پیچیده‌تر اما باز هم ریاضی و زمانی-مکانی- کاملا قابل توصیف است.

توضیح:

این بخش نیز همچون قطعه قبلی، علاوه بر اینکه دارای اشکال‌هایی در ترجمه واژگان است، از نظر ترجمه جمله‌ای نیز نادرست است. نیگل درپی آن است که توضیح دهد هرچند تبیین-های کنونی از بدن و سیستم عصبی پیچیده‌تر شده اما همچنان ریاضیاتی و کمّی است. حال شما بنگرید آیا این نکته از ترجمه فوق قابل احصاء است؟ طبق این ترجمه گویی نیگل می-خواهد بیان کند که طبق تقریرهای مدرن، توصیف بدن و سیستم اعصاب مرکزی ممکن بوده لذا با توصیفات پیشین متفاوت است.

ترجمه پیشنهادی:

روشن شده است که بدن و سیستم اعصاب مرکزی‌مان، اجزاء جهان فیزیکی هستند و از همان عناصری تشکیل یافته‌اند که سایر چیزها درست شده‌اند و براساس تقریرهای نوین از کیفیات اولیه کاملا توصیف‌پذیر هستند که هرچند موشکافانه‌تر بوده اما همچنان ریاضیاتی و زمان-مکانی می‌باشند.

۴_۱_ صفحه ۵۹:

This attempt to overcome the division from the direction of the mental extends from Berkeley…to the logical positivists, who analyzed the physical world as a construction out of sense data.

برگردان مترجم:

تلاش فوق در جهت غلبه بر این تقسیم‌بندی از جهت امور ذهنی از برکلی [Berkeley=]…تا پوزیتیویست‌های منطقی‌ای امتداد می‌یابد که جهان فیزیکی را به مثابه ساختمانی در دل داده‌های حسی تحلیل می‌کردند.

توضیح:

 روشن است که وقتی مولف دو دیدگاه ایده‌آلیسم و پوزیتیویسم را مقابل هم می‌گذارد، باید نگرش هر کدام نسبت به ذهن دقیقا نقطه مقابل دیگری باشد. با این تفسیر، چگونه طبق نظر پوزیتیویست‌ها، جهان فیزیکی در دل داده‌های حسی است؟ اساسا کدام فرهنگ لغت واژه «out» را به «درون» معنا کرده که ما خبر نداریم؟

ترجمه پیشنهادی:

تلاش برای غلبه بر جداسازی از برکلی و در جهت ذهن آغاز می‌شود….و تا پوزیتیویست‌های منطقی امتداد می‌یابد که جهان فیزیکی را به عنوان بنایی خارج از داده‌های حسی تحلیل کردند.

۵_۱_ صفحه ۵۹:

Then, in a rapid historical shift whose causes are somewhat obscure,

idealism was largely displaced in later twentieth-century analytic

philosophy by attempts at unification in the opposite direction,

starting from the physical.

برگردان مترجم:

در این صورت، در تغییر تاریخی سریعی که علل‌اش تا حدی مبهم است، ایده‌آلیسم تا حد زیادی در فلسفه‌ی تحلیلی قرن بیستم متأخر با تلاش در جهت اتحاد در مسیر مخالف، یعنی با شروع از امور فیزیکی از جا تکان خورده است.

توضیح:

بسیار بعید است که خواننده با اتکاء بر ترجمه بتواند درک درستی از مطلب داشته باشد. اگر قرار باشد برگردان مترجم صحیح باشد حتما موظف خواهیم بود از نیگل بپرسیم که با بیان عبارت «تلاش در جهت اتحاد در مسیر مخالف» چه معنایی را اراده کرده است. نیگل پس از اینکه درباره ایده‌‌آلیسم سخن می‌گوید، صرفا قصد دارد  توضیح ‌دهد که این دیدگاه در قرن بیستم جای خود را به مادی‌انگاری داده است.

ترجمه پیشنهادی:

پس در یک تغییر تاریخی سریع که علل آن تا حدودی مبهم است، ایده‌آلیسم تا حد زیادی جای خود را در جهت مقابل به تلاش‌های یگانه‌گردانی داده که نقطه آغازش امور فیزیکی است.

۶_۱_ صفحه ۵۹:

This would continue the onward march of physical

science, through molecular biology, to full closure by swallowing up

the mind in the objective physical reality from which it was initially

excluded.

برگردان مترجم:

این نگرش روند رو به جلو علم فیزیک را، از طریق زیست‌شناسی مولکولی، به تعطیلی کامل می‌کشاند برای اینکه ذهن را در واقعیت فیزیکی عینی‌ای محو می‌کند و ابتدا به ساکن ذهن را نادیده می‌گیرد.

توضیح:

مؤلف که در چند سطر جلوتر، دیدگاه مادی‌انگارانه درخصوص ذهن را توضیح می‌دهد، در این جمله قصد دارد بیان کند که قرار است براساس زیست‌شناسی مولکولی تبیین فیزیکی ذهن صورت پذیرد. حال بنگرید به ترجمه؛ درست برخلاف چیزی است که گفتیم. گویی نگرش مادی‌انگارانه قرار است علم فیزیک را به تعطیلی کشاند. اولا کدام مادی‌انگار وجود دارد که تمایل داشته باشد به چنین کاری مبادرت ورزد و با دست خود تیشه به ریشه مادی-انگاری بزند؟ ثانیا ترجمه فوق با جملات قبل و بعد سازگار نیست. در این جملات بیان نیگل صرفا توصیفی است و از کاری که مادی‌انگار انجام می‌دهد گزارش می‌دهد نه اینکه دفعتا بخواهد در اواسط بند، با ایراد جمله مذکور، بر نادرستی مادی‌انگاری حکم نماید.

ترجمه پیشنهادی:

این دیدگاه با بلعیده شدن ذهن در واقعیت فیزیکی که از آغاز آن‌را کنار گذاشتند، حرکت رو به جلوی علم فیزیکی را از طریق زیست‌شناسی مولکولی تا فرجام نهایی پی می‌گیرد.

۷_۱_ صفحه ۵۹:

The task is to come up with an alternative, and here begins a series of failures.

برگردان مترجم:

وظیفه [ی ما] به دست دادن یک شق بدیل است، و در اینجا کار خود را با یک سلسله از ناکامی‌ها شروع می‌کنیم.

توضیح:

در ادامه جمله قبلی و در انتهای پاراگراف، نیگل برای آغاز پاراگراف بعدی می‌گوید حال که مادی‌انگار با نظر دوگانه‌انگار مخالف است، مأموریت دارد نظریه‌ای بدیل برای مسئله ذهن و بدن ارائه کند که از همین‌جا سلسله‌ی شکست‌ها آغاز می‌شود. اما طبق ترجمه اولا این وظیفه نه بر دوش مادی‌انگار بلکه بر دوش کسانی چون نیگل است ثانیا فاعل فعل «آغاز کردن» نه «ناکامی» بلکه نیگل است. به‌دلیل همین اشتباه است که مترجم گمان کرده برای توضیح جمله نیاز دارد واژه «ما» را به ابتدای آن بیفزاید

ترجمه پیشنهادی:

مأموریت رسیدن به دیدگاهی بدیل است و از اینجا مجموعه‌ای از ناکامی‌ها آغاز می‌شود.

۸_۱_    صفحه ۶۰:

the names of mental states and processes were said not to be

referring expressions.

برگردان مترجم:

اسامی حالات و فرآیندهای ذهنی را تعابیر ارجاع‌کننده می‌دانند.

توضیح: بدیهی است که وقتی رفتارگرایان تحلیلی ذهن و امور ذهنی را چیزی جز رفتار نپندارند، اسم این حالات را دارای مرجع خاصی که حکایت از آن بکند قلمداد نخواهند کرد. ظاهرا مترجم حرف نفی «not» را از قلم انداخته که برگردانی متضاد با مراد رفتارگرایان ارائه کرده است.

ترجمه پیشنهادی:

نام حالات و فرآیندهای ذهنی بازگوکننده‌ی تعابیر ارجاعی نیستند.

۹_۱_  صفحه ۶۰:

It is certainly true that mental phenomena have behavioral manifestations,

which supply our main evidence for them in other creatures.

برگردان مترجم:

به یقین سخن صادقی است که پدیده‌های ذهنی دارای جلوه‌های رفتاری هستند، و قرائن و شواهد اصلی ما به سود آنها در موجودات دیگر نیز مؤید آن پدیده‌هاست.

توضیح:

نیگل در این جمله دو مطلب را تأیید می‌کند: ۱_ پدیده‌های ذهنی دارای علائم رفتاری هستند. ۲_ این علائم  شاهدی است بر اینکه از طریق آنها می‌توان پی به وجود پدیده‌های ذهنی در سایر مخلوقات برد. مطلب نخست از ترجمه استیفاد می‌شود اما درباره مطلب دوم چه باید گفت؟ ترجمه نه تنها دارای اشکالات ویرایشی است به‌طوری که هیچ فارسی‌زبان اصیلی را نمی‌توان یافت که چنین سخن بگوید، بلکه مطابق با متن اصلی نیز نیست. بنگرید به فعل « supply »؛ یا باید گفت که مترجم آنرا ترجمه نکرده است یا آنرا به «مؤید بودن» برگردانده است. در هر دو صورت مرتکب خطا شده است. این فعل در بافت کنونی به معنای «تأمین کردن»، «در اختیار گذاشتن»، «به دست دادن» و معانی از این دست است.

ترجمه پیشنهادی:

به یقین درست است که پدیده‌های ذهنی دارای علائم رفتاری هستند که تأمین‌کننده دلیل اصلی‌مان به وجود آنها در سایر مخلوقات است.

۱۰_۱_  صفحه ۶۱:

That is required for the identity to be a scientific and not a

conceptual truth.

برگردان مترجم:

شرط لازم این‌همانی علمی بودن است و نه صدق مفهومی.

توضیح:

بحث بر سر نظریه «این‌همانی» است که طبق آن امور ذهنی با امور فیزیکی این‌همان هستند و به آنها فروکاست می‌شوند. در پاراگرافی که جمله منتخب در آن قرار گرفته، نیگل بر یکی از مهمترین پرسش‌ها دست می‌گذارد. توضیح آنکه اگر فرض کنیم که اولا شلیک عصب C با احساس درد این‌همان است ثانیا در این نظریه قرار نیست تحلیل مفهومی انجام شود و  واژگان و عبارات ذهنی به بدیل فیزیکی تحلیل شوند، بنابراین لازم است ویژگی و خصوصیتی را مدنظر قرار دهیم که به لحاظ مفهومی با ویژگی‌های فیزیکی متفاوت است. اذعان به چنین ویژگی و خصوصیتی اساس این‌همانی علمی است. به‌عبارت دیگر در این‌همانی علمی با صدق مفهومی سروکار نداریم. پس افزون بر اشکال‌های دیگری که در ترجمه هویدا است، مهمترین اشکال آن است که  اسم اشاره «that» که در جمله منتخب آمده به مطلب فوق (وجود ویژگی‌ای متمایز از ویژگی‌های فیزیکی) اشاره دارد درحالی که مترجم آنرا کاملا نادیده گرفته است. با توجه به این مقدمه اکنون می‌توان ترجمه جمله فوق را چنین پیشنهاد داد:

ترجمه پیشنهادی:

این مسئله برای این‌همانی لازم است تا حقیقتی علمی باشد نه مفهومی.

۱۱_۱_ صفحه ۶۲:

And what they leave out is just what was deliberately left out of the physical world by Descartes and Galileo in order to form the modern concept of the physical, namely, subjective appearances.

برگردان مترجم:

و آنچه آن نظریات حذف می‌کند درست همان چیزی است که عالماً و عامداً دکارت و گالیله از جهان فیزیکی حذف کرده بودند تا مفهوم جدیدی از نمودهای فیزیکی، یعنی، ذهنی پدید آورند.

توضیح:

نیگل معتقد است که نظریه‌هایی چون رفتارگرایی، کارکردگرایی و امثال آن چیزی را از جهان فیزیکی کنار می‌گذارند که دکارت و گالیله چنین کردند و آن عبارت است از نمود‌های درونداد و سوبژکتیو. اکنون بنگرید به ترجمه؛ اولا چگونه می‌توان تصور کرد که طبق نظریات فیزیکالیسمی که امور ذهنی باید کنار گذاشته شوند، نمودهای ذهنی بیانگر نمودهای فیزیکی هستند؟ یعنی مدافعان این نظریه‌ها از یک سو امر ذهنی را حذف و از سوی دیگر اثبات می‌کنند آن هم اثباتی که نمودهای فیزیکی به امور ذهنی معنا شود؟ بعلاوه مرجع « what » چیست؟ خواننده منتظر است که نیگل بگوید ایشان چه چیزی را حذف می‌کنند. با این توصیف باید گفت خطای بزرگ مترجم در این جمله آن است که چون عبارت « namely, subjective appearances » بلافاصله پس از عبارت « concept of the physical » آمده، مترجم خیال کرده بیانگر آن است، درحالی که همانطور که ملاحظه کردیم « namely, subjective appearances » توضیحی است برای « what » که در ابتدای جمله آمده است.

ترجمه پیشنهادی:

آن چیزی که این نظریه‌ها کنار می‌گذارند، دقیقا همان چیزی است که دکارت و گالیله عمدا از جهان فیزیکی کنار گذاشتند تا مفهوم مدرنی را از امر فیزیکی پدید آورند و آن عبارت است از نمودهای درونداد.

۱۲_۱_  صفحه ۶۳:

So if Ψ really is Φ in this sense, and nothing else, then Φ by

itself, once its physical properties are understood, should likewise

be sufficient for the taste of sugar, the feeling of pain, or whatever it

is supposed to be identical with.

برگردان مترجم:

بنابراین، اگر،  به این معنا، Y واقعا Q باشد، و نه‌ هیچ چیز دیگر، آنگاه Y باید یک‌تنه، همین که خواص فیزیکی‌اش مسلم فرض شود، برای چشیدن شکر، احساس درد، یا هر چیز که با Q یکسان انگاشته می‌شود کفایت بکند.

توضیح:

همانطور که معلوم است مترجم برای دو  نماد « Ψ » و « Φ » به ترتیب نمادهای «Y» و «Q» را قرار داده است که به نظر زیباتر آن بود که همان نمادهای مولف گنجانده شود. در انگلیسی « Ψ » نماد هر امر روانی و ذهنی و « Φ » نماد امر فیزیکی است. از این نکته که بگذریم، یک اشتباه خیلی ساده سبب شده که معنای کل جمله تغییر کند. اگر «Q» معادل « Φ » است، مولف در ادامه درباره این کلمه که نماد امر فیزیکی است صحبت می‌کند. در نظریه این‌همانی « Φ » یا به تعبیر مترجم «Q» اساس این‌همانی بوده و امور ذهنی به آن تحویل می‌روند.

ترجمه پیشنهادی:

بنابراین اگر به این معنا « Ψ » واقعا « Φ » باشد نه چیز دیگر، وقتی ویژگی‌های فیزیکی « Φ » را مسلم فرض می‌کنیم، فی‌نفسه همچنین باید برای مزه شکر، احساس درد یا هر چیز دیگری که قرار است با « Φ » این‌همان باشد کفایت بکند.

۱۳_۱_  صفحه ۶۳:

It seems conceivable, for any Φ, that there should be Φ without any experience at all.

برگردان مترجم:

 برای هر Q قابل تصور است که Q وجود داشته باشد بدون اینکه اصلاً هیچ‌گونه تجربه‌ای از آن داشته باشیم.

توضیح:

یکی از انتقادهای مهم بر نظریه این‌همانی را کریپکی بیان کرد. طبق نظر او اسامی نوع مثل آب و H2O نظیر اسامی خاص دال ثابت هستند. بنابراین اگر این‌همان باشند ضرورتا این‌همان هستند. اما اگر ضرورتا این‌همان نباشند، اساسا این‌همان نیستند. حال اگر طبق ادعای مدافعان نظریه این‌همانی، امر فیزیکی مثل «عصب C» با امری ذهنی نظیر «احساس درد» این‌همان است باید مثل این-همانی‌های علمی چون آب و H2O ضروری باشد یعنی نتوان هیچ یکی از طرفین را بدون دیگری تصور کرد. اما تصورپذیر است که عصب C فاقد ویژگی ذهنی «احساس درد» باشد لذا این دو این-همان نیستند. با این‌حساب بحث بر سر ویژگی فیزیکی است که از ویژگی ذهنی بی‌بهره باشد نه اینکه نسبت ویژگی فیزیکی با ما سنجیده شود و بگوییم وضعیتی را می‌توان تصور کرد که ویژگی فیزیکی وجود دارد اما ما از آن تجربه‌ای نداریم. به عبارت دیگر در نظریه این‌همانی نسبت دو ویژگی با هم سنجیده می شود نه نسبت ویژگی فیزیکی با ما. بعلاوه درخصوص ادراک ویژگی فیزیکی، واژه تجربه به‌کار نمی‌رود. تجربه در این متن صرفا به ویژگی‌های ذهنی درونداد اطلاق می‌شود.

ترجمه پیشنهادی:

برای هر Φ  قابل تصور است که Φ بدون هرگونه تجربه‌ای وجود داشته باشد.

۱٫۱۴٫  صفحه ۶۴:

But if we don’t regard that as an option and still want to pursue a unified

world picture, I believe we will have to leave materialism behind.

برگردان مترجم:

 اما اگر دوگانه‌انگاری را تنها شق ممکن ندانیم و، با این‌همه، بخواهیم باز به دنبال جهان‌نگری واحد باشیم، به عقیده‌ی من باید مادی‌انگاری را پشت سر بگذاریم.

توضیح:

پس از آنکه نیگل درباره برخی از نظریه‌های مادی‌انگاری نظیر رفتارگرایی و این‌همانی سخن گفت و آنها را مردود اعلام کرد اکنون به آخرین نظریه مادی‌انگاری یعنی حذف‌گرایی اشاره می‌کند؛ دیدگاهی که طبق آن ذهن اساسا وجود ندارد. حال می‌خواهد بگوید که اگر این نظریه را درست ندانیم و همچنان تصویر یکپارچه از جهان را در سر بپرورانیم باید به‌کلی دست از مادی‌انگاری بشوییم.

اما مترجم ضمیر that را به نظریه دوگانه‌انگاری برگردانده است درحالی که این ارجاع کاملا اشتباه است و نه تنها با عبارتهای این جمله بلکه با جملات قبل و بعد نیز همخوان نیست. معنا ندارد که بگوییم، اگر دوگانه‌انگاری را گزینه ممکن ندانیم باید مادی‌انگاری را رها کنیم.

ترجمه پیشنهادی:

اما اگر حذف‌گرایی را به‌عنوان یک گزینه ممکن ندانیم وهمچنان بخواهیم به‌ دنبال تصویری یکپارچه از جهان باشیم، به اعتقاد من باید مادی‌انگاری را رها کنیم.

۱۵_۱_  صفحه ۶۴:

I suspect that the appearance of contingency in the relation

between mind and brain is probably an illusion, and that it is in fact

a necessary but nonconceptual connection, concealed from us by

the inadequacy of our present concepts.

برگردان مترجم:

ظن من بر این است که امکان بودن ارتباط بین ذهن و مغز احتمالاً توهم است، و این ارتباط، در واقع، ارتباط ضروری اما غیر مفهومی است، و ناکافی بودن مفاهیم کنونی ما این ارتباط را از ما پنهان می‌کند.

توضیح:

این بخش را باید یکی از شاهکارهای ترجمه به حساب آورد. متأسفانه مترجم با برگردان اشتباه کلمه « suspect » کاملا معنای جمله را تغییر داده است. نیگل درصدد بیان این جمله است که شاید مدافعان نظریه این‌همانی، ارتباط بین ذهن و بدن را همچون آب و H2O نه امکانی بلکه ضروری پسینی دانسته که در حال حاضر مفاهیم کافی برای روشن کردن چنین این‌همانی در دست نیست لذا همچنان این‌همانی برقرار است. اما باید اذعان کرد که این اعتقاد به غایت مشکوک است. حال بنگرید به ترجمه؛ گویی نیگل نیز در قامت یک نظریه‌پرداز این‌همانی معتقد است که رابطه ذهن و بدن نه امکانی بلکه ضروری است!!

ترجمه پیشنهادی:

من به اینکه ظهور امکان در رابطه ذهن و بدن احتمالا توهم است و در واقع ارتباطی ضروری، البته نه پیوندی مفهومی، است که به‌دلیل ناکافی بودن مفاهیم کنونی‌مان از ما پنهان مانده است، مشکوکم.

۱۶_۱_  صفحه ۶۵:

Certainly the mind-body problem is difficult enough that we

should be suspicious of attempts to solve it with the concepts and

methods developed to account for very different kinds of things.

برگردان مترجم:

مسلماً مسأله‌ی ذهن-بدن آن‌قدر دشوار هست که ما باید نسبت به تلا‌ش‌هایی در جهت حل آن مشکوک باشیم با توجه به اینکه این مفاهیم و روش‌ها به وجود آمدند تا انواع بسیار مختلفی از چیزها را توضیح بدهند.

توضیح:

شک نیگل به تلاش‌ کسانی است که می‌خواهند مسئله ذهن و بدن را با استفاده از مفاهیم و روش-هایی حل کنند که برای چیزهای دیگری متفاوت با مسئله ذهن و بدن به کار گرفته می‌شوند. اکنون خواننده محترم بسنجد که آیا مطلب فوق‌الذکر با برگردان مترجم همخوان است یا خیر؟

ترجمه پیشنهادی:

قطعا مسئله ذهن و بدن به قدر کافی دشوار است که مجبور باشیم به تلاش‌هایی مشکوک باشیم که این مسئله را با مفاهیم و روش‌هایی حل می‌کنند که برای توضیح انواع چیزهای خیلی متفاوت بسط یافته‌اند.

۲_ کلمات و شبه‌جمله‌هایی که اشتباه ترجمه شده‌اند. (ابتدا برگردان مترجم سپس ترجمه پیشنهادی آمده است.)

۱_۲_ صفحه ۵۷) physical science: «علم فیزیک» به جای «علم فیزیکی» (این اشکال در موارد متعدد تکرار شده است. علم فیزیک صرفا به دانشی خاص اطلاق می‌شود اما اگر به فیزیکالیسم معتقد باشیم و جهان را صرفا برساخته از اجزاء فیزیکی بدانیم، دانش‌هایی چون زیست-شناسی، روان‌شناسی و … نیز علم فیزیکی شمرده می‌شوند.)

۲_۲_ صفحه ۵۷) quantitative description  mathematically precise: «توصیف کمی و به لحاظ ریاضی دقیقی» به جای « به لحاظ ریاضیاتی توصیف کمّی دقیقی (قید «به لحاظ ریاضیاتی» نه فقط «توصیف» بلکه «توصیف کمّی» را مقید می‌کند.)

۳_۲_ صفحه ۵۸) relationally: «به‌ نحوی نسبی » به جای « به نحو رابطه‌ای». (این مشکل در صفحه ۶۲ بار دیگر تکرار شده است.)

۴_۲_ صفحه ۵۸) parts: «بخش» به جای «اجزاء».

۵_۲_ صفحه ۵۸) primary qualities: «کیفیات ثانویه» به جای «کیفیات اولیه».

۶_۲_ صفحه ۵۸) subjective experiences: «تجارب ذهنی» به جای «تجارب درونداد یا سوبژکتیو» (چون در این کتاب واژه «mental» به «ذهنی» ترجمه شده لازم است برای واژه « subjective » ترجمه‌ای متفاوت انتخاب شود. دلیل دیگر اینکه در همین جمله تجارب سوبژکتیو قسمی از حیات ذهنی درنظر گرفته شده است.)

۷_۲_ صفحه ۵۸)creatures those of other: «حیات دیگر انسان‌ها» به جای «حیات سایر موجودات».

۸_۲_ صفحه ۵۹) have encouraged: «زنده کرده است» به جای «تقویت کرده است».

۹_۲_ صفحه ۵۹) primarily: « در وهله‌ی اول» به جای «عمدتا».

۱۰_۲_ صفحه ۵۹) ultimate reality: «واقعیت غایی» به جای «واقعیت بنیادی».

۱۱_۲_ صفحه ۶۰) behavioral dispositions: «گرایش‌های رفتاری» به جای «استعداد‌های رفتاری». (دیسپوزیشن یا استعداد، اصطلاحی تخصصی در رفتارگرایی است. طبق رفتارگرایی امور ذهنی چیزی جز رفتار نیستند. حتی اموری که به رفتار نمی‌انجامند چون قوه یا استعداد تبدیل شدن به رفتار را دارند، نوعی رفتار به حساب می‌آیند. بنابراین انتخاب واژه «گرایش» برای این واژه نه تنها مرسوم نیست بلکه معنای یادشده را منتقل نمی‌کند.)

۱۲_۲_ صفحه ۶۰) essentially: «اساسا» به جای «ضرورتا».

۱۳_۲_ صفحه ۶۰) needs: «باید» به جای «نیاز است».

۲٫۱۴٫  صفحه ۶۰) mental statement: «گزاره‌ی ذهنی» به جای «گفته یا بیان ذهنی» (گزاره اصطلاحی فلسفی است و با اظهار و بیان فرق می‌کند).

۱۵_۲_ صفحه ۶۰) the aspect of mental phenomena: «وجه پدیده‌ی ذهنی» به جای « جنبه‌ای از پدیدارهای ذهنی».

۱۶_۲_  صفحه ۶۰) the way sugar tastes to you: «طعم شکر در مذاق شما» به جای « نحوه‌ای که مزه شکر را می‌چشید». (کیفیت پدیداری اشیاء، نحوه تجربه و به نظر رسیدن آنها برای ما است.)

۱۷_۲_ صفحه ۶۱) this در عبارت « Since this is not a conceptual truth»: «سخن» به جای «نظریه».

۱۸_۲_ صفحه ۶۱) quality nonphysical experiential: «ویژگی آزمایشی غیر فیزیکی» به جای «کیفیت تجربی غیر فیزیکی» (اولا quality را باید به کیفیت ترجمه کرد نه ویژگی. ویژگی برگردان property است و متاسفانه مترجم همچون بسیاری از اصطلاحات، دقت نکرده که باید برای هر یک از آنها، معنای خاص آن را به کار برد. اما خطای فاحش دیگر او در برگردان experiential به آزمایشی است، درحالی که مقصود از این واژه در این بافت همان کیفیات تجربی است. یعنی دست کم بخش خاصی از ویژگی‌های ذهنی که دارای کیفیت هستند، نظیر نحوه به نظر رسیدن بوی خوش. ایشان دقت نکرده که اساسا ویژگی آزمایشی غیر فیزیکی چه ترکیبی نامتجانسی است. چه معنایی دارد که ویژگی‌ای آزمایشی اما غیر فیزیکی باشد!؟)

۱۹_۲_ صفحه ۶۱) analysis conceptual: «تحلیل غیر مفهومی» به جای «تحلیل مفهومی».

۲۰_۲_ صفحه ۶۱) behaviorism analytical: « تحلیل مفهومی» به جای «رفتارگرایی تحلیلی».

۲۱_۲_ صفحه ۶۲) causes و is caused: به ترتیب «موجب» و «ناشی از» به جای «علت» و «معلول» (همانطور که پیش از این اشاره کردیم اصطلاحات هر علم باید درست ترجمه شود. وقتی در ابتدای جمله سخن از اضافه شدن مؤلفه علّی است در ادامه باید علت و معلول ترجمه کرد.)

۲۲_۲_ صفحه ۶۲) had to explain: «باید تبیین کنند» به جای « مجبور بودند تبیین کنند».

۲۳_۲_ صفحه ۶۲) the reference of “pain“: «ارجاع به درد» به جای «ارجاع درد». (وقتی reference با حرف اضافه of می‌آید به صورت «از» یا علامت کسره ترجمه می‌شود که در اینجا دومی مناسب است).

۲۴_۲_  صفحه ۶۲) under the headings: «تحت عنوان» به جای «تحت عناوین».

۲۵_۲_  صفحه ۶۲) leave out: «حذف کردن» به جای «کنار گذاشتن». (از آنجا که «حذف-گرایی» یکی از نظریه‌های فلسفی است، شایسته نیست وقتی صحبت درباره سایر دیدگاه‌هایی است که «حذف‌گرایی» در زمره آن‌ها نیست، از این عبارت استفاده کرد.)

۲۶_۲_  صفحه ۶۲) Identity theorists: «نظریات این‌همانی» به‌جای «نظریه‌پردازان این-همانی».

۲۷_۲_  صفحه ۶۲) Heat: «درجه‌ی حرارت» به جای «حرارت» (هرچند این واژه به درجه حرارت نیز ترجمه می‌شود اما وقتی می‌گوییم چیزی با جنبش مولکولی این‌همان است، مقصود نه درجه حرارت بلکه خود حرارت یا گرما است. درجه حرارت و حرارت دو چیز هستند نه یک چیز).

۲۸_۲_  صفحه ۶۲) argued: «قائل بود» به جای «استدلال کرد». (این هم یکی دیگر از جاهایی که نشان می‌دهد مترجم به اصطلاحات خاص فلسفه توجه نکرده است.)

۲۹_۲_  صفحه ۶۳) a priori: «پیشین» به جای «پیشینی». (باز هم توجه نداشتن به اصطلاحات فلسفه)

۳۰_۲_  صفحه ۶۳) existing: «وجودی» به جای «موجودی».

۳۱_۲_  صفحه ۶۳) or taste: «و بچشد» به جای «یا بچشد».

۳۲_۲_ صفحه ۶۳) effects: «اثر و تأثیر» به جای «تأثیرها».

۳۳_۲_ صفحه ۶۳) the taste of sugar: «چشیدن شکر» به جای «مزه و طعم شکر». (این مزه و طعم شکر است که دارای احساس پدیداری است نه چشیدن آن که صرفا عملی فیزیکی است.)

۳۴_۲_ صفحه ۶۳) contingently: «مشروط» به جای «امکانی» (یکی از مهمترین ادعاهای نظریه پردازان این‌همانی این است که این‌همانی های علمی از سنخ تحلیلی نبوده تا ضروری باشند بلکه رابطه آنها امکانی است. یعنی هرچند ذهن و بدن با هم این‌همان هستند اما می‌توان یکی را بدون دیگری تصور کرد لذا رابطه آنها ضروری نیست. این مطلب را می توان در مقاله «پلیس» (Place) که نیگل نیز بدان اشاره می‌کند یافت. اتفاقا استدلال کریپکی آن است که اگر دو چیز با هم این‌همان باشند، این‌همانی باید ضروری باشد نه امکانی و چون این‌همانی ذهن و بدن ضروری نیست لاجرم اساسا این‌همانی بین این دو برقرار نخواهد بود. اکنون بنگرید که از برگردان «مشروط» چگونه باید امکان یاد شده را درک کرد. این هم نشان از آن است که مترجم به این کلمه که اصطلاحی خاص است توجهی ندارد)

۳۵_۲_ صفحه ۶۴) evidence: «قرائن و شواهد» به جای «شاهد».

۳_ کلمات و عباراتی که ترجمه نشده‌اند. (زیر این کلمات خط کشیده شده است. ما در اینجا نیز ابتدا ترجمه مترجم از عبارت و سپس ترجمه پیشنهادی را می‌آوریم).

۳_۱_ صفحه ۵۷) Let me begin with a brief history of: «کار خود را با تاریخ مختصر …شروع می‌کنم» به جای «اجازه دهید کار خود را با تاریخ مختصر…شروع کنم»

۳_۲_ صفحه ۶۰) all that needs: «آنچه باید» به جای «همه‌ی آنچه نیاز است».

۳_۳_ صفحه ۶۱) can be confirmed only by the future development of science  : «می‌توان آن‌را با پیشرفت‌های آینده علم تأیید کرد» به جای «صرفا می‌توان آن‌را با توسعه آتی علم تصدیق کرد».

۴_ کلمات و عباراتی که معادلی در متن اصلی ندارند و مترجم بدون دلیل آنها را به ترجمه افزوده است. (زیر کلمه‌ای که در متن نیست خط کشیده‌ایم)

۴_۱_ صفحه ۵۹) The task is to come up with an alternative:  «وظیفه[ی ما] به دست دادن یک شق بدیل است.» (با مطالبی که قبلا درباره این عبارت بیان کردیم نیازی به افزوده مترجم نیست.)

۴_۲_ صفحه ۶۰) It is certainly true: «به یقین سخن صادقی است» به جای «قطعا صادق است».

۴_۳_ صفحه ۶۱) tended to be pulled back: «معمولا…عقب‌نشینی می‌کنند» ( نیازی به این واژه نیست و حذف آن ضرری به متن نمی‌زند.)

۴_۴_ صفحه ۶۳)  water you don’t need anything more than H2O for: «برای [تشکیل] آب به چیز بیشتری از H2O نیاز ندارید.» به جای «برای آب به چیزی بیش از H2O نیاز ندارید» (این ترجمه نوعی دوگانگی بین آب و H2O را می‌رساند. گویی آب چیزی است غیر از H2O که برای تحقق آن نیازمند H2O است. درحالی که طبق نظریه این‌همانی مقصود از این جمله آن است که اب همان H2O است.  کسی می‌تواند دوگانه انگار ویژگی باشد و بگوید برای تشکیل و تحقق امر ذهنی صرفا به امر مادی نیازمندیم اما همچنان به دوگانگی بین ویژگی ذهنی و فیزیکی باور داشته باشد.)

۵_ اشکالات ویرایشی

۵_۱_ تلاش شده معادل انگلیسی اسامی خاص در متن ذکر شوند اما این قاعده همه جای کتاب اعمال نشده است. برای نمونه بنگرید به صفحه ۵۷؛ هرچند معادل نام گالیله در کروشه آمده اما مترجم از ذکر معادل نام دکارت خودداری کرده است.

۵_۲_ در صفحه ۵۱، معادل جمله «شرط لازم این‌همانی علمی بودن است و نه صدق مفهومی» به صورت مورب و ایتالیک آمده، در حالی که در متن ترجمه این مسئله رعایت نشده است.

۵_۳_ در سطور مختلفی از بخش منتخب، بلافاصله پس از ویرگول، حرف عطف «و» آمده که این خلاف ویرایش فارسی است. برای نمونه نگاه کنید به صفحه ۵۷ جمله: «اگر ما این مسأله را بجد بگیریم، و لوازمش را استخراج کنیم….».

۶_ اشکالات نثر فارسی

اگر فارغ از اشکالات ترجمه‌ای، بخواهیم صرفا بر نثر فارسی و میزان خوشخوان بودن تمرکز کنیم، باید گفت که کتاب از این جهت نیز دارای اشکالاتی است. هرچند از بخش نخست که به ترجمه جملات پرداختیم تا حدود زیادی می‌توان این مطلب را استنباط کرد، با این‌حال ما در اینجا به برخی دیگر از موارد اشاره می‌کنیم.

۶_۱_ صفحه ۵۹: «در این نگرش دوگانه‌انگار…» (می‌توان گفت: به‌نظر دوگانه‌انگار….)

۶_۲_ صفحه ۶۱: «این نظریه قائل بود که….» (مگر نظریه هم صاحب درک و شعور است که به آن قائل بودن را نسبت ‌دهیم؟ می‌توان به جای آن گفت: طبق این نظریه….)

۶_۳_ صفحه ۶۲: «افزوده‌ی فوق انگیخته‌ی این نیاز است که …» (درک این جمله بر عهده خواننده!)

۶_۴_ صفحه ۶۳: «ما معمولا آب را از طریق کیفیات قابل ادراک حسی‌اش می‌شناسیم.» (به جای «قابل ادراک حسی‌اش» می‌توان واژه کوتاه «محسوس» را برگزید)

انتحال

مترجم پیش از آغاز کتاب، مقدمه‌ای با عنوان «مقدمه‌ی مترجم» به کتاب افزوده است. با مطالعه آن درمی-یابیم که این مقدمه در حکم یک مقاله مروری (review) است که از تسلط نسبی نویسنده بر کتاب نیگل حکایت می‌کند. از آن‌رو که زبان این مقدمه، ترجمه‌ای بود، نویسنده این سطور را بر آن داشت تا جستجویی در فضای مجازی انجام دهد و با کمال تأسف باید گفت که این مقدمه برگرفته از مقاله‌ای است که شخصی به نام «مورلند» (Moreland) در همان سال انتشار کتاب، آنرا در مجله‌ای با عنوان « PhilosoPhia Christi » شماره ۱۴ به چاپ رسانیده و شوربختانه مترجم آن‌را به نام خود به فارسی برگردانده است. جالب آنکه مترجم حتی تلاش نکرده شماره صفحاتی را تغییر دهد که مورلند براساس متن انگلیسی به آنها ارجاع داده است و صرفا در پایان این مقاله پاراگرافی را به تشکر از برخی افراد نظیر آقای مصطفی ملکیان اختصاص داده که ظاهرا بسیار تحت تأثیر ایشان است. همگان می‌دانند که امروزه این کار چیزی جز دزدی علمی یا انتحال نامیده نمی‌شود و در فضاهای دانشگاهی با آن برخورد جدی می‌‌کنند.

سخن آخر

آقای مصطفی ملکیان در مراسم رونمایی از ترجمه کتاب «برابری و جانبداری» که در خرداد سال ۱۳۹۴ در مشهد برگزار شد، دکتر حیدری را یگانه دانشجو و دوستی می‌داند که معرفی وی از نیگل را جدی گرفت و تلاش کرد آثار او را به فارسی برگرداند. ملکیان در ادامه چنین می‌گوید:

 «من راستش در مسائل علمی با هیچ کسی واقعا تعارف ندارم. این را صادقانه می‌گویم. اگر بخواهم داوری منصفانه بکنم به نظر من ترجمه‌های دکتر حیدری از لحاظ دقت بسیار عالی است».

ما در اینجا درباره سایر آثار ترجمه‌شده نیگل چیزی نمی‌توانیم بگوییم که هر یک از آنها نیازمند بررسی جداگانه است. اما اگر صرفا بر کتاب «ذهن و کیهان» تمرکز کنیم با نگاه خوشبینانه باید گفت که جناب ملکیان ترجمه این کتاب را ملاحظه نکرده است وگرنه دست‌کم این کتاب را از گفتار خود استثناء می‌کرد. البته اکنون بر اهل فن ضرورت دارد که سایر کتابهای دکتر حیدری را بررسی نماید تا میزان صحت و سقم کلام آقای ملکیان بیش از پیش روشن شود.

امیدواریم این نقد توانسته باشد، به قدر ناچیزی تهور و بی‌باکی مترجمانی چون آقای حیدری را کاهش داده و پیش از ترجمه یک اثر، دانش خود را درباره موضوع کتاب بیازمایند. البته با توجه به خوشخوان نبودن متن فارسی، بر همه‌ی ما از جمله آقای حیدری، فرض است که به زبان فارسی اهمیت بیشتری دهیم. همچنین امید آن داریم که ناشرانی چون نشر نگاه معاصر، بی‌دلیل به مترجم اعتماد نکنند و دست‌کم بخش‌هایی از اثر ترجمه شده را به رؤیت متخصصان آن علم بسپارند.

.


.

فایل pdf این نوشتار

.


.

«وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند»

نقد و بررسی ترجمه کتاب «ذهن و کیهان»

مولف: تامس نیگل؛ مترجم: جواد حیدری؛ نشر نگاه معاصر: ۱۳۹۲

نویسنده نقد: مهدی امیریان

.


.

+ وقتی مترجم کیهان را بر ذهن نیگل آوار می‌کند! • فیزیک تک
دانلود آهنگ علیرضا قرایی منش مطمئن باش
2 ساعت پیش ارسال شده

دانلود آهنگ علیرضا قرایی منش مطمئن باش

آپ موزیک هم اکنون برای شما ترانه مطمئن باش با صدای علیرضا قرایی منش را آماده کرده است

Exclusive Song: Alireza Gharaei Manesh – “Motmaen Bash” With Text And Direct Links In UpMusic

Alireza Gharaei Manesh Motmaen Bash دانلود آهنگ علیرضا قرایی منش مطمئن باش

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

شعر : پوریا ربیعی / آهنگسازی و تنظیم کننده : علیرضا قرایی منش

UpMusicTag دانلود آهنگ علیرضا قرایی منش مطمئن باش

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

علیرضا قرایی منش مطمئن باش

منبع ( source ) : دانلود آهنگ علیرضا قرایی منش مطمئن باش

+ دانلود آهنگ علیرضا قرایی منش مطمئن باش
دانلود آهنگ سعید مدرس دنیای وارونه
3 ساعت پیش ارسال شده

دانلود آهنگ سعید مدرس دنیای وارونه

امشب شما کاربران می توانید ترانه دنیای وارونه را با صدای زیبای سعید مدرس دانلود کنید

Exclusive Song: Saeed Modarres – “Donyaye Varoone” With Text And Direct Links In UpMusic

fgh 1 دانلود آهنگ سعید مدرس دنیای وارونه

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

قسمتی از متن ترانه : 

دنیای وارونه♬♫
اینو خوب می دونه♬♫
من دیوونه تو رو دوست دارم♬♫

UpMusicTag دانلود آهنگ سعید مدرس دنیای وارونه
اون همه بدیات♬♫
دوباره با صدات♬♫
گم میشه  میره زود از یادم♬♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

سعید مدرس دنیای وارونه

منبع ( source ) : دانلود آهنگ سعید مدرس دنیای وارونه

+ دانلود آهنگ سعید مدرس دنیای وارونه
فیزیک تک – پشت پرده تشریفات پنهان سفرهای رهبران جهان/ چرا «اون» دستشویی خود را تا سنگاپور برد؟
3 ساعت پیش ارسال شده

 

بدون شک پرداخت هزینه هتل‌های جزیره سنتوزای سنگاپور برای ترامپ سهل است، اما زمانی که پای کیم جونگ‌اون به میان آمد موضوع کمی پیچیده شد.

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۹ جوزا ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۱۲

پشت پرده تشریفات پنهان سفرهای رهبران جهان/ چرا «اون» دستشویی خود را تا سنگاپور برد؟

سفرهای شخصیت‌ها و رهبران کشورهای رده اول جهان علاوه‌بر متن آن حاشیه‌های جالبی دارد که تا جمع کردن ادرار از سوی تیم حفاظت نیز می‌رسد. سفر کیم جونگ‌اون، رهبر کره‌شمالی به سنگاپور برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا صرف‌نظر از اهمیت راهبردی آن به‌عنوان یک نقطه عطف در روابط راهبردی دو کشور حاشیه‌های خاص خود را داشت که در فلاش دوربین‌ها و هیاهو و غوغای اصل دیدار کمتر به چشم آمدند.
یکی از مهم‌ترین این حاشیه‌ها بحث‌های لجستیکی و تامین هزینه‌های این سفر بود. بدون شک پرداخت هزینه هتل‌های جزیره سنتوزای سنگاپور برای ترامپ سهل است، اما زمانی که پای کیم جونگ‌اون به میان آمد موضوع کمی پیچیده شد. کمترین هزینه هتل‌های این جزیره شبی ۷۰۰۰ هزار دلار آب می‌خورد. شاید این ماجرا بیشتر به یک شوخی شبیه باشد، اما وقتی درآمدهای ارزی کره‌شمالی که در هر سال به ۲ تا ۳ میلیارد بالغ می‌شود را می‌شنویم، آنگاه تامین این هزینه‌ها کمی با اما و اگر روبه‌رو می‌شود. حالا به‌نظر می‌رسد که بخش اعظم این هزینه را میزبان سنگاپوری پرداخت و در قبال آن خود را به‌عنوان چهار‌راهی مطمئن در منطقه پر افت‌و‌خیز خاورمیانه مطرح کرده است.
این تنها مشکل نبود؛ به‌دلیل محدودیت‌های هواپیماهای کره‌شمالی و تعداد بالای اعضای هیات این کشور، درنهایت یک هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ ایرچاینا، رهبر کره‌شمالی را به سنگاپور رساند و دو هواپیمای کره‌شمالی تمام تجهیزات لازم را برای زندگی دو روزه کیم جونگ‌اون به سنگاپور منتقل کردند.
رهبر کره‌شمالی علاوه‌بر غذای چند روز خود، ماشین مرسدس بنز مورد علاقه‌اش، تخت‌خواب و سرویس دستشویی مورد علاقه خود را به سنگاپور رساند. شاید در قرن بیست‌و‌یکم چنین موردی عجیب باشد، اما این عادت تنها مختص رهبرانی همچون کیم جونگ‌اون نیست.

 ادرار هم سند محرمانه است

زمانی که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به تهران آمده بود، روایتی دهان به دهان بین خبرنگاران می‌چرخید که تیم حفاظت پوتین حتی ادرار وی را نیز جمع‌آوری کرده‌اند. شاید چنین کاری کمی دور از عقل به‌نظر برسد، اما نگاهی به خاطرات برخی رهبران و سرویس‌های جاسوسی دنیا نشان می‌دهد اتفاقا حتی چنین فضولاتی می‌تواند منبع بی‌شماری از اطلاعات را در اختیار هر سازمان جاسوسی قرار دهد. الکساندر دومرانش، رئیس اسبق سازمان اطلاعات خارجی فرانسه، در خاطرات خود با اشاره به سفر برژنف در صدر هیات‌رئیسه اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۱ به غرب اروپا از تلاش این سازمان برای دستیابی به اطلاعات جزئی درخصوص خلق و خو یا وضعیت سلامتی وی می‌نویسد. سازمان اطلاعات خارجی فرانسه با همکاری دانمارک، زمانی که برژنف راهی این کشور شده بود بخشی از نمونه آب حمام وی را جمع‌آوری می‌کند. این آب نشان داد که برژنف به‌شدت به الکل معتاد است و مدت زمان زیادی تا پایان عمر وی نمانده است. سازمان اطلاعات خارجی فرانسه با همین اطلاعات توانست به تشریفات کاخ الیزه اطلاع دهد در مراسم پذیرایی از برژنف، انواع مشروبات الکلی را حاضر کنند. شاید با چنین داستانی بتوان به تیم‌های حفاظت حق داد کوچک‌ترین اثری از شخصیت مورد حفاظت را در کشور میزبان به‌جا نگذارند، چراکه می‌تواند دریایی از اطلاعات را در اختیار طرف مقابل قرار دهد.

 ماشین‌هایی که کدهای هسته‌ای را انتقال می‌دهند

با این حال تدارکات برای حفاظت از چنین شخصیت‌هایی تنها محدود به چنین مواردی نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین مواردی که در این باره مشهور است انتقال تجهیزات و خودروهای حمل‌ونقل شخصیت‌ها و سران کشورها به محل کشور میزبان است که این مساله به‌خصوص در مورد کشورهای دارای سلاح هسته‌ای به‌شدت شایع است. این خودروها علاوه‌بر حمل شخصیت، وظایف مهم‌تر دیگری دارند. بخشی از این کاروان خودروها وظیفه انتقال سیگنال‌های لازم برای فعال کردن سلاح‌های هسته‌ای جهت پرتاب را برعهده دارند؛ سیستمی که باید همراه روسای‌جمهور صاحب سلاح‌های اتمی باشد.

 کیف سحرآمیزی برای مقابله با حمله دشمن

این سیستم سال‌هاست که در اختیار کشورهای دارای سلاح هسته‌ای فعال است. هدف از آن مقابله با حملات اشتباهی و فعال شدن ناگهانی سلاح‌های هسته‌ای است. کلاهک‌های هسته‌ای در پنج کشور صاحب سلاح هسته‌ای برای فعال شدن نیاز به ارسال کدهای فعال‌سازی از سوی بالاترین سطح تصمیم گیرنده دارند.  در‌صورتی که سلاح توسط موشک‌های بالستیک یا هواپیماهای جنگنده پرتاب شود، کوچک‌ترین اتفاقی رخ نخواهد داد. این سیستم در دو کشور روسیه و آمریکا اهمیت بالایی دارد، چراکه این دو کشور نزدیک به ۹۰ درصد سلاح‌های اتمی دنیا را در اختیار دارند. این کد از طریق یک کیف در اختیار روسای‌جمهور دو کشور قرار می‌گیرد. روسای‌جمهور روسیه و آمریکا از طریق این کیف می‌توانند به کدها و دستورالعمل‌هایی که امکان استفاده از آنها را می‌دهد، دست یابند. هر کس این کیف‌ها را باز کند، شاید با توصیفاتی که از آنها شده است، کمی ناامید شود.

در این کیف‌ها خبری از تجهیزات الکترونیکی پیشرفته یا سیستم‌های انتقال نیست، بلکه اغلب شامل دیسکت‌های کد هسته‌ای است و انتقال این کدها به مراکز فرماندهی نیاز به تجهیزات ارتباطات ماهواره‌ای قوی دارد. به‌صورت معمول کیف‌ها توسط یک آجودان نظامی همواره نزدیک روسای‌جمهور دو کشور حمل می‌شود. در سفرهای آنان نیز علاوه‌بر این کیف‌ها تجهیزات ارسال سیگنال در قالب خودروهای تشریفات نیز به کشور میزبان حمل می‌شود. نزدیک بودن این خودروها به روسای‌جمهور این دو کشور امکان هرگونه واکنش سریع به حملات ناگهانی اتمی را در کمترین فاصله فراهم می‌کند. علاوه‌بر روسای‌جمهور روسیه و آمریکا، کشورهای فرانسه، انگلستان و چین نیز از این امکان بهره می‌برند. با این حال به‌دلیل نبود مناقشه جدی، سیستم تسلیحات هسته‌ای این کشورها در حال غیر‌فعال قرار دارد.  نکته طنز ماجرا اینجاست که یک‌بار بیل کلینتون، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا به این نکته اعتراف کرد که نزدیک به یک هفته این کدها را گم کرده بود.

 تشریفات تو خالی سعودی‌ها

برخی از روسا و رهبران کشور هیچ نیازی به چنین تجهیزاتی ندارند، بلکه تنها به‌دلیل تشریفات یا خودنمایی دست به تشریفات گسترده می‌زنند. شاید جالب‌ترین نمونه از چنین حاکمانی معمر قذافی باشد. قذافی تمام محافظان خود را از بین زنان انتخاب می‌کرد و عادت داشت برای اینکه حس بادیه‌نشینی خود را حفظ کند، همواره یک چادر را با خود حمل و آن را در محل اقامت خود برپا می‌کرد. شاه عربستان نیز برای طی کردن تعطیلات هفتگی خود در فرانسه، یک هتل پنج ستاره به‌طور کامل اجاره و حتی بخشی از ساحل را مسدود کرد. این اقدام پادشاه عربستان با اعتراضات گسترده مردم فرانسه روبه‌رو شد، به‌گونه‌ای که شاه سعودی مجبور شد سفر خود را نیمه‌کاره رها کرده و به عربستان باز گردد. مهم‌ترین محل برای گذراندن تعطیلات شاهان سعودی در کشورهای شمال آفریقا از‌جمله مراکش و مغرب است و مزاحمت‌های بی‌موقع پادشاهان سعودی کوچک‌ترین اعتراضی را از سوی مردم برنمی‌انگیزد، چراکه هیچ‌کس حق اعتراض ندارد.

پشت پرده تشریفات پنهان سفرهای رهبران جهان/ چرا «اون» دستشویی خود را تا سنگاپور برد؟

به‌صورت معمول هزینه‌های سفرهای فوق نیز از جیب مردم و درآمدهای نفتی سعودی پرداخت می‌شود که اغلب سر به میلیاردها دلار می‌زند.

در پایان شاید ذکر این نکته لازم باشد که چنین تشریفاتی هیچ‌گاه نمی‌تواند به افزایش محبوبیت یا اقتدار یک رهبر بینجامد. شاید اگر اون به سلاح هسته‌ای دست پیدا نمی‌کرد‌، انتظار چنین احترامی بیهوده بود، حتی اگر اون تمام کاخ سلطنتی خود را بار هواپیما می‌کرد و به سنگاپور می‌آورد.

منبع: روزنامه فرهیختگان

 

 

+ فیزیک تک – پشت پرده تشریفات پنهان سفرهای رهبران جهان/ چرا «اون» دستشویی خود را تا سنگاپور برد؟
بهترین گزینه برای جستجوی شواهد فسیلی در مریخی چیست؟
4 ساعت پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد – بر اساس تحقیق جدیدِ دانشمندی به‌نام «سین مک ماهون» از دانشگاه ادینبرگ، سنگ‌های غنی از آهن در نزدیکی دریاچه‌های باستانی بر روی مریخ، امیدوار کننده‌ترین و شناخته شده‌ترین اهداف اختردیرینه‌شناسی هستند. دکتر مک ماهون و نویسندگان دیگر نشان دادند که سنگ‌های رسوبی که از گل و لای یا خاک رُسِ فشرده‌شده ساخته شده‌اند، به احتمال زیاد شامل فسیل هستند. این سنگ‌های مریخی غنی از آهن و ماده‌ی معدنی به‌نام سیلیس هستند که فسیل‌ها را نگهداری می‌کنند.

این سنگ‌ها در دوره‌های نواچین و هسپرین در حدود ۳ تا ۴ میلیارد سال پیش بر روی مریخ تشکیل شده‌اند. در آن زمان، سطح این سیاره مملو از آب بود که از حیات پشتیبانی می‌کرد. دکتر مک ماهون گفت: «این سنگ‌ها نسبت به سنگ‌های زمینی با همین قدمت، خیلی بهتر محافظت شده‌اند. علت این است که مریخ در معرض تکتونیک صفحه‌ای قرار ندارد، یعنی حرکت تخته سنگ‌های غول‌آسایی که پوسته‌ی برخی از سیارات را تشکیل می‌دهند در آن وجود ندارد؛ زیرا این کار در طول زمان می‌تواند سنگ‌ها و فسیل‌های درون آن‌ها را نابود کند.

دانشمندان مطالعات فسیل‌های روی زمین را مرور کردند و نتایج آزمایشات آزمایشگاهی را ارزیابی کردند. آن‌ها شرایط مریخی را تکرار کردند تا امیدوارکننده‌ترین مکان‌های روی این سیاره را برای جستجوی نشانه‌هایی از حیات باستانی، ‌شناسایی کنند. یافته‌های آن‌ها به طور آنلاین در مجله‌ی Geophysical منتشر شد و ماموریت بعدی مریخ نورد ناسا بر روی مریخ را اطلاع می‌دهد؛ این تحقیق به دنبال کشف شواهدی از حیات گذشته بر روی این سیاره است. مأموریتی مشابه به رهبری آژانس فضایی اروپا نیز در سال‌های آتی برنامه‌ریزی شده است.

دکتر مک ماهون گفت: «سنگ‌ها و مواد معدنی جالبی بر روی مریخ وجود دارد که قصد داریم در میان آن‌ها به دنبال فسیل بگردیم، اما از آن‌جایی‌که نمی‌توانیم مریخ‌نوردها را در میان تمام آن‌ها بفرستیم، سعی کردیم امیدوارکننده‌ترین رسوبات را بر اساس اطلاعات موجود اولویت‌بندی کنیم.»

 

نوشته: SciNews
مترجم: سحر الله‌وردی – مجله علمی ایلیاد

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ بهترین گزینه برای جستجوی شواهد فسیلی در مریخی چیست؟
کافه محاسبات : PSI : شرح خبر
5 ساعت پیش ارسال شده

مرکز محاسباتی NRTC با همکاری دانشکده‌ی علوم مهندسی دانشگاه تهران، سلسله نشست‌هایی با عنوان کافه محاسبات برگزار می‌کند. مطالب ارائه شده در این برنامه در حوزه‌ی شبیه‌سازی‌های کوانتومی مبتنی بر تئوری تابع چگالی و دینامیک مولکولی است.
علاقه‌مندان به شرکت می‌توانند چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷، از ساعت ۱۵ تا ۱۶ در این نشست شرکت کنند.
محل برگزاری: میدان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، در غربی دانشگاه تهران، پردیس فنی مرکزی (پردیس شماره ۱)، تالار شهید رجب بیگی

نویسنده خبر: سمانه کیایی

+ کافه محاسبات : PSI : شرح خبر
قرن‌ها نبود واکسن سیفلیس سرانجام به پایان خواهد رسید!
7 ساعت پیش ارسال شده

اسپیروکت Treponema pallidum، عامل بیماری سیفلیس است که یکی از شناخته‌شده‌ترین بیماری‌های منتقل‌شونده از راه جنسی است. خصوصیات این باکتری تولید واکسن علیه آن را بسیار دشوار کرده است. یک تیم تحقیقاتی از دانشگاه Connecticut از روشی هوشمندانه برای شناسایی پروتئین‌های موردنیاز برای واکسن سیفلیس استفاده کرده است. چنین واکسنی می‌تواند به طور بالقوه‌ای بیماری سیفلیس را یک‌بار برای همیشه پایان دهد.

سالانه حدود شش میلیون نفر در سراسر جهان مبتلا به سیفلیس می‌شوند. خوشبختانه بیماری با استفاده از یک برنامه درمانی آنتی‌بیوتیکی قابل درمان است؛ اما برای برخی از افراد این درمان‌ها زمانی شروع می‌شوند که کار از کار گذشته است.

در ایالات متحده علاوه بر اینکه میزان ابتلا به عفونت در حال افزایش است، به تعداد قابل توجهی نیز سقط جنین و تولد نوزادان مرده در اثر این بیماری رخ می‌دهد. این موضوع سیفلیس را به دشمنی سهمناک مبدل می‌کند، و مسلما به این زودی‌ها شاهد تولید واکسنی موثر برای آن نخواهیم بود.


مقاله مرتبط: در جستجوی واکسن سل


باکتریایی بودن عامل سیفلیس بیش از یک قرن است که مشخص شده است. اما مطالعه میکروب درگیر بسیار دشوار بوده است. T. pallidum  بسیار شکنده است و با کوچکترین تحریک از هم می‌پاشد. همچنین، بسیار سخت‌رشد است و رشد آن در بسیاری از محیط‌های آزمایشگاهی با شکست مواجه می‌شود. بهترین کاری که می‌توان به این منظور انجام داد، ایجاد عفونت در پوست و یا بیضه خرگوش است که آن هم مدت زیادی به طول نمی‌انجامد.

کاری که واکسن ها انجام می‌دهند این است که باعث ارائه مولکول‌های پیچیده موجود در سطح پاتوژن ها به سیستم ایمنی می‌شوند. در این حالت سیستم ایمنی برای مواجهه با تهاجم عوامل بیماری‌زا آمادگی پیدا می‌کند. اگر با پروتئین‌های پاتوژن‌ها آشنا نباشیم، قادر به تولید واکسنی موثر نخواهیم بود. ژن‌های T. pallidum می‌توانند چنین سرنخی را در اختیار ما قرار دهند، اگر به درستی بررسی شوند. مجموعا ۱۰۰۰ ژن در این باکتری وجود دارد؛ اما از کجا باید شروع کرد؟

پس از مقایسه ژنوم گونه‌های T. pallidum جمع‌آوری شده از سراسر جهان، دانشمندان دریافتند که این گونه‌ها شباهت فراوانی با یکدیگر دارند. این یافته اصلا غیرمنتظره نیست. هنگامی که محققان تعداد اندکی از جهش‌ها را بررسی کردند، دریافتند که همه آن ها برای بقای پاتوژن بسیار حیاتی هستند. علت رخ دادن جهش‌ها فرار از سیستم ایمنی است. پس این ژن‌های متغیر راهنمایی به سمت پروتئین‌های سطحی مهم هستند.

تیم محققان با استفاده از کامپیوتر، توالی‌های DNA را به رشته‌ای از آمینواسیدها ترجمه کردند و پروتئینی به دست آمد که مشابه پروتئین‌های سطحی موجود در سایر باکتری‌ها بود. شاید تاکنون حدس زده باشید که واکسنی که از این گونه پروتئین‌ها ساخته شده باشد، اصلا مناسب نیست. دیر یا زود گونه های T. pallidum هایی می‌توانند ظاهر شوند که دارای کد جدیدی برای این پروتئین‌ها هستند. در نتیجه باید از نو تحقیقات را آغاز کرد.

پروتئین سطحی که برای ساخت واکسن مورداستفاده قرار می‌گیرد، باید کمترین میزان تفاوت را در بین گونه‌های مختلف نشان دهد. گام مهمی که در این پژوهش برداشته شد، مشخص شدن مسیر و دیدی جدید است که احتمالا خواهد توانست به بیماری سیفلیس پایان دهد. برنامه بعدی تیم تست پروتئین‌های به دست آمده و بررسی مناسب بودن آن‌ها به عنوان آنتی‌ژن مورداستفاده در واکسن است.

+ قرن‌ها نبود واکسن سیفلیس سرانجام به پایان خواهد رسید!
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده عشق سرراهی
8 ساعت پیش ارسال شده

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده عشق سرراهی

امشب شما کاربران می توانید ترانه عشق سرراهی را با صدای زیبای محسن ابراهیم زاده دانلود کنید

Exclusive Song: Mohsen Ebrahimzadeh – “Eshghe Sarerahi” With Text And Direct Links In UpMusic

cvb 1 دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده عشق سرراهی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

شعر : علیرضا مصطفی قلی / آهنگسازی : محسن ابراهیم زاده / تنظیم کننده : مصطفی مومنی

UpMusicTag دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده عشق سرراهی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

طرفداران محسن ابراهیم زاده امشب میتوانید ترانه میدونی را با کیفیت عالی از رسانه آپ موزیک دانلود کنید

قسمتی از متن ترانه : 

شدم یه عشقه سر راهی بگو به چه جرمی چه گناهی
واسه یکی مثه من که عاشقم غیر گریه نمیمونه راهی
عشق یعنی باید بسوزیو بسازی  روزی صد بار
عشق یعنی باید بریزه دلت روزی هزار بار

محسن ابراهیم زاده عشق سرراهی

منبع ( source ) : دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده عشق سرراهی

+ دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده عشق سرراهی
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فیزیک تک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس