هجمه انتحاری در وانفسای هياهوسازی • فیزیک تک
نویسنده : ، موضوعات : فیزیکی ، 3 ماه پیش ارسال شده

هجمه انتحاری در وانفسای هياهوسازی

نوشته دکتر شیخ‌‌‌‌رضائی –همکار پیشین و بزرگوار- در نقد یکی از نظریّات استاد خسروپناه را در یکی از رسانه‌‌‌‌های مجازی مطالعه نمودم، و به کم‌‌‌‌دقّتی در نقدها نگریستم و متعجّب از اینکه چگونه است که یک محقّق از پاکستان و هند و …، مدّعای محقّق بومی ایرانی را می‌‌‌‌فهمد و نفیاً و اثباتاً در خصوص آن، موضع می‌‌‌‌گیرد؛ ولی همکاری که سالها در کنار استاد خسروپناه، زندگی کرده ، یکبار حوصله نکرده است تا به مدلولات سخن یک محقّق بومی دست یابد.

نوشته دکتر شیخ‌‌‌‌رضائی در دو بخش تنظیم شده است که این نوشته، به بخش اوّل آن، التفات انتقادی نموده است و بخش دوّم نوشته ایشان را اگر توانستم، در عرضه نقد خواهم گذاشت.

لیکن قبل از آغاز سخن، خطابم را به مخاطب خصوصی این فقره، یعنی آقای دکتر شیخ‌‌‌‌رضائی متوجّه می‌‌‌‌کنم که مطلّع باشند تلاش نموده‌‌‌‌ام حرمت و عفّت قلم را نگاه دارم؛ چرا که اطمینان به پرسش روز واپسین، از تمامی حرکات و سکنات و سخنان دارم. لذا قبل از پروا از تذکّر انسانی، نگران عقوبت الهی بوده‌‌‌‌ام. بدین‌‌‌‌جهت، سخنم را به دیده یک منتقد بنگرند و اگر امکان زمانی و وجودی برایشان بود، با همین رویّه به پاسخ اقدام کنند.

۱- آقای شیخ‌‌‌‌رضائی، در ذیل تیتر «دشواری نقد پروژه اسلامی سازی علوم انسانی» به این موضوع اشاره نموده است که پروژه اسلامی سازی علوم، دقیقا زمانی در دانشگاه‌‌‌‌ها و مراکز سیاست گذار، مطرح شده است که این مراکز به تولید انبوه در ساحت دانش انسانی رسیده‌‌‌‌اند.

نقد:

جناب آقای شیخ رضائی! کدام تولید انبوه؟! هر کس نداند، شما و ما که به خوبی می‌‌‌‌دانیم که پژوهشگران علوم انسانی در روش‌‌‌‌شناسی علوم، در حال تکرار مدّعیات پوپر و کوهن هستند، و تاریخ این بخش از دانش، منحصر به بازگوئی تاریخچه نظریّات غیر بومی است.

دانشگاه‌‌‌‌ها و مراکز فلسفی، محقّقین خود را در دو دسته فلسفه تحلیلی و قارّه‌‌‌‌ای، و یا سنّت‌‌‌‌اندیش و مدرن، محصور دانسته و آورده دیگری غیر از آن ندارند.

پژوهشگران و دانشجویان علوم سیاسی، از تکرار فلسفه سیاست هگل و مارکس و هابرماس و هابز و ژیل دلوز و مانند آنها به تنگ آمده‌‌‌‌اند.

توقّع از کسی که تحصیلات عالی دارد، این است که به واژه‌‌‌‌های مورد استفاده‌‌‌‌اش، کلمه به کلمه دقّت کند و مسامحه ننماید؛ تولید علمی به معنای ارائه افزوده در نظریّه و یا پیش‌‌‌‌فرض، بر اساس روش مقبول علم متناسب با آن نظریّه است، و رکود علمی به همراه وابستگی به اندیشه‌‌‌‌های غیربومی، در مراکز دانشگاهی مرتبط با علوم انسانی، مشهود است.

۲- آقای شیخ رضائی در بند دیگر، چنین نگاشته است:

«اشاره به غرب‌ستیزانه بودن این برنامه و نیاز به حمایت از آن از سوی نهادهای حاکمیتی امری است که آشکارا در بسیاری از نوشته‌های مربوط به این موضوع به آن اشاره شده است؛ مثلاً عبدالحسین خسروپناه گفته است: «علم دینی یا اسلامی‌سازی معرفت، یکی از رویکردهای مواجهه با غرب مدرن است.»

وی در بند دیگری نیز در ذیل «زیست جهان نویسنده» همین سخن را تکرار کرده است.

نقد:

برخلاف آنچه از سوی نویسنده سطور فوق، طرح شده است، رویکرد غرب‌‌‌‌ستیزی به عنوان یک رویکرد غلط و مطرود، از سوی صاحبان ایده اسلامی‌‌‌‌سازی علوم انسانی، شناخته شده است. به عنوان نمونه، استاد عبدالحسین خسروپناه در سخنرانی علمی خویش در دانشگاه تهران، بتاریخ ۲۷/۱/۹۶، صراحتا می‌‌‌‌گوید:

درباره غرب رویکردهای مختلفی مثل رویکرد غرب‌‌‌‌ستیز، تجددستیز، غرب‌‌‌‌گرا، غرب‌‌‌‌گریز و غرب‌‌‌‌گزین وجود دارد و متفکران ایرانی  هر کدام یکی از این رویدادها را نسبت به غرب دارند. …. بنده یک غرب‌‌‌‌گزین انتقادی هستم و تصور می کنم که با استفاده از روش منظومه‌‌‌‌ای می‌‌‌‌توانیم یک غرب‌‌‌‌گزین انتقادی باشیم.

حقیقتاً از نویسنده محترمی مانند آقای شیخ‌‌‌‌رضائی، جای تعجّب است که چرا در قبال صدها سخن و نوشته از سوی صاحبان پروژه، صرفاً با استناد به واژه ” مواجهه”، غرب‌‌‌‌ستیزی را برداشت نموده باشد! ثمره این مسامحات، مبارزه و مقابله با ایده خودساخته‌‌‌‌ای است که آقای شیخ‌‌‌‌رضائی، خودش آن را در ذهن خویش، متولّد نموده و سعی در انکار آن دارد!

۳-آقای شیخ‌‌‌‌رضائی در بیان چرائی تیتر اوّل مطلبش، یعنی دشواری نقد پروژه، این عبارت را می نویسد:

اما منتقدان این پروژه در بیان نقدهای خود با مشکلات و دغدغه‌هایی چند روبه‌رویند. نخست اینکه نقد آنچه در عنوان آن صفت «اسلامی» وجود دارد کاری چندان آسان نیست. دیگر اینکه حداقل در برخی موارد آنچه مدافعان این پروژه گفته‌اند چنان ساده‌انگارانه است که به قول آن منتقد شریف «ما قبل نقد» قرار دارد. در نهایت اینکه پرداختن به چنین سخنانی ناخواسته در حکم دمیدن بر آتش آن پروژۀ هویتی مبتنی بر تمایز ما از دیگران است که از نظر برخی منتقدان از اساس غیرقابل‌دفاع می‌نماید.

نقد:

الف. چگونه ممکن است که در ایران و در مراکز پژوهشی حضور داشته باشیم و از نقدهای متعدّد بر پروژه اسلامی‌‌‌‌سازی علوم انسانی، بی‌‌‌‌خبر باشیم؟! هم‌‌‌‌اکنون شخصیّت علمی محترمی همچون دکتر علی‌‌‌‌ پایا، از منتقدین پروژه اسلامی‌‌‌‌سازی علوم هستند و کتابها و مقالات متعدّدی در این خصوص نگاشته‌‌‌‌اند؛ سلسله  برنامه‌‌‌‌ تلویزیونی روزنه از سبکه چهار، جلسات متعددی را در نقد این پروژه برگزار نموده است؛ همچنین پیشنهاد می‌‌‌‌کنم این بزرگوار، یکبار واژه «اسلامی سازی» را در سامانه نورمگز جستجو کنند تا انبوه مقالات در نقد این نظریّه را پیش روی خود بیابند که چه بسا در تقویت نگاه علمی و انتقادی خود ایشان، مؤثر واقع شوند.

ب. نکته دوّم و سوّم ایشان که با تعابیری همچون “ماقبل نقد بودن” یا “از اساس غیر قابل دفاع بودن”  همراه شده، بار علمی ندارد؛ وجهه تمسخر در برابر یک ایده، سزاوار یک پژوهشگر نیست و شأن سخنوری وی را در حدّ یک نوشته روزنامه‌‌‌‌ای تقلیل می‌‌‌‌دهد.

۴- آقای شیخ‌‌‌‌رضائی در بخش های ابتدائی سخنش، تأکید ویژه بر تقابل میان دو طیف ما و دیگری می کند که از محصولات پروژه اسلامی‌‌‌‌سازی علوم انسانی است.

نقد:

پیامد یک نظریّه را نباید هیچگاه با نقد آن نظریّه، خلط نمود؛ اگر پیامد نظریّه الفِ درست، نظریّه ب بود، پس نظریّه ب نیز درست است؛ و نمی‌‌‌‌توان با وجود پذیرش نظریّه الف، به جهت دلبستگی اخلاقی یا روانی، پیامد ب را نادرست انگاشت.

از سوی دیگر، ایجاد تقابل بین ما و دیگری، اختصاصی به پروژه اسلامی‌‌‌‌سازی ندارد؛ مخالف این پروژه نیز، قهرا میان اندیشه خود و معتقدین به این پروژه، دوگانگی در رأی و اندیشه می‌‌‌‌بیند، و این، نتیجه قهری اعتقاد به یک نظریّه است.

۵- در ذیل استناد تعریف باور صادق موجّه، به جاناتان دنسی، و اینکه این تعریف، تعریف غالب در میان اندیشمندان غرب است، پیشنهاد می کنم جناب شیخ‌‌‌‌رضائی به فصل دوّم از بخش اوّل از کتاب دنسی مراجعه کند؛ بهرحال دنسی چنین چیزی گفته است، چه درست و چه نادرست! و بهتر است آقای شیخ‌‌‌‌رضائی مراقب این کم‌‌‌‌دقّتی ها باشند.

۵- در برخی موارد، آقای شیخ‌‌‌‌رضائی انتقاد درستی به نویسنده مقاله الگوی حکمی-اجتهادی می کند؛ مثلا در خصوص برخی بندهای مقاله، سخن از عدم ارجاع به منبع مطرح شده است، که نقد صحیحی هستند.

لیکن این پرسش مهم را در پیش روی این بزرگوار قرار می‌‌‌‌دهم که کدام نوشته از کدام محقّق را سراغ دارید که دچار چنین مسامحاتی نشده باشد؟ حساب سهوهای متعارف انسانی را از ضعف علمی یک شخصیّت، باید تفکیک نمود؛ قرار بر عصمت هیچ نویسنده‌‌‌‌ای غیر از اهل بیت عصمت نیست.

۷- در بخش «تابوی اندیشه»، فارغ از انتقاد به سخریه‌‌‌‌هایی که زیبنده شخصی مانند آقای شیخ‌‌‌‌رضائی نیست، ایشان معتقد است که نسبی‌‌‌‌گرائی به عنوان خط قرمز استاد خسروپناه، تلقی شده است، بدون اینکه تعریفی از آن ارائه کند!

به آقای شیخ‌‌‌‌رضائی پیشنهاد می کنم کتاب استاد خسروپناه با عنوان رئالیسم معرفتی را حتما یکبار بطور کامل بخوانند تا تعریف نسبیّت را در صفحه ۱۹۱ این کتاب، بطور مشروح در این کتاب بیابند؛ اصولا قرار عرف نویسندگان، بر این نیست که هر واژه‌‌‌‌ای را -حتّی اگر آن واژه، موضوع آن مقاله نباشد- در هر مقاله‌‌‌‌ای، محتاج تعریف بدانند.

۱۰- در بخش تصوّر نادرست از علوم انسانی، دکتر شیخ‌‌‌‌رضائی نوشته‌‌‌‌ است که نگاه استاد خسروپناه به توصیف علوم انسانی، با نظر به فقه است؛ همین تعبیر وی کافی است که این بزرگوار را به مطالعه مجدّد نظریّه اسلامی‌‌‌‌سازی علوم انسانی، دعوت کنیم؛ چرا که هیچ ارتباطی میان فقه موجود و این پروژه – به تصریح استاد خسروپناه- وجود ندارد.

۱۱- برچسب‌‌‌‌های فراوانی که آقای شیخ‌‌‌‌رضائی به استاد خسروپناه زده‌‌‌‌اند، را حمل بر کدام ویژگی اخلاقی آقای شیخ‌‌‌‌رضائی کنیم؟؟ اوصافی همچون: ساده‌‌‌‌انگار، نوآمده، مدّعی سخنان ماقبل نقد، «گویی به بصیرت‌هایی مهم دست یافته است»، ناشی، «می‌کوشد نشان دهد مقدار زیادی «چیز» بلد است» و …

۱۲- آقای شیخ‌‌‌‌رضائی در بخشی از نوشته خویش، هرگونه رسم نمودار و جدول را متناسب با نوشتجاتی از قبیل اسناد و احکام حکومتی و سیاستگزارانه دانسته است؛ حال آنکه ایشان بهتر از بنده می‌‌‌‌داند که امروزه، نگارش پیوستها در قالب جداول و نمودارها، یکی از افزونه‌‌‌‌های استاندارد در سامانه‌‌‌‌های مجلات علمی-پژوهشی است که اساسا این سامانه ها، بخشی را برای بارگزاری همین جداول اختصاص داده‌‌‌‌اند.

۱۱- در انتها این بزرگوار را به یک نکته اخلاقی، دعوت می‌‌‌‌دهم؛ جناب شیخ رضائی! این هیاهو می‌‌‌‌خوابد، آنچه می‌‌‌‌ماند، هویّت وجودی است که در روان و جان انسان می‌‌‌‌ماند؛ نگران آخرت باشیم که در آنجا هیچ‌‌‌‌کس از دوستان امروز نیست تا به کمک ما برسند و با هیاهو و تشویق، سخریّه‌‌‌‌ها و تهمت‌‌‌‌های ما نسبت به دیگر انسانها را توجیه کنند.

.


.

هجمه انتحاری در وانفسای هیاهوسازی

سیّد احمد غفاری قره‌‌‌‌باغ

عضو هیئت علمی موسسه حکمت و فلسفه ایران

.


.

تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فیزیک تک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس