پروتون‌ها بر روی خواص ستاره‌های نوترونی تاثیر می‌گذارند!
2 دقیقه پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد ‌- مطالعه‌ای که توسط کنسرسیوم بین‌المللی همکاری CLAS صورت گرفته و شامل ۱۸۲ عضو و ۴۲ موسسه در ۹ کشور است، تایید کرده است که افزایش تعداد نوترون‌ها نسبت به پروتون‌ها در هسته‌ی اتم، باعث افزایش تکانه‌ی پروتون‌های آن می‌شود. نتیجه‌ی این پژوهش که در مجله‌ی Nature به چاپ رسیده است، ارتباط آن‌را با دینامیک ستاره‌های نوترونی، روشن کرده است.

هسته‌ی اتم همانند بسته‌ای از پروتون‌ها و نوترون‌ها است، هرچند که این بسته، به اندازه‌ی ستاره‌های نوترونی چگال نیست. گاهی اوقات، اگر یک پروتون و یک نوترون به اندازه‌ی کافی به هم نزدیک باشند، درونِ هسته اتم و در انرژی بسیار بالایی به هم چسبیده و جفت می‌شوند. چنین هم‌بستگیِ کوتاه مدتی، می‌توانند به‌طور قابل توجهی بر روی تعادل انرژی و خواص کلی هسته‌ی اتم تاثیر بگذارد.

پژوهشگرانCLAS  مطالعه‌ی خود را بر روی داده‌های جمع‌آوری شده توسط شتاب‌دهنده‌ی ذرات و آشکارساز آزمایشگاه جفرسون در ویرجینیا، انجام دادند. اسپکترومترCLAS  برای شناسایی و ضبط ذرات چندگانه‌ای که بعد از برخورد پرتوهای الکترونی به اتم‌ها ساطع می‌شوند، طراحی شده است.

این گروه، داده‌های مربوط به آزمایشی که در سال ۲۰۰۴ انجام شده بود را دوباره تجزیه و تحلیل کرد. در این آزمایش، CLAS پرتوی الکترونی ۵.۰۱ گیگا الکترون ولتی را برای بررسی هسته‌های کربن، آلومینیوم، آهن و سرب تولید کرده بود. علاوه بر اندازه‌های متفاوت، هر یک از  این چهار اتم، دارای نسبت‌های مختلف نوترون به پروتون در هسته‌های‌شان هستند و کربن دارای کمترین و سرب دارای بیشترین تعداد نوترون‌ها است.

«مایتل دوئر»، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تل آویو، می‌گوید: «هنگامی که الکترون به داخل رفته و به هسته می‌رسد، به یک پروتون یا نوترون برخورد می‌کند. ما الکترون و پروتون یا نوترون پراکنده شده را شناسایی کردیم. این نخستین باری است که تکانه‌ی پروتون و نوترونی که در زمان کوتاهی به هم جفت می‌شوند، اندازه‌گیری می‌شود.»

دوئر و همکارانش دریافتند که با افزایش تعداد نسبی نوترون‌ها در یک اتم، احتمال اینکه پروتونی در انرژی بالا تشکیل یک جفت بدهد، افزایش خواهد یافت. با این حال، احتمال اینکه یک نوترون تشکیل جفت دهد، ثابت باقی می‌ماند. این روند نشان می‌دهد که در اشیایی که دارای تراکم بالای نوترون هستند، پروتون‌ها بخش اعظم انرژی متوسط را حمل می‌کنند.  

دکتر «اُرهن» پژوهشگر در دانشگاه ام‌آی‌تی، می‌گوید: «وقتی که تعداد نوترون‌های داخل هسته را تا ۵۰ درصد افزایش دادیم، تعداد پروتون‌هایی که دارای تکانه بالایی بودند نیز ۵۰ درصد افزایش پیدا کرد. احتمالاً، این اتفاق نتیجه‌ی پدیده‌ی ترجیح جفت که در همبستگی‌های کوتاه مدت به وجود می‌آید، است. به این ترتیب، پروتون‌ها و نوترون‌ها هر دو ترجیح می‌دهند که با ذرات متفاوت از خودشان و با  نسبت ۲۰ به ۱ جفت شوند. در هسته‌های غنی از نوترون، پروتون‌ها فرصت‌های بیشتری را برای جفت شدن نسبت به نوترون‌های فراوان موجود در هسته دارند. نتیجه‌ی اصلی مطالعه این است که همچنان که تعداد نوترون‌های هسته بیشتر و بیشتر می‌شود، احتمال جفت شدن نوترون‌ها به صفر می‌رسد و این احتمال برای پروتون‌ها افزایش می‌یابد.»

دکتر اُرهن اضافه کرد: «روند به وجود آمدن پروتون‌های پُرانرژی در اتم‌های غنی از نوترون در اشیاء چگال‌تر مانند ستاره‌های نوترونی نیز رخ می‌دهد. نقش پروتون‌ها در این اشیاء بینهایت چگال، می‌تواند مهم‌تر از چیزی باشد که پیش‌تر تصور می‌شد. چنین کشفی می‌تواند درک دانشمندان از رفتار ستاره‌های نوترونی را متحول کند. به عنوان مثال، پروتون‌ها احتمالاً انرژی بسیار بیشتری از آنچه که قبلاً تصور می‌شد، حمل می‌کنند و در به وجود آمدن برخی خواص ستاره‌های نوترونی مانند سختی، نسبت جرم به اندازه و فرآیندِ خنک شدن آن‌ها سهیم هستند.»

تمام این خصوصیات در چگونگی ادغام دو ستاره‌ی نوترونی تاثیرگذار هستند. به عقیده‌ی ما، ادغام شدن دو ستاره‌ی نوترونی، یکی از فرآیندهای اصلی  موجود در جهان است که هسته‌های سنگین‌تر از آهن، مانند طلا را تولید می‌کند. اکنون که می‌دانیم کسر کوچکی از پروتون‌های موجود در ستاره‌ها جفت شده هستند، می‌باید در مورد رفتار ستاره‌های نوترونی دویار تفکر کنیم.  

 

نوشته: SciNews
ترجمه: آوین تهمتن – مجله علمی ایلیاد

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ پروتون‌ها بر روی خواص ستاره‌های نوترونی تاثیر می‌گذارند!
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده ول کردی رفتی
1 ساعت پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده ول کردی رفتی

همین الان دانلود کنید و گوش دهید به ترانه ول کردی رفتی با صدای محسن ابراهیم زاده { رسانه آپ موزیک }

Exclusive Song: Mohsen EbrahimZade | Vel Kardi Rafti With Text And Direct Links In UpMusic

sdf 2 دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده ول کردی رفتی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

….پخش پس از ایام محرم …

UpMusicTag دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده ول کردی رفتی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

محسن ابراهیم زاده ول کردی رفتی

 

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده ول کردی رفتی

+ دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده ول کردی رفتی
فیزیک تک – احمدضیا مسعود چرا خشمگین بود؟
3 ساعت پیش ارسال شده

تظاهرات ائتلاف ملی نجات در مقابل میدان هوایی کابل

تظاهرات ائتلاف ملی نجات در مقابل میدان هوایی کابل

دوازده سنبله دوشنبه‌شب بود که یک دوست من که از اعضای حزب جمعیت اسلامی است به من پیام داد که فردا نزد احمدضیاء مسعود می‌رود و اگر علاقمند باشم، می‌توانم او را همراهی کنم. من هم بدون این‌که از او برنامهٔ دیدار را بپرسم، پذیرفتم و ساعت دوی فردای آن شب به خانهٔ مسعود در کارتهٔ پروان رفتیم تا او را از نزدیک ببینم و بشنوم و اگر فرصت شد با وی گفت‌وگوی کوتاه داشته باشم.

وقتی وارد خانه شدیم، خلاف توقع من، نشست نسبتاً بزرگ بود. در سالن زیرزمین مبل‌های زیادی کنار دیوار چیده شده بود و آهسته‌آهسته همهٔ مهمانان از راه می‌رسیدند. یک ساعت گذشت، انتظار خیلی خسته‌کننده بود و از سوی هم وقتی به سروصورت افراد می‌دیدم، می‌پنداشتم گروهی از ولایت دوردست به دیدار آقای مسعود آمده‌اند و موضوع بحث این نشست شاید برایم بیشتر خسته‌کننده باشد. می‌خواستم مجلس را ترک کنم اما نیم ساعت دیگر هم ماندم و حوالی ساعت ۳:۳۰ بود که آقای مسعود وارد شد.

پس از گذشت چند دقیقه او نخستین کسی بود که به سکوی سخنرانی رفت و بدون درنگ به هدف نشست اشاره کرد، این‌که چرا چند روز پیش تظاهرات ضد دولتی ائتلاف ملی نجات افغانستان که او عضو رهبری آن است در برابر فرودگاه کابل بسیار کمرنگ، نامنظم و حتی شرم‌آور برگزار شد. با شنیدن این سخنان دانستم که در میان چه کسانی هستم. علاقمند شدم و خستگی انتظار فراموشم شد. هریک از تنظیم‌کنندگان تظاهرات را از چشم گذراندم و دوباره روی سخنان آقای مسعود تمرکز کردم.

نخستین کسی که او نام گرفت، جان‌گل خان بود؛ مردی سال‌خورده که در راس تنظیم این تظاهرات بود. آقای مسعود از او با تندی انتقاد کرد که نتوانسته دست‌کم دوهزار نفر را گردهم بیاورد. سخنانی میان آنان ردوبدل شد و درعین حال از هر طرف صدایی بلند شد اما آقای مسعود گفت که بگذارند او سخنان خود را بگوید و بعداً هر کسی دلیلی داشت، پشت میزخطابه برود و آن را مطرح کند.

من غرق تماشای این وضعیت شدم. با گذشت هر لحظه علاقمندی من بیشتر می‌شد. اندیشیدن به این‌که چه کسانی با چه توانایی‌هایی و دانشی مسوول تنظیم تظاهرات برگزیده شده‌اند، تمرکز ذهن مرا از سخنان آقای مسعود پرت می‌کرد. به یکایک آنان نگاه کردم، کماکان همهٔ آنان از مجاهدان پیشین و جوانانی بودند که حتی یک نفر آن هم فارغ دانشگاه به نظر نمی‌رسید. شمار زیادی با سروصورت نامرتب به این نشست توضیحی آمده بودند. برایم بسیار شگفت‌انگیز بود. به آن‌ها می‌نگریستم و به آینده و سرنوشتی می‌اندیشیدم که اگر دست آقای مسعود بیافتد، چگونه خواهد بود. چیزی به‌جز ناامیدی بیشتر، سراغم نیامد.

همهٔ تأکید آقای مسعود روی شمار مظاهره‌کنندگان بود و با وجود فراهم‌بودن وسایل حمل‌ونقل، نیامدن افراد کافی، به جز کم‌کاری تنظمیم‌کنندگان، برای او هیچ توجیهی نداشت. یک‌بار جان‌گل خان گفت دست‌کم ۴۰۰ نفر آمده بودند اما آقای مسعود نپذیرفت. مسعود ناتوانی در گردهم‌آوردن دست‌کم چند صد نفر را بی‌آبرویی سیاسی برای ائتلاف ملی نجات و به‌ویژه به خود به‌عنوان معاون جمعیت اسلامی وانمود کرد و از تک‌تک افراد حاضر در نشست خواست که بگویند چرا نتوانستند مردم را بسیج کنند؟

سخنرانی جان‌گل خان برای مسعود قناعت‌بخش نبود و پس از وی بیش از پنج نفر از کسانی که تعهد کرده بودند که شمار مشخصی از افراد را می‌آورند اما ناکام شدند، به پشت تریبون آمدند و دلایل خود را مطرح کردند. همه‌ی‌شان ساده و دهاتی سخن می‌گفتند و در این میان یکی از کوچیان هوادار آقای مسعود، دست‌کم دوبار سخنانی همراه با دشنام داشت که حتی برای یک نشست دوستانهٔ کوچک هم بسیار زشت است.

یک جوان نسبتاً مرتب بلند شد و گفت که من هشت نفر در دو موتر با خود داشتم اما همین‌که از چهارراهی مسعود می‌گذشتیم، آژیر سفارت آمریکا به صدا درآمد. همه پنداشتند انفجار یا انتحاریی درکار است و شاید تظاهرات را هدف بگیرد و همین بود که از ترس مرگ پراکنده شدند و به مظاهره نرفتند. من به‌سوی آقای مسعود دیدم که با دل ناخرسند، سر خود را به‌رسم تأیید، تکان داد.

شخص دیگری با جسم نحیف و ریش انبوه سیاه و با تیپ لباس مجاهدان دههٔ هفتاد به گفتن دلایل آغاز کرد. او تلاش می‌کرد ادبی‌تر سخن بگوید اما از بافت جملاتش دانسته می‌شد که دانش‌آموخته نیست. بی‌آلایش به مسئله پرداخت. آدم مهربانی بود. سخنانش به دل من چنگ زد. او گفت برای برگزاری تظاهرات جای درستی انتخاب نشده بود. بیمارانی که برای درمان بیرون از کشور می‌رفتند، باید وارد فرودگاه کابل می‌شدند. همین‌گونه مرده‌هایی که از بیرون آورده شده بودند، باید از فرودگاه انتقال می‌یافت. ما نمی‌توانستیم جلوی آن‌ها را بگیریم. مردم به کشورهای گوناگون پرواز داشتند.

همین‌طور دیگر تنظیم‌کنندگان تظاهرات مسئلهٔ امنیت را دلیل آوردند. یکی گفت پولیس درست امنیت نگرفته بود. دیگری گفت مشکل در ما بود و پولیس نمی‌تواند امنیت تظاهرات پراکنده را که اشتراک‌کنندگان آن، گروه‌گروه شده بودند، تأمین کند. همین‌گونه به کاروان موترهای ظاهر قدیر -از اعضای ائتلاف ملی نجات افغانستان- اشاره شد که به محل برگزاری تظاهرات آمد و مردم از احتمال وقوع حملهٔ انتحاری یا انفجاری خود را کنار کشیدند.

یکی گفت راه‌بندان بود و نتوانستیم زودتر بیاییم. دیگری گفت ما ساعت هشت آمدیم وسازماندهندگان مظاهره در محل نبود و ما رفتیم. دیگری گفت که به ما گفته شده بود که با افرادم به چهارراهی بیاییم اما نگفته بود کدام چهارراهی. می‌پنداشتم شاید چهارراهی مسعود باشد اما آن‌جا نبود.

در این میان یک تن که خود را کوچی معرفی کرد، برخاست و سخنان تند و تیزی گفت. او گفت که بی‌پرده سخن می‌گوید و آن این که هرکسی که تعهد کرده بود که ۵۰، ۱۰۰ یا ۲۰۰ نفر می‌آورد، همه دروغ گفته‌اند. هیچ‌کسی بیشتر از پنج، شش نفر نیاورده بود. او وانمود می‌کرد که از مخلصان آقای مسعود است و گفت ۴۰ سال است از این‌جا (از همراهی با خانوادهٔ مسعود) نان می‌خورد و در عین حال با تأکید و آشکارا گفت که هرکس این‌جا آمده دنبال هدفی است و خودش نیز هدفی دارد، در غیر آن اگر کسی ثواب بخواهد، دروازهٔ مسجد را دیده‌است. سخنان عامیانه و فریبندهٔ او با غوغای تشویق حاضرین در مجلس روبه‌رو شد و برای او دست نیز زدند. وی خطاب به آقای مسعود گفت که این‌گونه حرکت‌ها بدون مصرف پول نمی‌شود و باید در چنین روزهایی دست خود را بگشاید. آقای کوچی بگونهٔ غیرمستقیم گفت اگر آقای مسعود پول ندارد، پیشنهاد می‌کند یک صندوق اعانه ایجاد شود و شخص خودش حاضر است ۱۰ هزار دالر بپردازد و بعدتر کلیدی را از جیب کشید و گفت خانهٔ نو در محلهٔ کوته‌سنگی کابل خریده و می‌تواند آن را برای تنظیم بهتر این چنین مسایل سیاسی در اختیار آقای مسعود بگذارد.

سخنان بلندوبالای او شاید برای برخی خوشایند نبود. یکی گفت که حالا بگو خودت چند نفر وعده کرده بودی و چند آوردی؟ آقای کوچی گفت که نخست این‌که دیر به او خبر دادند و دوم این‌که نگفتند تظاهرات است اما با آن هم ۲۰ نفر را که وعده کرده بود، تقریباً همه را به تظاهرات آورده بود. اما اعتراض او متوجه جان‌گل خان بود که به گفتهٔ آقای کوچی بسته‌های پول در اختیارش بود اما به او تنها دو هزار افغانی داد، آن هم در ازای وسایل حمل‌ونقل. او گفت خودش پولی در جیب نداشت که برای افرادی که همراهش آروده بود، آب و نانی بخرد و همین بود که همه پس رفتند.

من با خود خندیدم و لاف ده‌هزار دالر و وقف خانهٔ آقای کوچی به ذهنم آمد و آن را با نان و آب ۲۰ نفر مقایسه کردم که او نتوانسته بود آن را تهیه کند. جالب بود. به‌سوی آقای مسعود دیدم و برای یک لحظه دلم به بیکارگی او سوخت؛ به شخصی که تمام هنر و داشته‌هایش در همین محفل پیش چشم من مجسم بود؛ به بی‌برنامگی و سرگردانی و همین‌گونه در نهایت به بی‌چارگی او که در تصور خود شایستهٔ رهبری مردم و مدیریت کشور است. به شخصی دلم سوخت که مسیر کرده‌هایش که او خود هم نمی‌داند، به ناکجاآباد است و به مردمی دلم سوخت که ناآگاهانه دنباله‌رو میراث‌داران شهرت هستند، نه درایت سیاسی.

من سال‌هاست با دلایلی که دارم آقای مسعود را یک شخص بی‌برنامه و ناتوان می‌دانم، اما آنچه در نشست روز سه‌شنبه دیدم، واقعاً تصور نمی‌کردم به این حد فاقد درایت سیاسی باشد.

آقای کوچی در پایان سخنانش برای این‌که خود را مخلص‌تر جلوه داده باشد، گفت در مبارزهٔ سیاسی نباید از انفجار و انتحار هراس داشت. پیش از نشستن در جایش پکول خود را از سر کشید و به حاضران نشست گفت که از برای خدا دروغ نگویید و این آدم (آقای مسعود) را بی‌حیثیت نسازید و در عین حال رو به آقای مسعود کرد و گفت که این‌گونه سیاست نمی‌شود باید تندی کند و از هر کس که وظیفه می‌سپارد، پاسخ قاطع بخواهد. آقای کوچی برای این‌که آقای مسعود را از اخلاص خود نسبت به او مطمیین کند، گفت: شما باید بگویید کوچی صاحب ۵۰۰ نفر از شما می‌خواهم اگر نیاوردید در … تان چوب می‌زنم.

نه تنها کسی از او به‌خاطر سخنان دشنام‌آمیزش انتقاد نکرد، بل‌که همه او را تشویق نیز کردند. ادب و اخلاق و شکوه اجتماعی و سیاسی احمدشاه مسعود به ذهنم خطور کرد و آن را با این وضعیت مقایسه کردم، خیلی ناامید و غمگین شدم. تلفنم را گرفتم و خواستم کمی در فضای مجازی مصروف شوم تا این وضعیت را فراموش کنم. پس از چند دقیقه صدای آقای مسعود به گوشم رسید که گفت ناوقت است و می‌خواهد نشست را جمع‌بندی کند.

بار دیگر به پشت تریبون رفت. هرچند در آغاز اندک‌بودن شمار مظاهره‌کنندگان را شرم‌آور خوانده بود، اما حالا گفت که آنقدر بی‌نتیجه هم نبوده و دست‌کم قطعنامه در آن خوانده شده و برای خارجی‌ها و دفتر سازمان ملل بی‌تاثیر نبوده‌است. من سخنان آقای مسعود را به دقت گوش می‌کردم و با شنیدن هر واژه، بیشتر درماندگی او را حس می‌کردم. آقای مسعود گفت که او نیاز به شهرت ندارد و مزهٔ قدرت هم را چشیده اما به مردم می‌اندیشد که چگونه آن‌ها را از استبداد و قوم‌گرایی اشرف غنی، نجات دهد. این جملهٔ اخیر را آن‌قدر پراکنده گفت که تو گویی زبانش را به زور وادار به گفتن می‌کند.

این همان مسعود است که در سال ۲۰۱۴ به تکت انتخاباتی اشرف غنی پیوست. از او تعریف و تمجید کرد و تقلب شرم‌آور انتخاباتی را نادیده گرفت. این همان نمایندهٔ ویژه اشرف غنی است که تنها پسر خود را لایق عضویت شورای امنیت ملی دانست. حالا این همان کسی است که پس از برکناری از وظیفه، سخن از استبداد و قوم‌گرایی غنی می‌زند. آن سخنانش که گفته بود پس از برکناری او بحران افغانستان و جنگ داخلی آغاز می‌شود، هنوز در خاطرم بود؛ سخنان غیرواقعیی که به جز اوج نادانی، چیز دیگری تعریف شده نمی‌تواند.

آقای مسعود به جز پذیرفتن مشکل امنیتی، به هیچ‌یک از دلایل تنظیم‌کنندگان مظاهره پاسخ نگفت، به‌ویژه در مورد محل برگزاری که واقعاً مردم را با مشکل مواجه کرده بود. اگر آقای مسعود درک کرده باشد که توانایی بسیج مردمی را ندارد، برای خودش یک پیروزی و برای دنباله‌روهایش، نوید بزرگی است. هر سال در آستانهٔ ۱۸ سنبله روز ترور احمدشاه مسعود، شماری تفنگ به‌دست به‌نام هواداران مسعود، نظم شهر کابل و آرامش کابلیان را به‌هم می‌ریزند. جالب این بود که آقای مسعود نه تنها مخالفت خود را با آن ابراز نکرد که برنامهٔ سوءاستفاده ازین کاروان‌های مسلح بدنام را نیز در سر داشت. او گفت اگر یک روز پس از ۱۸ سنبله یک کاروان ۵۰۰ موتری تنظیم شود و در گوشه‌های مختلف شهر بگردد، کاری بزرگیست که حکومت را زیر فشار قرار می‌دهد و جامعهٔ جهانی را متوجه نیروی مخالفان سیاسی حکومت می‌کند. او اضافه کرد که اگر این کاروان بتواند به‌سوی کمیسیون انتخابات در مسیر پل‌چرخی برود، فوق‌العاده خواهد شد و به حکومت خواهد فهماند که آنان توان بستن کمیسیون را نیز دارند.

مسعود گفت که برای زیر فشارگرفتن حکومت باید بتواند راه شمال کابل را ببندد اما مطمین نبود که کسی چنین کاری بتواند. افزون براین گفت که در آیندهٔ نزدیک یک محفل در هتلی می‌گیرد و دوهزار نفر دعوت می‌کنند که پس از خوردن غذا به جاده‌ها بریزند تا ازین طریق بتواند دربرابر دولت نمایش قدرت بدهد.

همهٔ این سخنان را که در کمال ناباوری از زبان آقای مسعود شنیدم، با خود گفتم شاید او ملامت نیست، بار شهرت میراثی که بر شانه‌هایش گذاشته شده بسیار سنگین است. سخت است که نه توان بر دوش کشیدن آن را داشته باشی و نه هنری که آن را تحویل توانمندان کنی.

سطح درک رهبرنماهای تاجیک از وضعیت کشور و تبعیض سیستماتیک طرف مقابل، هر دو به یک اندازه آزاردهنده و ناامیدکننده است. یکی از عمده‌ترین عواملی که این‌ها را بر گردهٔ مردم سوار نگهداشته، همان ارگ است که برای استمرار حکومت خود، گاهی یکی ازین نادان‌های شهره را در بغل می‌گیرد و پول و قدرت می‌دهد و گاهی دیگری را. ارگ همواره تلاش کرده و پیروز هم بوده که جلوی پیشرفت حلقهٔ جوان و دانش‌آموختهٔ اقوام دیگر را در رده‌های بالای حکومت بگیرد یا دست‌کم به آنان فرصت ندهد.

این‌ها در درون کشور نزد دیگر اقوام لکهٔ بدنامی مردم خود هستند و در جامعهٔ جهانی نیز بازتاب‌دهندهٔ چهرهٔ زشت مردم افغانستان. امروز همهٔ کارها با لابی بین‌المللی انجام می‌شود. اگر با کمک جامعهٔ بین‌المللی به‌ویژه آمریکا امکان تغییر در افغانستان و تغییر عملکرد قوم‌گرایانهٔ رهبری حکومت مساعد باشد، تنها با استدلال و منطق امکان دارد. اما این مهره‌های سوخته به جز این‌که عامل استمرار وضعیت فعلی به سود ارگ باشند، هیچ کاربرد دیگری ندارند.

– عبید حق‌بین / روزنامه اطلاعات روز

+ فیزیک تک – احمدضیا مسعود چرا خشمگین بود؟
بلند پروازی خودروی کمتر شناخته شده‌ی فرانسوی
4 ساعت پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد – دی‌اس، نام خودروساز اروپایی است که در بین علاقه‌مندان به خودرو شناخته شده، اما در بین مردم عادی ناشناخته است. کمتر کسی در خیابان با دیدن این خودرو و لوگوی آن بر روی بدنه‌اش می‌گوید: «اوه، ببین. یک دی‌اس!»

این خودروساز فرانسوی که همچون همتای هم‌وطنش، پژو صاحب نام نیست، جدیداً یک نسخه‌ از تازه‌ترین محصولش را معرفی و جزئیات آن‌را رسانه‌ای کرده است. این محصول که شاسی بلندی به‌نام «کراس بک» یا «DS3» است، در آینده‌ای نزدیک در نمایشگاه پاریس، به طور رسمی، رونمایی خواهد شد.

این برند خودروسازی، در واقع زیرمجموعه‌ای از کمپانی سیتروئن است. هر چند پس از ادغام پژو و سیتروئن، آن‌ها نتوانستند محصول لاکچری موفقی وارد بازار کنند، اکنون و پس از ده سال تلاش، سیتروئن با تقلید از لکسوس، برند دی‌اس را ایجاد کرده است. این نام که امروزه مستقل شده است، تا سال ۲۰۱۶ اختیار تولید و انتشار محصولات سیتروئن را بر عهده داشت.

دی‌اس ۳، دومین خودرویی است که این شرکت به‌صورت انحصاری طراحی و تولید کرده است. هدف طراحان دی‌اس، ارائه‌ی محصول لوکس جدیدی از خودروهای فرانسوی است. محصول جدید این کمپانی را می‌توان ترکیبی جالب از طراحی محتاطانه‌ای همچون آلمانی‌ها و جسورانه‌ی ژاپنی‌ها دانست.

این خودرو قابلیت تبدیل به خودرویی الکتریکی را هم دارد، چرا که دی‌اس ۳، بر روی پلتفورم شاسی جدید گروه PSA قرار گرفته است. محصول دی‌اس کراس بک الکتریکی، شش ماه بعد از نسخه‌ی بنزینی و دیزیلی به بازار عرضه می‌شود. دی‌اس الکتریکی پس از هر بار شارژ کامل، می‌تواند تا مصافت ۳۰۰ کیلومتر را بپیماید. هدف این کمپانی برای کنار گذاشتن خودروهای درون‌سوز، سال ۲۰۲۵ میلادی است و از آن پس، تنها خودروهای الکتریکی و هیبریدی را وارد بازار خواهد کرد.

فروش محصولات دی‌اس در سال ۲۰۱۷ حدود ۵۳،۰۰۰ دستگاه بود. این رقم حکایت از کاهش فروش ۴۰ درصدی نسبت به سال ۲۰۱۶ دارد. مسئولان این کمپانی در این‌باره گفتند: «ما به نوسانات بازار فروش توجهی نمی‌کنیم، چرا که برنامه‌ی ما برای دی‌اس بلندمدت است. ما امیدوار هستیم که این مدل جدید بتواند روند کاهش فروش را متوقف کند.»

هنوز قیمت دی‌اس ۳ کراس بک، به طور رسمی اعلام نشده، اما انتظار می‌رود تا قیمتی کمتر از رقیبان اصلی‌اش، بنز و آئودی داشته باشد. سال ۲۰۱۶ نیز دی‌اس شاسی‌ بلند دیگری با نام دی‌اس۷ کراس بک تولید کرد و قرار است تا سال ۲۰۲۲ مدل جدیدتری را وارد بازار کند.

 

نوشته: پول هورل
ترجمه: علی عمانی – مجله علمی ایلیاد
منبع: topgear.com

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ بلند پروازی خودروی کمتر شناخته شده‌ی فرانسوی
فیزیک تک – تاخیر انتخابات؛ پلانی برای مهندسی غیرقانونی قدرت!
7 ساعت پیش ارسال شده

 

احزاب سیاسی و بویژه «ائتلاف بزرگ ملی» که متشکل از چندین حزب و جریان قدرتمند سیاسی است بارها حکومت را به زمینه‌سازی تقلب و بحران در انتخابات پیش‌رو متهم کرده و از نپذیرفتن طرح احزاب اظهار شکایت کردند.

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۷ سنبله ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۰۷

تاخیر انتخابات؛ پلانی برای مهندسی غیرقانونی قدرت!

به تازگی کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرده که امکان دارد در زمان برگزاری انتخابات پارلمانی سال جاری تاخیر به وجود آید. این نهاد دلیل تاخیر در انتخابات پارلمانی را بسته‌شدن دفاتر این کمیسیون در برخی ولایت‌ها عنوان کرده و گفته اگر مسیر اعتراضات مردمی در این زمینه ادامه کند و آن‌ها قادر به باز کردن دروازه کمیسیون در این ولایت‌ها نباشند، احتمال تاخیر در تاریخ انتخابات پیش‌رو وجود دارد.

این در حالی‌ست که چندی پیش شماری از احزاب قدرتمند سیاسی کشور نسبت به چگونگی برگزاری انتخابات و همچنان جلوگیری از بروز تقلب، به حکومت و نهادهای انتخاباتی بسته پیشنهادی شان را پیشکش نموده و خواستار انجام اصلاحات در این پروسه شده بودند. احزاب سیاسی، بر تغییر نظام انتخابات از رای واحد غیرقابل انتقال به رای واحد قابل انتقال، استفاده از سیستم بایمتریک و دادن نقش نظارتی به احزاب سیاسی تاکید کرده بودند. پس از ارایه این طرح، حکومت و نهادهای انتخاباتی اما به آن وقعی نگذاشتند و توجیه‌هایی از قبیل نبود امکانات، وقت و پول کافی را از جمله دشواری‌‌هایی دانستند که باعث عملی نشدن طرح احزاب هستند.

پس از این، احزاب سیاسی و بویژه «ائتلاف بزرگ ملی» که متشکل از چندین حزب و جریان قدرتمند سیاسی است بارها حکومت را به زمینه‌سازی تقلب و بحران در انتخابات پیش‌رو متهم کرده و از نپذیرفتن طرح احزاب اظهار شکایت کردند. در همین حال، طرفداران شماری از احزاب و ائتلاف ملی نیز در چندین مورد در کابل و دیگر ولایت‌ها دست به اعتراض زده و حتی دروازه کمیسیون را در این ولایت‌ها مسدود کردند؛ولایت‌هایی همچون هرات،بلخ، ننگرهار از جمله این ولایت‌ها اند که معترضان دروازه کمیسیون را بستند.

این‌که چرا مردم در شماری از ولایت‌ها دست به اعتراض می‌زنند دلیل آن واضح و روشن است: مردم از بروز تقلب در انتخابات پیش‌رو نگران‌اند و بیم آن دارند که یکبار دیگر تجربه تلخ انتخابات گذشته این‌بار هم تکرار شود و باز هم یک پروسه مهم ملی از سوی حلقاتی به بازی گرفته شوند. این نگرانی مردم، بجا، مشروع و معقول‌اند. آن‌ها حق دارند از رای شان پاسبانی و مواظبت کنند و نگذارند دست‌هایی در درون حکومت و نهادهای انتخاباتی، عده‌ای را با صندوق‌ها و رای‌های خیالی به کرسی وکالت برسانند. این نگرانی قابل درک است و باید به آن احترام گذاشته شود. بسته‌کردن دروازه کمیسیون انتخابات در شماری از ولایت‌ها نیز گوشزد و هشداری به حکومت است که یا زمینه‌ی برگزاری یک انتخابات سالم، شفاف و عادلانه را برگزار کنند و یا این‌که مردم اجازه نمی‌دهند کسی و یا نهادی با سرنوشت آنان معامله کند. حال سوال اینجاست که حکومت چرا بهانه‌تراشی می‌کند و بجای پاسخ‌دهی به خواست مثبت مردم راه را کج می‌کند و داستان را از سوی دیگر سر می‌کند.

به نظر می‌رسد حکومت فعلی در تبانی با نهادهای انتخاباتی، می‌خواهند با تحریک احساسات مردمی، در واقع برگزاری انتخابات پارلمانی سال جاری را به کلی لغو کند. حکومت شاید برای این کار نقشه‌ای کشیده باشد. شاید حکومت فعلی به ریاست آقای غنی تمایل دارد تا ختم دوره‌‌ی کاری‌اش پارلمانی داشته باشد که به اشاره‌ی آنها خم و راست می‌شود و درد سر بزرگی برای ارگ ریاست جمهوری نیست. با این وصف، گمان می‌رود ارگ در هماهنگی با نهادهای انتخاباتی، چشم‌داشت‌هایی به انتخابات پیش‌رو دارند و مهم‌ترین‌ این‌که حکومت می‌خواهد نتیجه‌ی دلخواهش را از انتخابات پارلمانی به دست بیاورد؛ در غیر این‌صورت، این پروسه‌ي مهم ملی از سوی تیم حاکم و کمیسیون انتخابات سبوتاژ خواهد شد.

احمد ذکی پوینده/ فیزیک تک

 

 

+ فیزیک تک – تاخیر انتخابات؛ پلانی برای مهندسی غیرقانونی قدرت!
دانلود نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت محمود کریمی
8 ساعت پیش ارسال شده

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت محمود کریمی

ضمن عرض تسلیت ماه محرم برای شما کاربران نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت را آماده کرده ایم

Download New Nohe By : Mahmood karimi – Ab Be Khieme Nareside With Direct Links In UpMusic

hj دانلود نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت محمود کریمی

قسمت های از متن نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت محمود کریمی:

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد
!!..!!چشم حرامی با حرم روبرو شد!!..!!
بیا برگرد خیمه ای

کس و کارم ♫♪…
منو تنها نگذار ای علمدارم
!!..!!آب به خیمه نرسید فدای سرت!!..!!
حسین قامتش خمید فدای سرت
از تو خبر دارم با

دستای خونی♫♪…
زهرا وساطت کرد تو میدون بمونی
!!..!!تو که پیرم کردی ای پناه من!!..!!
زمین گیرم کردی ای سپاه من

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

آب به خیمه نرسید فدای سرت

دانلود نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت محمود کریمی

+ دانلود نوحه آب به خیمه نرسید فدای سرت محمود کریمی
اصطکاک حافظه دارد! : PSI : شرح خبر
8 ساعت پیش ارسال شده

برخلاف آنچه ممکن است در دبیرستان فراگرفته باشید، اصطکاک بین دو سطح ثابت نیست. سطوح ناهموار در ابعاد میکروسکوپیکی تغییرشکل داده و بهم نزدیکتر میشوند، به همین دلیل برای گسترهی وسیعی از مواد و انواع سطوح، اصطکاک با زمان افزایش مییابد. اکنون آزمایشها به موضوع جدیدی دست یافتهاند: اصطکاک میتواند حافظه داشته باشد؛ یعنی نه تنها به حالت کنونی بینسطوح وابسته است بلکه به چگونگی رسیدن به آن نقطه نیز بستگی دارد. این یافتهها به ارتباط بین اصطکاک و رفتار شیشهها و دیگر سیستمهای نامنظم اشاره دارد و ممکن است در درازمدت چگونگی حل مسائل مربوط به اصطکاک در مورد زلزله، ماشینآلات صنعتی و میکروماشینها را تحت تاثیر قرار دهد.

در مدلهای سنتی که در مورد «کهنگی یا فرسودگی» (Aging) اصطکاک وجود دارد فرض بر این است که مقاومت اصطکاکی تنها به شرایط بینسطوح و مدتزمان تماس بستگی دارد. شومل روبنشتاین (Shmuel Rubinstein) و دانشجوی فارغالتحصیل، سام دیلوو (Sam Dillavou) از دانشگاه هاروارد با استفاده از آزمونی نادر این فرض را مورد آزمایش قرار دادهاند؛ در این آزمایش پاسخِ اصطکاک به تغییر نیروی مابین سطوح، اندازهگیری میشود. آنها یک جفت برهی پلاستیکیِ شفاف را روی یکدیگر قرار دادهاند که مساحت سطح آنها از ۵/۰ تا ۴ سانتیمتر مربع است و در قطعهای کار گذاشتهاند که نیروی مشخصی را با هل دادن برهی بالایی بر پایینی وارد میسازد.

برای اندازهگیری مساحت دقیق تماس بین دو سطحِ اندکی زبر، این دو محقق از تکنیکی استفاده کردهاند که روبنشتاین توسعه داده و شامل نوری است که بر روی سطح بالاییِ برهی پایینی در زاویهای کوچک وارد میشود. نور به درون برهی بالایی وارد میشود چون درست در جایی بینسطحی را قطع میکند که یک تماس واقعی وجود دارد. در اولین گام از این آزمایش، دیلاوو و روبنشتاین بار ثابتی را به برهی بالایی وارد کردهاند. مساحت تماس با زمان به شکل لگاریتمی افزایش مییابد؛ همانطور که از بسیاری از مطالعات اولیه اصطکاک تحت شرایط ثابت نیز انتظار میرود.

این پژوهشگران در گام دوم، بار موردنظر را ناگهان پس از یک زمان «انتظار» که از چند ثانیه تا تقریباً سه ساعت بود، کاهش دادهاند. سطح تماس ناگهان ابتدا افت پیدا کرده طوریکه بسیاری از نواحی کوچک ازهم جدا شدهاند. سپس به آرامی برای مدت زمان زیادی قبل از ادامهی افزایش لگاریتمی گام اول کاهش مییابد. این افت و خیز نشان میدهد که اصطکاک دارای یک حافظه است. تحت شرایط خارجی یکسان، سطح تماس از دوبرابر مقدار مشابه میگذرد و این یعنی سطح تماس نه تنها به آن شرایط وابسته است بلکه به تاریخچهی بینسطحی نیز بستگی دارد.


اتصالات روشن. نور به برهی پایینی پلاستیکی وارد شده و از سطح بالاییاش منعکس میشود اما در نقاطی که تاحدودی تماس وجود دارد، از برهی بالایی هم عبور میکند. این فناوری تماس واقعی بین دو بره را برملا میکند که پارامتری مهم در تعیین اصطکاک است.

دیلاوو و روبنشتاین در مجموعهای دیگر از آزمایشها، ضریب اصطکاک را اندازه گرفتهاند که به صورت نیروی لازم برای سُر خوردن در حالت اعمال بار تعریف شده است. آنها از دستورالعمل دوگامی مشابهی استفاده کرده‌‌اند اما بعد از زمان انتظار و کاهش ناگهانی بار، یک نیروی افزایشیابندهی یکنواخت به برهی پایینی اعمال کردهاند تا سربخورد. این محققان هزاران گونه از این تستها را برای مقادیر مختلفی از زمانهای انتظار و بارهای اولیه و کاهشیافتهی انجام دادهاند.

ضریب اصطکاک پس از کاهش بار افت پیدا میکند و دوباره افزایش مییابد اما مقایسه با اندازهگیریهای سطح تماس برای پارامترهای یکسان نشان داده است که این دو ویژگی باهم تغییر نمیکنند. برخی اوقات وقتی ضریب اصطکاک افت پیدا میکند سطح تماس افزایش مییابد و برعکس. به بیان این پژوهشگران، تکهتکه بودن اتصال تماس واقعی مابین دو بره، این عدم تطابق را توضیح میدهد. ضریب اصطکاک عمدتاً به بخشی از بینسطحی وابسته است که در آن قویترین تماسها برقرار است و اگر آن سطوح مچاله شوند (درحالی که تماسهای ضعیفتر اما بیشماری رشد کند) سطح کل تماس میتواند افزایش یابد، حتی اگر ضریب اصطکاک افت پیدا کند. با این حال روبنشتاین با این مطلب موافق است که واضح نیست که چرا برخی سطوح تماس بزرگتری دارند اما اصطکاک کمتری دارند.

برای حساب کردن رفتار هردوی پارامترها، دیلاوو و روبنشتاین به یک مدل تجربی پرداختهاند که در آن سیستمهای نامنظم (مثل شیشهها) به عنوان مجموعهای از بینهایت میکروسیستم که با نرخهای متفاوتی در پاسخ به شرایط تحول مییابند[۱]، در نظر گرفته می شوند. در مورد اصطکاک، این میکروسیستمها میتوانند نواحی کوچکی باشند که تغیرشکل یا چسبندگی در بینسطحیها را تجربه میکنند. در آزمایش دوگامی، میکروسیستمهای بشدت تحولیابنده در طی زمان انتظار به حالت تعادل میرسند درحالیکه میکروسیستمهای که به آرامی تحول پیدا میکنند هنوز در حال تغییرند. پس از آنکه بار به شکل ناگهانی کاهش پیدا میکند، این گروهها به صورت متفاوتی متحول میشوند؛ طوریکه به سمت تعادل جدیدی پیش رفته و رفتار مشاهده شده را تولید میکنند.

بن لیشمان (Ben Lishman) از دانشگاه بانک جنوبی لندن که حرکت و اصطکاک را در یخ دریا مورد مطالعه قرار داده است، این گزارش جدید را «شگفتانگیز» خوانده و میگوید که این گزارش میتواند به دانشمندان در «درک اینکه اصطکاک در ابعاد میکروسکوپیکی واقعاً چیست» کمک کند. با این حال وی میافزاید که مدلهای تجربیِ اصطکاک بخوبی جواب میدهند و بنابراین کمی وقت باید صرف شود تا به نگرشهای جدیدی برای اثرگذاشتن روی آن مدلها دست پیدا کنیم.

این پژوهش در مجلهی فیزیکال ریویو لترز انتشار یافته است.

دربارهی نویسنده:

دیوید لیندلی (David Lindley) نویسندهی آزاد علمی در ویرجینیا و نویسندهی کتاب عدمقطعیت: انشتین، هایزنبرگ، بور و مبارزه برای روح علم (۲۰۰۷) است.

مرجع:

  1. A. Amir, Y. Oreg, and Y. Imry, “Mean-Field Model for Electron-Glass Dynamics,” Phys. Rev. B 77, 165207 (2008); “Slow Relaxations and Aging in the Electron Glass,” Phys. Rev. Lett. 103, 126403 (2009).

منبع:

نویسنده خبر: بهنام زینال‌وند فرزین

+ اصطکاک حافظه دارد! : PSI : شرح خبر
نخستین مسافر شخصی به مدار ماه مشخص شد
9 ساعت پیش ارسال شده

bbaaeafbcبه گزارش فیزیک تک به نقل از ایسنا، ماسک شب گذشته تصاویر جدیدی از آخرین فضاپیمای شرکت “اسپیس‌ایکس”( SpaceX) را منتشر کرد. پیش از این اسپیس‌ایکس اعلام کرد که یک مسافر شخصی خواستار سفر به مدار ماه توسط فضاپیمای “بی‌اف‌آر” شده است. قرار است این فضاپیما به مریخ و ماه سفر کند. اسپیس‌ایکس برنامه دارد اولین پرتاب فضاپیما را در سال ۲۰۲۲ انجام دهد.

اسم اولین مسافر ‌”بی‌اف‌آر”، “یوساکو مائیزاوا”( Yusaku Maezawa) است. این مرد، یک میلیاردر ژاپنی است که موسس یک شرکت “مد و لباس” است. وی بیست‌وپنجمین فردی خواهد بود که به ماه می‌رسد. اولین مسافران ماه نیز در سال ۱۹۷۲ و طی ماموریت “آپولو” ناسا سفر خود را انجام دادند. “یوساکو مائیزاوا” در نشست دیروز گفت: من از دوران کودکی، عاشق ماه بودم و وقتی به ماه نگاه می‌کردم، شروع به رویاپردازی می‌کردم. ماه تا ابد در جای خود قرار دارد و الهام‌بخش بشریت خواهد بود. به همین دلیل من هم این موقعیت را از دست نمی‌دهم تا بتوانم ماه را از نزدیک ببینم.

DnVwpfUAEkonzاسپیس‌ایکس در صفحه توئیتر خود نوشت: با استفاده از “بی‌اف‌آر” قدم بزرگی برداشته خواهد شد؛ زیرا این ماموریت، هرفردی را که آرزوی سفر به فضا را دارد، قادر می‌کند به رویای خود برسد. گفتنی است، این مسافر، سفر خود را به تنهایی انجام نخواهد داد. وی به همراه ۶ تا ۸ هنرمند، از قبیل چند معمار، نوازنده، طراح مد و طراحان رسانه‌ای به ماه سفر خواهد کرد. این هنرمندان از سراسر جهان انتخاب خواهند شد و سفر ۵ روزه خود را انجام خواهند داد.

گفتنی است، این برای اولین بار نیست که شرکت “اسپیس‌ایکس” در پس ارسال توریست به فضا است. این شرکت پیش از این در سال ۲۰۱۷ میلادی اعلام کرد که اولین توریست فضایی را در سال ۲۰۱۸ به ماه خواهد فرستاد. ماسک در سال ۲۰۱۶، مخزن سوخت فضاپیمای “بی‌اف‌آر” را که می‌تواند تا ۱۲۰۰ تن اکسیژن مایع ذخیره کند، به نمایش گذاشت. فضاپیمای “بی‌اف‌آر “نزدیک به ۱۰۶متر ارتفاع دارد و یک سفینه فضایی واقعا غول‌پیکر است.

spacex big falcon rocket bfr spaceship booster launch bfs bfb rendering illustration elon musk twitterفضاپیمای “BFR ” بعنوان جانشین موشک “فالکون هوی” (Falcon Heavy) محسوب می‌شود و در طراحی فعلی آن مجموعا از­ ۳۷ موتور استفاده شده که از این تعداد، ۳۱ موتور در بخش تقویت‌کننده موشک و ۶ موتور در فضاپیما وجود دارد. پرتاب و فرود این سفینه فضایی به صورت عمودی انجام می‌شود. ماسک اظهار کرد: بسیار خوشحالم که می‌توانیم این فضاپیما را تا ۵ سال دیگر تکمیل و راه‌اندازی کنیم.

بخش بالایی “بی‌اف‌آر” متشکل از ۴۰ کابین است که فضاپیما را قادر به حمل ۶ مسافر می‌کند. این فضاپیما به نحوی طراحی شده است که قابل استفاده مجدد باشد و می‌تواند اولین فضاپیمای “اسپیس‌ایکس” برای ماموریت‌های فرازمینی محسوب شود و گفته شده که تا سال ۲۰۲۰ جایگزین همه سخت افزارهای این شرکت خواهد شد. “بی‌اف‌آر” طی چند ماه آتی آزمایشات متعددی را انجام خواهد داد.

billionaireeدر حالی که ماموریت‌های پرواز به مریخ هدف نهایی این شرکت محسوب می­‌شود، این فضاپیما باید بتواند در فضا سوخت‌گیری مجدد انجام دهد و در مسیر بازگشت خود، به “ماه” رفته و برای انجام ماموریت‌های دیگر، به ایستگاه فضایی بازگردد. نخستین سفر انسان به ماه توسط “نیل آرمسترانگ”  و همکارانش “باز آلدرین” و “مایکل کولینز”طی ماموریت “آپولو ۱۱” صورت گرفت.

سایت علمی فیزیک تک / منبع: dailymail.co.uk

+ نخستین مسافر شخصی به مدار ماه مشخص شد
فیزیک تک – ​سه سخنرانی امام حسین (ع)
11 ساعت پیش ارسال شده

​سه سخنرانی امام حسین (ع)

اشاره: در طول تاریخ اسلام کتاب‌های بسیاری دربارهٔ امام‌حسین (ع)، خاندان و یارانش، وقایع کربلا و زمینه‌ها و پیامدهای آن نوشته‌اند و از زوایای گوناگون این موضوع مهم را بررسیده‌اند و این کار همچنان ادامه دارد. یکی از موثق‌ترین کتاب‌ها در این باره، «مقتل سیدالشهدا (ع)» به قلم آیت‌الله یوسفی غروی است که سالیان درازی را به تحقیق و بررسی تاریخ اسلام سپری کرده‌اند و بخشی از آن، همین کتاب است که توسط انتشارات اطلاعات در ایران به چاپ رسیده‌است. آنچه در پی می‌آید، سه بخش جداگانه از آن کتاب است با موضوع سخنرانی‌های امام‌حسین (ع) که هم روحیه آن بزرگوار را تا اندازه‌ای نشان می‌دهد و هم علل قیام را و هم مرام و منش دشمنان را. شایان یادآوری است که مآخذ فراوان این نوشتار را حذف کرده‌ایم و علاقه‌مندان می‌توانند به متن اصلی مراجعه فرمایند.

سخنان امام حسین (ع) در منی

سُلیم بن قیس هلالی آورده‌است که امام حسین (ع) در سال ۵۸ هجری یعنی یک یا دو سال پیش از مرگ معاویه، همراه دو پسرعمویش عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر به حج رفت. زمانی که در منی بود، زنان و مردان هاشمی موالی و شیعه‌ای که به حج آمده بود و همچنین هرکس از اهل‌بیت و یارانش را که شناخت، جمع کرد و نمایندگانی نیز روانه ساخت و فرمود: «هیچ صحابی نیکوکار و متدینی را که به حج آمده، از قلم میندازید، همه را نزد من بخوانید.» حدود دویست نفر از اصحاب و بیش از هفتصد مرد از تابعین و غیره در زیر سایبانی که حضرت تدارک دیده بود، جمع شدند. آنگاه امام از جای برخاست و پس از حمد و ثنای پروردگار متعال فرمود:

«به‌درستی همه دیدید و دانستید و شاهد بودید آنچه این طاغوت (معاویه) بر سر ما و شیعیان ما آورده‌است. حال از شما سؤالهایی می‌کنم، اگر سخنانم راست بود، تصدیق کنید و اگر دروغ بود، تکذیب نمایید! شما را به حقی که خدا و رسولش بر گردن شما دارند و حق خویشاوندی من با پیامبرتان قسم می‌دهم در جایگاه من بیندیشید و در سخنانم تأمل کنید، آنگاه از میان قبایل خود، یاران مورد اعتماد را که بدان‌ها اطمینان کامل دارید، حق ما را برایشان بیان کنید؛ چرا که بیم آن دارم این مطلب کهنه گردد و حق نابود شود و از بین برود و خداوند نور خویش را به کمال برساند هرچند کافران آن را ناخوش دارند.»

سپس فرمود: آیا می‌دانید که رسول خدا (ص)، علی را بر جعفر و حمزه مقدم داشت، آنگاه که به فاطمه فرمود: «تو را به همسری نیکوترین فرد از اهل‌بیتم درآوردم؛ کسی که در اسلام آوردن پیشی گرفته، بردبارتر و عالم‌ترین آنان است»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) فرمود: «من سرور فرزندان آدم هستم و برادرم سرور عرب است و فاطمه سرور زنان اهل بهشت است و دو فرزندم حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: «آیا می‌دانید که علی هر روز با رسول خدا (ص) خلوتی داشت و هر شب در محضر ایشان حضور می‌یافت و چنانچه سؤال می‌کرد، رسول خدا (ص) پاسخ می‌داد و اگر سکوت می‌کرد، خود ایشان سخن گفتن را آغاز می‌نمود؟» گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) در قضاوتی بین علی و زید و جعفر، به علی فرمود: «یا علی، تو از منی و من از توأم و تو پس از من، ولی همه مؤمنان خواهی بود»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) در هیچ تنگنایی قرار نگرفت مگر آنکه علی را خواسته باشد به خاطر اطمینانی که به وی داشت و اینکه ایشان هیچ‌گاه او را به نام صدا نکرده و همواره می‌گفت: «ای برادرم» یا «برادرم را بخوانید»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که ایشان در جنگ خیبر، پرچم را به وی داد و فرمود: «همانا پرچم را به دست مردی خواهم داد که خدا و رسولش او را دوست دارند، او نیز خدا و رسولش را دوست دارد، حمله‌کننده‌ای که فرار نمی‌کند و خدا فتح و پیروزی را به دست وی قرار خواهد داد»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که رسول خدا (ص)، زمین مسجد و خانه‌هایش را خرید و سپس (به‌تدریج) در آن ده منزل ساخت، نُه تای آنها برای خویش و یکی از آنها را که منزل میانی بود، برای پدرم قرار داد؛ آنگاه در خطابه‌ای فرمود: «خداوند موسی را دستور داد تا مسجدی پاکیزه بسازد و کسی غیر از خود، هارون و دو فرزند وی (هارون) در آن سکونت نکند، و خداوند مرا امر کرد تا مسجدی پاکیزه بسازم و کسی غیر از خود، برادرم و دو فرزندش در آن ساکن نشوند»، آنگاه تمام درهای منتهی به مسجد را بست مگر درِ خانة او را. آنگاه بسیاری در این باره لب به اعتراض گشودند، فرمود: «من نبودم که درِ خانه‌های شما را بستم و درِ خانه وی را باز گذاشتم، این خداوند بود که مرا دستور داد درهای خانه‌های شما را ببندم و درِ خانه وی را باز بگذارم.» سپس نهی فرمود از اینکه جز او کسی در مسجد بخوابد و… عمر اصرار کرد تا روزنه‌ای کوچک (به اندازه دو چشم خویش) از خانه خود به مسجد داشته باشد، اما حضرت اجازه نداد؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.» ‏

فرمود: شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) زمانی که به جنگ تبوک می‌رفت، به علی فرمود: «جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون است نسبت به موسی، و تو پس از من، ولی همه مؤمنان هستی»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) در روز غدیر خم او را منصوب کرد و همه را به ولایت او فرا خواند و فرمود: «حاضران به غایبان اطلاع دهند»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: «شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) وقتی مسیحیان نجران را به مباهله دعوت نمود، تنها علی و همسر و دو فرزندش را با خود برد؟» گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) در آخرین خطبه خویش فرمود: «ای مردم، من دو وزنة گرانسنگ در میان شما به جا می‌گذارم: کتاب خدا و اهل‌بیتم، پس هرگاه به آن دو چنگ زنید، گمراه نشوید»؟ گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

فرمود: «آیا می‌دانید که رسول خدا (ص) به علی دستور داد تا ایشان را غسل دهد و به او خبر داد که جبرئیل به یاری‌اش خواهد آمد؟» گفتند: «خدا گواه است که می‌دانیم.»

پس حضرت هر آنچه از قرآن را که دربارهٔ علی بن ابی‌طالب و خاندانش نازل شده بود و نیز هر آنچه در این مورد بر زبان پیامبر خدا (ص) آمده بود، همه را یادآوری کرد و از آنان تصدیق خواست، و هر بار صحابیان گفتند: «خداوند گواه است که آن را شنیده‌ایم» و تابعیان نیز گفتند: «خدا گواه است که شخصی مورد اعتماد آن را برایمان نقل کرده‌است.»

آنگاه حضرت فرمود: آیا شنیده‌اید رسول خدا (ص) فرمود: «هر کس که پندارد مرا دوست دارد، اما علی را دشمن داشته باشد، دروغ گفته‌است. کسی که دوستدار علی نباشد، مرا نیز دوست ندارد.» در مجلس شخصی پرسید: چگونه یا رسول‌الله؟ فرمود: «زیرا علی از من است و من از اویم. هر کس او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد، خداوند را دوست داشته‌است و هر کس او را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته و هر کس مرا دشمن و مبغوض دارد، خداوند را مبغوض داشته‌است»؟ گفتند: «خداوند گواه است که این را شنیده‌ایم.»

آنچه نقل شد، از کتاب سلیم بن قیس هلالی بود؛ اما حسن بن علی حرّانی در تحف‌العقول، خطبه‌ای از حضرت آورده‌است که با آنچه گذشت، مناسبت دارد و ممکن است در واقع بخش آغازین یا پایانی همین سخنان بوده باشد. وی چنین آورده‌است:

ای مردم، عبرت گیرید از آنچه خداوند، در سرزنش احبار، به اولیای خویش پند داده که «چرا خداپرستان و دانشمندان آنها را از گفتن گناه نهی نمی‌کنند» و نیز فرمود: «از میان بنی‌اسرائیل آنان که کفر ورزیدند، بر زبان داوود و عیسی بن مریم لعنت شدند، به خاطر نافرمانی و طغیانگری خود آنها افرادی بودند که از کردار بدشان دست‌بردار نبودند و چه زشت بود آنچه انجام می‌دادند!» خداوند تنها بدین جهت آنان را سرزنش کرده‌است که فسادانگیزی و گناهکاری ستمکاران را می‌دیدند؛ اما به خاطر سود و منفعتی که به واسطه آن ستمکاران نصیبشان می‌شد یا به خاطر ترس از اموری که از آن برحذر بودند، ستمکاران را نهی نمی‌کردند و بازنمی‌داشتند، در حالی که خداوند می‌فرماید: «از مردم مهراسید و از من بترسید.» و نیز فرموده‌است: «مردان و زنان با ایمان پشتیبان یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند.» خداوند با امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک فریضه، دستور خود را آغاز نموده‌است؛ چرا که می‌داند اگر این فریضه درست ادا شود و پابرجا باشد، دیگر فریضه‌های سخت و آسان خود به خود درست خواهد شد؛ زیرا امر به معروف و نهی از منکر دعوت به سوی اسلام است و دور ساختن ستمها و رویارویی با ستمگران و تقسیم عادلانه فئ و غنائم و گرفتن زکات و مصرف آن در جایی که نیاز است.

ای بزرگانِ خاموش!

حال ای جماعت توانمند! شما را به علم و دانش می‌شناسند، همواره نامتان را به نیکی می‌برند، نامدارید به خوبی و خیرخواهی و به لطف خدا در دل مردم عظمت یافته‌اید، شریف به شما احترام می‌گذارد و ناتوان شما را گرامی می‌دارد و آن که هم‌ردیف شماست و حق نعمتی از شما بر گردنش نیست، شما را بر خود برتر می‌نشاند. شما واسطه دستیابی نیازمندان به نیازشان هستید، آنگاه که از نیاز خود محروم باشند. شما به هیبت فرمانروایان و بزرگواری بزرگان، گام برمی‌دارید. آیا همه اینها بدین خاطر نیست که مردم به شما امید بسته‌اند تا به حق خدا قیام کنید، هرچند شما با سبک‌شمردن حق امامان، در بزرگترین و بیشترین حق خدا کوتاهی نموده‌اید! ‏

شما حق ناتوانان را ضایع کردید و آنچه حق خود می‌پنداشتید، مطالبه نمودید! نه مالی در این راه خرج کرده‌اید، نه جانتان را در راه خالق بخشیده‌اید، نه با عشیره خویش بر سر امر خدا ستیز کرده‌اید؛ اما امید به بهشت خدا و همسایگی پیامبرانش دارید و از عذاب رستاخیز امان می‌خواهید!

ای کسانی که چنین آرزوهایی در سر می‌پرورانید! بیم دارم که عذابی از عذاب‌های خدا بر شما فرو آید؛ چرا که در سایه بزرگی خداوند به چنین جایگاهی رسیده‌اید که بر دیگران برتری یابید، در حالی که خداشناسان واقعی گرامی داشته نمی‌شوند؛ اما شما به نام خدا، نزد مردم محترمید! ‏

شما که شکستن پیمان‌های پدرانتان را برنمی‌تابید، پیمان‌های خدا را گسسته می‌بینید و هراسان نمی‌شوید. اینک عهد و پیمان رسول خدا (ص) خوار شمرده می‌شود؛ نابینایان، گنگان و زمینگیرشدگان در همه شهرها بدون حمایت و کمک مانده‌اند؛ اما آنها را مورد لطف و مرحمت قرار نمی‌دهید. نه از موقعیت خود برای یاری رساندن به آنها استفاده می‌کنید، نه به دیگرانی که قصد کمک دارند، یاری می‌دهید و با چاپلوسی و سازش با ستمگران، امنیت خود را می‌جویید. تمام این امور مسائلی است که خداوند امر فرمود تا از آن دست بردارید و دیگران را نیز از آن بازدارید، در حالی که شما غافل از این امر به سر می‌برید.

بیشترین گرفتاری شامل حال شماست که نتوانستید جایگاه واقعی عالمان را حفظ کنید، اگر نیک بیندیشید؛ چرا که اجرای احکام باید به دست عالمان خداشناس باشد، همان‌ها که در حلال و حرام امین خداوندند. پس این منزلت از شما گرفته شد و تنها علتش متفرق شدن شما از حق و اختلافتان دربارهٔ راه و روش پیامبر است، با وجود ادله روشن. اما چنانچه بر آزار شکیبا بودید و به خاطر خدا سختی‌ها را تحمل می‌کردید، اموری که خداوند برایتان مقرر داشته بود، به شما بازمی‌گشت و از جانب شما در دسترس دیگران قرار می‌گرفت و برای داوری به شما رجوع می‌شد؛ اما شما جایگاه خود را در اختیار ستمگران قرار دادید، امور خدا را به دست آنان سپردید، در حالی که آنها به شبهات عمل کنند و به دنبال هوای نفس خویش هستند.

آنچه موجب دست یافتن آنها به این مقام شد، گریزتان از مرگ و شیفتگی‌تان به این دنیاست؛ دنیایی که سرانجام از شما جدا خواهد شد. پس ناتوانان را در چنگال این ستمکاران گرفتار ساختید تا یکی برده‌ای ستمدیده باشد و دیگری بیچاره‌ای سرگرم تأمین آب و نان، درحالی که فرمانروایان با خودسری مملکت را دستخوش حوادث ناخوشایند ساختند و با هوسبازی، ننگ و رسوایی را از آن خود کردند، این رفتار ناشی از پیروی آنها از تبهکاران و گستاخی بر خداوند مقتدر است.

در هر شهری، سخنوری فریادزن بر منبر دارند؛ زمین در زیر پایشان هموار و فراخ و دستشان بر انجام هر کاری باز است و مردم برده‌وار، زیر فرمان آنها هستند و نمی‌توانند در برابر زورگوی کینه‌توزی که بر ناتوانان سخت می‌تازد و فرمانروایی که به خدا و رستاخیز اعتقادی ندارد، از خود دفاع کنند!

شگفتا و چرا در شگفت نباشم که زمین در دست مردی دغلباز و ستمکار است، مالیات‌بگیری که بر اهل ایمان شفقت و ترحمی ندارد! پس خدا در این اختلافی که ما داریم، با حکم قاطع خویش داوری کرده و در این مشاجره قضاوت خواهد کرد.

خدایا، تو خود می‌دانی آنچه از ما سر زده‌است، نه رقابتی است برای سلطنت، و نه کوششی است برای افزودن بر کالای بی‌ارزش این دنیا، بلکه بدین‌خاطر است که نشانه‌های دین تو را بازگردانیم، اصلاح را در بلاد اسلامی آشکار سازیم، تا بندگان ستمدیده‌ات در امان باشند و واجبات و آداب و احکام تو عملی گردد. پس چنانچه انصاف را در حق ما رعایت نکنید و ما را یاری ننمایید، ستمگران توان می‌یابند، و در خاموشی نور پیامبرتان می‌کوشند؛ و خدا ما را بس است، بر او تکیه کنیم و به سوی او بازگردیم و فرجام به سوی اوست.»

این نقل به شکلی مرسل تنها در «تحف‌العقول» آمده‌است. این کلام با سخنان امام حسین (ع) تناسب دارد و چنین سخنرانی تنها با چنان جمعیت انبوهی [که سلیم بن قیس هلالی در نقل پیشین درباره موسم حج بیان کرده] متناسب است. البته نه در این دو منبع (کتاب سلیم بن قیس و تحف‌العقول) و نه در منابع دیگر، هیچ واکنشی از معاویه، والی او در مکه یا مدینه یا از امیرالحاج دربارهٔ این سخنان حضرت نقل نشده‌است و بسیار بعید به نظر می‌رسد که این دو نقل دربارهٔ دو سخنرانی جداگانه در دو زمان مختلف باشد.

سخنرانی امام حسین (ع) در شب عاشورا

هنگام غروب بود که عمر بن سعد و لشکریانش به اردوگاه خویش بازگشتند. پس از رفتن آنها، امام حسین (ع) اصحاب را جمع کرد تا برایشان سخن بگوید. از امام سجاد (ع) که در آن شب بیمار بود، روایت شده: هرچه بیشتر به پدر خویش نزدیک شدم تا سخنش را بشنوم. آنگاه شنیدم که خطاب به اصحاب خویش می‌فرمود: ‏

«خدای تبارک و تعالی را به بهترین وجه سپاس می‌گویم و او را بر شادی و اندوه شکر می‌کنم. بارالها، تو را سپاس که ما را با نبوت گرامی داشتی، و قرآن را به ما آموختی، و فهم دین را به ما عطا فرمودی، و به ما گوشهایی [برای شنیدن]، چشمهایی [برای دیدن] و دلهایی [برای درک حقایق] بخشیدی و ما را از مشرکان قرار ندادی. ‏

من نه یارانی سزاوارتر و نیکوتر از اصحاب خویش سراغ دارم و نه خاندانی نیکوتر و با محبت‌تر از خاندان خویش. خداوند به همه شما پاداش خیر عطا فرماید! شک ندارم فردا همه ما به دست این قوم کشته خواهیم شد. من تصمیم خود را دربارهٔ شما گرفته‌ام: همگی از بیعت من آزاد هستید و از بابت من عهدی بر ذمه شما نیست. شب فرا رسیده‌است، آن را مرکبی برای رفتن برگیرید (از تاریکی شب برای رفتن استفاده کنید) و هر کدام از شما، دست مردی از اهل‌بیت مرا بگیرد با خود ببرد، و در میان قبایل خویش و شهرهای خود متفرق شوید تا آن زمان که گشایشی از جانب خداوند پیش آید؛ زیرا این مردم مرا می‌خواهند و چنانچه بر من چیره شوند، با دیگران کاری نخواهند داشت.»

در این هنگام برادرش عباس گفت: «برای چه چنین کنیم؟ برای زنده ماندن پس از تو؟ خداوند هرگز چنین امری را مقدّر نسازد!»

آنگاه برادرانش و پسرش علی (اکبر) سخنانی مانند سخن او گفتند. همچنین برادرزادگان حضرت (فرزندان امام‌حسن مجتبی (ع)) و دو فرزند عبدالله بن جعفر سخنی مشابه بر زبان جاری ساختند.

گویا امام‌حسین (ع) سخنی از عموزادگان خویش (فرزندان عقیل) نشنید؛ به همین دلیل به آنان فرمود: «فرزندان عقیل، کشته شدن مسلم شما را بس است. بروید که من به شما اجازه (رفتن) دادم!» گفتند: «مردم چه خواهند گفت؟ خواهند گفت: ما سرور و بزرگ خاندان خویش و عموزادگان‌مان را که فرزندان بهترین عموها بودند، رها ساختیم، نه همراهشان تیری افکندیم و نه نیزه و شمشیری زدیم و نه می‌دانیم که چه کردند! نه به خدا قسم، هرگز چنین نخواهیم کرد، بلکه ما جان و مال و خانواده خویش را فدای تو می‌کنیم و می‌جنگیم تا سرانجام به سرنوشتی مانند سرنوشت تو برسیم. خداوند زندگانی پس از تو را مبارک نگرداند!»

مسلم بن عوسجه اسدی که از کوفه به لشکر امام‌حسین (ع) پیوسته بود و چگونگی آن روشن نیست، از جا برخاست و گفت: «ما تو را تنها بگذاریم؟ برای کوتاهی نمودن در حق تو، چه عذری به درگاه خدا ببریم؟ به خدا قسم تا نیزه‌ام را در سینه آنان نشکنم و تا شمشیر در دستم باشد، با آنان نبرد می‌کنم و از تو جدا نخواهم شد. حتی اگر سلاحی در دستم نباشد تا با آنان بجنگم، در دفاع از تو، به آنها سنگ خواهم زد تا سرانجام با تو کشته شوم.» ‏

همچنین سعید بن عبدالله حنفی که به لشکر امام حسین (ع) پیوسته بود و چگونگی آن روشن نیست، از جا برخاست و گفت: «به خدا قسم تو را تنها نخواهیم گذاشت تا خداوند بداند که ما جایگاه پیامبر (ص) را دربارهٔ تو رعایت نمودیم. به خدا اگر بدانم که کشته می‌شوم، سپس زنده می‌شوم، سپس سوزانده شوم، آنگاه خاکسترم به باد داده شود و این کار، هفتاد مرتبه تکرار شود، باز هم از تو جدا نخواهم شد تا سرانجام در دفاع از تو کشته شوم. چگونه چنین نکنم درحالی که کشته شدن یک بار اتفاق خواهد افتاد، اما پس از آن کرامتی بی‌پایان خواهد بود؟» ‏

زهیر بن قین نیز از جا برخاست و گفت: «به خدا کاش کشته شوم، بار دیگر برانگیخته شوم و سپس کشته شوم و این امر، هزار بار تکرار شود؛ اما با این کار خداوند مرگ را از تو و این جوانمردان از خاندان تو دور می‌ساخت.» ‏

‏ برخی دیگر از اصحاب گفتند: «به خدا از تو جدا نمی‌شویم، بلکه جانمان را فدایت می‌کنیم. ما گلو، پیشانی و دست خویش را فدای تو می‌کنیم و اگر در این راه کشته شویم، به عهد خویش وفا کرده و به وظیفه خود عمل نموده‌ایم!» ‏

همگی اصحاب سخنانی شبیه یکدیگر گفتند و در یک راستا…

خطبه آغازین امام حسین (ع) در روز عاشورا

[فردا صبح] امام‌حسین (ع) که دید لشکریان دشمن به نزدیکی آنها آمده‌اند، شترش را خواست و بر آن سوار شد و آنگاه با برادرش عباس و پسرش علی‌اکبر نزدیک آنان رفت و با صدایی بلند به آنان فرمود:

«ای مردم، سخنانم را بشنوید و در پیکار با من شتاب مکنید تا شما را آن‌گونه که حق شما بر من است، پند دهم و دلیل آمدنم به سوی شما را توضیح دهم. پس چنانچه دلیل مرا پذیرفتید و سخنم را تصدیق کردید و منصفانه داوری کنید، سعادت را از آن خود نموده‌اید و دیگر جایی برای جنگ با من باقی نمی‌ماند؛ اما اگر دلیل مرا نپذیرید و منصفانه داوری نکنید. فأجمعوا أمرکم و شرکاءکم ثم لا یَکن أمرکم علیکم غُمّه ثم اقضوا إلیَّ و لا تُنظرون:۱ پس در کارتان با شریکان خود همداستان شوید تا کارتان بر شما پوشیده نباشد، سپس دربارهٔ من تصمیم بگیرید و مهلتم مدهید. إن ولیی الله الذی نَزّل الکتاب و هو یتولی الصالحین:۲ سرپرست من همان خدایی است که قرآن را فرو فرستاده و او دوستدار صالحان است. ‏

از آنجا که امام (ع) این سخنان را با صدای بلند فرمود، بیشتر مردم از جمله خواهران و دخترانش آن را شنیدند و صدایشان به گریه بلند شد و به گوش امام (ع) رسید؛ به همین دلیل به برادر و فرزند خویش رو کرد و فرمود: «بروید آنان را آرام کنید. به جانم سوگند پس از این بسیار خواهند گریست!» آن دو نفر رفتند و زنان حرم را آرام نمودند. آنگاه امام (ع) حمد و سپاس خدا را به‌جای آورد و ذکر خدا را آن‌گونه که شایسته‌است، بر زبان آورد، سپس بر پیامبر (ص)، فرشتگان و دیگر انبیا درود فرستاد و فرمود:

به نسب و ریشه من بنگرید که من کیستم؟ آنگاه به خود آیید و بپرسید آیا کشتن و بی‌حرمتی نمودن به من بر شما جایز است؟

آیا من فرزند دختر پیامبر شما و فرزند وصی و پسرعمویش نیستم؟ همو که اولین مسلمان و اولین کسی است که پیامبر را دربارهٔ آنچه از جانب پروردگار خویش آورده‌است، تصدیق کرد؟

آیا حمزه سیدالشهدا عموی پدر من نیست؟

آیا جعفر طیّار، شهیدی که با دو بال پرواز می‌کند، عموی من نیست؟

آیا این سخن پیامبر (ص) که در میان شما شایع است به گوشتان نرسیده که دربارهٔ من و برادرم فرمود: «هذانِ سیّدا شباب اهل الجنّه: این دو تن سرور جوانان اهل بهشت هستند»؟

پس یا کلام مرا تصدیق می‌کنید که حق است، و به خدا سوگند من هرگز از روی عمد دروغ نگفته‌ام، از همان آغاز، از زمانی که دانستم خداوند گویندة آن را نکوهش کرده، ضررش را به خود او بازمی‌گرداند، … یا این سخن مرا راست نمی‌دانید، که در آن صورت در میان شما هستند کسانی که چنانچه از ایشان بپرسید، پاسخ شما را خواهند داد. از جابر بن عبدالله انصاری بپرسید یا از ابوسعید خدری یا از سهل بن سعد ساعدی یا از زید بن ارقم یا از انس بن مالک؛ شما را خواهند گفت که این سخن را از رسول خدا (ص) دربارهٔ من و برادرم شنیده‌اند. حال این سخن، شما را بازنمی‌دارد که خون مرا نریزید؟! ‏

شمر که نزدیک امام (ع) بود، از آن ترسید که سپاهیان تحت تأثیر کلام حضرت قرار گیرند، پس سخنان او را قطع کرد و گفت: «هر کس این کلام تو را گوش کند، از جمله کسانی است که خداوند را بر لب پرتگاه می‌پرستد!» با این کلام چنین وانمود کرد که منظور امام (ع) را نفهمیده‌است. به همین دلیل بود که حبیب بن مظاهر پاسخش را داد: «من گواهی می‌دهم، تو راست می‌گویی که منظور او را درنمی‌یابی؛ چرا که خداوند بر دلت مهر زده‌است.» سپس امام (ع) فرمود:

«اگر به این سخن [پیامبر درباره من و برادرم] شک دارید، آیا به آنچه عیان است، شک دارید؟! من فرزند دختر پیامبرتان نیستم؟! به خدا قسم در بین تمام شرق و غرب، غیر از من کسی فرزند دختر پیامبر نیست، نه از میان شما و نه از میان غیر شما؛ تنها فرزند دختر پیامبرتان من هستم.

به من بگویید: به چه دلیل برای کشتنم آمدید؟ کسی را از شما کشته‌ام؟ یا مالی را ضایع کرده‌ام؟ یا به قصاص جراحتی که وارد ساخته‌ام، از من طلبکارید؟»

همه در سکوت فرورفتند و احدی پاسخ نداد. امام‌حسین (ع) سران آنها را دید که در پیشاپیش لشکر ایستاده‌اند و به سخنانش گوش می‌دهند. شبث بن ربعی یربوعی تمیمی، حجّار بن ابجر عجلی، قیس بن اشعث کندی و زید بن حارث شیبانی از جمله کسانی بودند که برای حضرت نامه نوشتند و از او خواستند تا نزدشان برود. امام (ع) که آنها را به‌خوبی می‌شناخت، با صدایی بلند مورد خطابشان قرار داد و فرمود:

ـ آیا شما به من نامه ننوشتید که «درختهای ما میوه داده، منطقه سرسبز شده و آب برکه‌ها بالا آمده‌است، و تو به سمت سپاهی می‌آیی که آماده و گوش به فرمان توست، پس به سوی ما بیا» ؟! ‏

‏ آنها که می‌کوشیدند خود را پنهان سازند، این سخنان را انکار کردند و گفتند: «ما نامه ننوشتیم!» حضرت فرمود: «سبحان‌الله! آری به خدا قسم، چنین کردید.»

آنگاه رو به مردم کرد و فرمود: «ای مردم! اگر از آمدنم ناخشنودید، بگذارید از اینجا به جایگاه امنی از زمین برای خود بروم.» ‏

قیس بن اشعث به حضرت گفت: «چرا به فرمان عموزاده‌هایت تسلیم نمی‌شوی؟ آنان برخلاف میل تو رفتار نمی‌کنند و امر ناپسندی از جانب آنها به تو نمی‌رسد!»

امام‌حسین (ع) این شخص را به‌خوبی می‌شناخت و باخبر بود که برادرش محمد بن اشعث مانند این سخن را به مسلم بن عقیل گفته بود، به همین دلیل به وی فرمود: «تو برادرِ برادرت (محمد) هستی؛ می‌خواهی بنی‌هاشم بیش از خون مسلم بن عقیل را از تو بخواهند؟ نه به خدا قسم، هرگز خود را با خواری تسلیم شما نمی‌کنم و مانند بردگان، اقرار به بردگی نخواهم کرد. بندگان خدا! إنّی عُذتُ بِرَبّی و ربّکم أن تَرجُمون:۳ پناه می‌برم به پروردگار خویش و شما از اینکه مرا (دور) افکنید. انی غُذتُ بربّی و ربّکم من کل متکبر لا یؤمن بیوم الحساب:۴ پناه می‌برم به خدای خود و شما از هر انسان متکبری که ایمان به روز قیامت نداشته باشد. ‏

پس از آن، امام‌حسین (ع) به اردوگاه خویش بازگشت و از شتر پیاده شد. ‏ با این سخنان، حجت را بر آنان تمام کرد مبنی بر اینکه او مانند بردگان اقرار به بردگی نمی‌کند و خود را با خواری به کسی که متکبر است و به روز قیامت ایمان ندارد، تسلیم نمی‌سازد، بلکه او به دعوت آنها آمده و به همین دلیل باید رهایش سازند تا از اینجا به جایی دیگر که برایش امن است، برود. او امان را به گونه‌ای خواست که مخل امنیت آنها نیز نباشد. آری، امام (ع) این مطلب را برای اتمام حجت فرمود، درحالی که خود می‌دانست آنان به سلامت رهایش نمی‌سازند؛ زیرا پیش از این به او خبر شهادتش داده شده بود. ‏

سخنان زُهیر بن قین ‏

امام‌حسین (ع) زهیر بن قیس را بر سمت راست لشکر خویش گمارده بود. زهیر کلام حضرت با سپاهیان دشمن را شنید و مشاهده کرد که این سخنان در دل آنها نفوذ نکرده و چگونه پاسخش را داده‌اند؛ اما ناامید نشد و از امام اجازه خواست تا خود نیز با آنان سخن بگوید. پس درحالی که مسلح بود، سوار بر اسب شد و نزد آنان رفت و با صدایی بلند گفت:

«ای مردم کوفه! برحذر باشید؛ بر حذر باشید از عذاب خداوند! بر مسلمان واجب است که برادر مسلمانش را نصیحت کند، و تا بدین‌جا و تا زمانی که شمشیر بین ما و شما قرار نگرفته، ما و شما برادر دینی هم و پیرو یک دین و آیین هستیم و سزاوار پند و اندرز ما هستید؛ اما چنانچه جنگ اتفاق بیفتد، رابطه ما و شما قطع می‌شود و هرکدام امتی جداگانه به حساب خواهیم آمد. ‏

اینک خداوند ما و شما را با نسل پیامبرش محمد (ص) امتحان نموده تا ببیند ما و شما چه می‌کنیم! ما شما را به یاری آنها و رهاساختن عبیدالله بن زیاد ستمگر دعوت می‌کنیم؛ چراکه از آن دو (یزید و ابن‌زیاد) جز بدی، چیزی نصیبتان نخواهد شد. آنها تمام مدتی را که بر مسند قدرت تکیه بزنند، برای شما کاری نخواهند کرد جز بیرون کشیدن چشمها از حدقه، بریدن دست و پا و مثله کردن و آویختن بدنها بر تنه درختان خرما، و نیز کشتنِ شمایان و کشتن قاریان قرآن شما؛ از جمله حجر بن عدی و یارانش، هانی بن عروه و امثال او.»

سپاهیان دشمن پاسخ دادند: «به خدا از اینجا نمی‌رویم مگر آنکه سرور تو و همراهانش را بکشیم یا اینکه او و یارانش را تسلیم‌شده به نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببریم!»

زهیر گفت: «بندگان خدا! همانا فرزندان فاطمه (رضوان‌الله علیها) از فرزند سمیه به دوستی و یاری شما سزاوارترند. حال اگر نمی‌خواهید آنها را یاری کنید، شما را از کشتن آنان برحذر می‌دارم. پس بگذارید فتنه پیش‌آمده بین این مرد و یزید را خود سر و سامان دهند که به جانم قسم، یزید از فرمانبرداری شما بدون کشتن حسین راضی خواهد شد.» ‏

شمر بن ذی‌الجوشن با شنیدن این کلام، ترسید که مبادا سخنان او در دل سپاه اثر بگذارد، پس اولین تیر جنگ را به سوی زهیر انداخت و گفت: «ساکت شو، خدا صدایت را خاموش سازد، ما را با سخنان بسیارت ملول کردی!» زهیر پاسخ داد: «روی سخنم با تو نیست. به خدا گمان نمی‌کنم حتی دو آیه از قرآن را درست بفهمی! مژده باد بر تو رسوایی در روز قیامت و عذاب دردناک!»

شمر گفت: «بی‌گمان خدا تو و سرورت را پیش از روز قیامت به عذاب قیامت دچار ساخت!» زهیر گفت: «ما را با مرگ می‌ترسانی؟ به خدا قسم مردن با او را از زندگی جاودانه در کنار شما دوست‌تر می‌دارم.»

آنگاه رو به سپاهیان کرد و با صدایی بلند گفت: «بندگان خدا! برحذر باشید این پیرمرد احمق و امثال او، شما را از دینتان خارج نکنند که به خدا سوگند، شفاعت محمد (ص) به قومی نمی‌رسد که خون فرزندان و اهل‌بیتش را ریخته و کسانی را کشته باشند که اهل‌بیت را یاری کرده، از حریمشان دفاع نموده‌اند.» ‏

امام‌حسین (ع) که تماشاگر سخنرانی زهیر بود، این مقدار را برای اتمام حجت کافی دانست و به یکی از اصحاب دستور داد تا زهیر را از پشت سر صدا بزند و بگوید: «اباعبدالله می‌گوید: بازگرد، به جانم قسم همان‌گونه که مؤمنِ آل فرعون قوم خویش را اندرز داد و آنان را بسیار (به سوی خدا) دعوت نمود، تو نیز اینان را به اندازه کافی اندرز دادی، اگر این پند و ابلاغ سودی ببخشد!» ‏

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ سوره یونس، آیه۷۱‏‏.

۲ـ اعراف، ۱۹۶‏‏.

۳ـ دخان، ۲۰‏‏.

۴ـ غافر، ۲۷‏‏.

آیت‌الله محمدهادی یوسفی غروی

+ فیزیک تک – ​سه سخنرانی امام حسین (ع)
فیزیک تک – ​نه اختیار زمین خود را داریم و نه اختیار هوایِ خود را/ پیمان امنیتی با امریکا باید لغو شود!
15 ساعت پیش ارسال شده

​نه اختیار زمین خود را داریم و نه اختیار هوایِ خود را/ پیمان امنیتی با امریکا باید لغو شود!

چندی پیش تعدادی از نمایندگان پارلمان به دلیل افزایش تهدیدات امنیتی از ناحیه گروه‌های تروریستی به شمول طالبان، القاعده و داعش و عدم پایبندی امریکا به تعهداتش خواستار لغو پیمان امنیتی کابل-واشنگتن شدند.
سران ائتلاف بزرگ سیاسی نیز پیمان امنیتی با امریکا را ناکارآمد توصیف کرده خواهان بازنگری آن شدند.
دکترعبدالله عبدالله، رئیس اجرایی دولت وحدت ملی، اما در واکنش به این خواسته نمایندگان مردم و منتقدان حکومت گفت عده‌ای به دلیل منافع شخصی‌شان اصل پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا را زیر سئوال می‌برند در حالیکه فراموش کرده‌اند کشور هنوز در جنگ با تروریزم قرار دارد.
قابل ذکر است پیمان استراتژیک میان افغانستان و امریکا در نخستین روز تشکیل دولت وحدت ملی توسط حنیف اتمر، مشاور امنیت ملی پیشین، امضاء شد؛ قبل از آن حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین کشور، امضای این پیمان را به برقراری صلح و ثبات دائمی در کشور توسط امریکا مشروط ساخته‌بود.
«مبارزه با تروریزم، صلح و ثبات در افغانستان، توسعه اقتصادی و توانمندی افغانستان برای دفاع از حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و وحدت ملی خود از جمله اهداف کلان ذکر شده در پیمان امنیتی میان امریکا و افغانستان است.»
براساس این پیمان امریکا تعهد سپرده در انجام عملیات‌های نظامی با حکومت افغانستان هماهنگی کند، در برابر تجاوزات خارجی از افغانستان دفاع نماید، در عملیات‌های نظامی به غیرنظامیان و افراد ملکی آسیب نزند و از سلاح هسته‌ای در افغانستان استفاده نکند.
شرایط کنونی کشور اما به روشنی نشان می‌دهد که اوضاع افغانستان پس از امضای پیمان امنیتی با امریکا به سوی بدترشدن پیش رفته‌است؛ اکنون بیش از بیست و پنج گروه تروریستی در افغانستان فعالیت دارد و داعش نیز در کشور جای پا باز کرده‌است، راکت پراکنی‌های پاکستان در ولایات کنر و جلال‌آباد ادامه دارد، براساس آمار سازمان ملل تلفات غیرنظامیان درعملیات‌های نیروهای ائتلاف نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته‌است و امریکا بزرگترین بمب خود را در ننگرهار آزمایش کرده‌است.
سیدنقیب‌الله هاشمی، عضو شورای ولایتی کابل، در گفت‌وگو با تلویزیون آریانا، پیمان امنیتی با امریکا را به هیچ وجه به نفع افغانستان نمی‌داند.
وی می‌گوید امریکا به تعهداتش در پیمان امنیتی عمل نکرده و دولت وحدت ملی در یک اجماع ملی و با احترام به خواست مردم باید این پیمان را یا لغو و یا بازنگری کند.
این عضو شورای ولایتی کابل می‌افزاید براساس مفاد پیمان حریم هوایی کشور در اختیار حکومت افغانستان باید باشد و حکومت افغانستان صلاحیت بازرسی مکان‌هایی که نیروهای ائتلاف در آنها مستقر هستند و فعالیت می‌کنند را دارد در حالیکه در عمل حکومت از تمامی این حقوق خود محروم شده‌است.
سید نقیب‌الله هاشمی تاکید می‌نماید افغانستان امروز نه اختیار زمین خود را دارد و نه اختیار فضای خود را.
«امریکا با استفاده از این پیمان تنها به منافع خود اندیشیده و به منافع ملی افغانستان بی‌توجه بوده‌است: امریکا در نابودی پایگاه‌های تروریست‌ها در بیرون از خاک افغانستان اقدامی نمی‌کند و از پایگاه‌های خود در افغانستان برای کنترل رقبای خود کار می‌گیرد.»
این عضو شورای ولایتی  کابل تاکید می‌کند با حضور امریکا در افغانستان جنگ نیز ادامه می‌یابد.
 

+ فیزیک تک – ​نه اختیار زمین خود را داریم و نه اختیار هوایِ خود را/ پیمان امنیتی با امریکا باید لغو شود!
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فیزیک تک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس