دمی با کتاب «دیانت و عقلانیت» اثر رضا بابایی • فیزیک تک
1 ساعت پیش ارسال شده

دمی با کتاب «دیانت و عقلانیت» اثر رضا بابایی

دمی با کتاب «دیانت و عقلانیت» اثر رضا بابایی

۵ (۱۰۰%) ۳ votes

جمعِ نگارشی ساده و زیبا با مفاهیمِ عمیق و کاربردی، هنرمندی یی می خواهد، که به نظرم استاد رضا بابایی در زبانِ مقاله های خود به آن رسیده است. آنان که با قلم بابایی آشنا هستند می دانند که در کنار این دو خصیصه، روحِ حاکم بر نوشته های او متاثر از  “دردمندی”است، انفسی و آفاقی، که در جای جای مقالاتش به وضوح دیده واحساس می شود. بابایی دردمندی دیندار است که در این حال، تپش های ناجورِ معضلات اجتماعی نیز وجودش را به لرزه می اندازد. از این رو همه ی همِّ و مسوولیت خویش را در شناساندن بیماری ها و آسیب هایی این چنینی می بیند و از آن جا که تخصصش در حوزه ی دین است و عمده معضلات نیز در جامعه ی ما بی ارتباط با دین و دین ورزی ما نیست، پیکانِ نقد و جرح و اصلاح او به نوع نگاه دین و دین داران گرفته شده است.

قلم بابایی آن چنان عاری از هر گونه تعلیقات ناپیراسته است و کلماتش با وسواسی خاص در کنار هم قرار گرفته اند که فکر می کنم، هر نوع نوشته یی برای  شناساندنِ مباحثش، اضافه یی “ناهم گون” و “بارِ بیهوده یی” در جهت مبهم نشان دادن کار او خواهد بود. از این رو کار من در معرفی “دیانت و عقلانیت” بسیار مشکل و شاید بیهوده بنماید! کتابی که “جستارهایی است در قلمرو دین پژوهی و آسیب شناسی دینی” که با این رویکرد و با همان زبان ساده و عمیق به طبع رسیده است:

به هر روی …

این کتاب در پنج فصل سامان یافته: “دین و متون دینی”،”دین و نواندیشی”،”دین و آسیب ها”،”دین و معرفت های تاریخی” و “اخلاق، عرفان، معنویت”.

نویسنده آن گونه که در مقدمه ی کتابش آورده در پی «رسیدن به فهمی از متون تاریخی دین است که مهم ترین ویژگی آن، سازوارگیِ همه ی اجزای دین با یک دیگر و نیز سازگاری با روح و اهداف ادیان بزرگ است.»(ص۱۲)

اساس و پایه ی نگرش بابایی را می توان در فصل اول کتابش آن جا که میان “امردینی و نسبت آن با متن دینی” بحث می کند، یافت:

«آیا هر چیزی که در متون دینی درباره ی آن گفتگو شده است، مشمول “امردینی” است؟ مثلا چون متون دینی درباره ی معاملات فراوان سخن گفته اند، دین داران باید بپذیرند که اقتصاد تحت قیمومیت و اشراف دین است؟ آیا توصیه های متون دینی به فرزندآوری، آن را داخل مسایل و تکالیف دینی می کند؟ آیا وجود احکام برده داری در قرآن و روایات به این  معناست که نفی و اثبات برده داری برعهده ی دین است؟…»(ص۱۷)

به نظرم پاراگراف آغازین کتاب، خط مشی بابایی را برای خواننده‌اش روشن می‌کند. او پس از آن که سوال از «امر دینی چیست و چه نسبتی با متون دینی دارد؟» می‌کند؛ به تفکیکِ این دو از هم دیگر می‌پردازد و نهایتا در شش ویژگی آن را به ما نشان می‌دهد، این ویژگی ها لب کلام و راه نُمای نویسنده ی کتاب است:

«- امر دینی  نسبتی روشن و مستقیم و نزدیک با امر قدسی/ متعالی… دارد.

امر دینی، همان مشترکات همه ی ادیان و آیین های معنوی است.

بخشی از متون دینی، بازنمایی تاریخ و جغرافیای دین داری در عصر رسالت است…

تاریخ ادیان، مواجهه‌ی امر عام دینی با عرف های خاص است. بنابراین همه ی ملاحظات عرفی باید در آن منظور گردد.

امردینی، بسیار شخصی است؛ چون معطوف به رشد و کمالات معنوی انسان است.

امر دینی، آن است که در آن نیت و قصد قربت شرط شده است و بدون آن معنا ندارد. »(ص۱۹)

وقتی بابایی می گوید:«… متن محوری و نص گرایی بی قاعده، حقیقت دین را به محاق می برد و یا سر از سلفی گری در می آورد.»(ص۲۳) در واقع راه صعبی که در پیش گرفته است را به این زبان بیان می کند:

بابایی در مقالاتش چونان باغبانی دلسوز به هَرَس شاخ  و برگ های دینِ متن محور و دُگم و جامد می پردازد و از روحِ دین و معنایی برایمان می گوید که  “پیام”  پایداری آن را به دوش می کشد و “مُسلمِ” آن «… در برابر حقیقت معنوی جهان سر تسلیم فرود می آورد …»(ص۳۹) و با همین مشی است که به دینِ سیاسی خُرده می گیرد:

«… هیچ کس منکر اهمیت سیاست در سرنوشت جامعه نیست؛ اما دین مسوولیت های ژرف تر و مهم تر از حکومت و سیاست دارد. تربیت انسان معنوی و اخلاقی، در درازمدت بر سیاست عمیق ترین تاثیرات را می گذارد…»(ص۲۶۵)

با هر مقاله از این کتاب گویی نویسنده با پارچه یی لطیف آینه ی دین را از لکه های کِدِر کننده اش تمیز می کند و جلوه یی تازه از آن شمایل رحمانی به مخاطبش نشان می دهد.

“عقلانیت” در این میان شاغول بابایی است. او می خواهد پنداری که از دین، ذهنِ خود و مخاطبش را در برگرفته کمترین تعارض را با عقلانیت پیدا کند و البته خود واقف است که چه سخت مسیری است این راه.

در این مسیر از “مشکلات ذاتی زبان می گوید”، “سکولاریسم اسلامی” را به بحث می نشیند، “دین رخنه پوش، دین رخنه گر” را توضیح می دهد، در خصوص نسبتِ “دین و خشونت” می نویسد  و ده ها مقاله این چنینی را به قلمش می راند.

ویژگی دیگر کتاب ملموس بودن مباحث و مقالات و عاری بودن زبان بابایی از هرگونه کلی گویی و مبهم نویسی است. دین بابایی دینی است که یک به یکِ دین داران در سطوح مختلف آن را می فهمند و کم و بیش، چنین دین ورزی می کنند و با گوشت و پوست و استخوان خود آن را درک کرده اند…

وقتی بابایی می گوید: «اجتهاد، کشف شیوه های نو برای ایستادگی در برابر تحولات یا دور زدن آن ها نیست؛ درک تحولات نوپدید و عرضه ی آن به دین و کشف حکم دین درباره ی آن هاست…»(ص۸۹) این بحث را در واژه های کلی رها نمی کند؛ مصداق می آورد و سعی می کند بر اساس آموزه های دینی اش، نمونه هایی را نیز به ما نشان دهد.

در مقالاتی چون”حرام و حلال محمد“،”پس از چهل سال“،”اسلام؛ شلاق؛ شتر” ، “اسلام مکه؛ اسلام مدینه” و… به ریز “نگاهی تازه افکندن به دین” را نشان می دهد و خود جلو دار می شود:

به عنوان مثال در نقد مجازات شلاق می نویسد: «مدافعان ِ مجاراتِ شلاق، به قرآن استناد می کنند. بر پایه ی روایات نیز، مجازاتِ بسیاری از جرم های اخلاقی و اجتماعی، شلاق است. اما استناد به قرآن و روایات برای مجازات با تازیانه در زمان ما،چندان موجه نیست؛ زیرا در صدر اسلام، مجازات های جایگزین مانند زندان به شکل امروزین ممکن و رایج نبود… طرفداران شلاق می گویند: تازیانه حکم قرآن و فرمان خداست و به هیچ بها و بهانه‌یی نباید از آن دست کشید. از این گروه باید پرسید: چرا اسب و شتر را می توان به تانک و هواپیما تبدیل کرد، اما جای شلاق را نباید به زندان داد؟ مگر قرآن نفرموده است که برای جهاد در راه خدا اسب های خود را آماده کنید؟ اگر اسب موضوعیت ندارد و اکنون می‌توان تانک و هواپیمای جنگی را مصداق رباط الخیل (اسب‌های آماده برای جنگ) دانست، چرا شلاق را از دست نیندازیم؟»(صص۹۹و۱۰۰)

 شکی نیست که مشی بابایی، نگاهی اصلاحی به صدر تا ذیل دین است. این نگاه از سرچشمه‌یی می آید که حرکت محمد(ص) را، حرکتی اصلاح خواهانه فرض می‌گیرد:«تاریخ گواه است که اسلام در زمان پیامبر(ص)، دینِ اصلاح بود نه انقلاب…»(ص۱۲۵) و گوهر ادیان را معنویت می بیند: «… به گواهی سخنان و سیره ی انبیا، رسالت دین، رونق بخشیدن به زیست معنوی یا هم معنوی و هم خاکی انسان بود؛ نه این که مساله یی بر مسائل لاینحل بشری بیفزاید. دین قرار بود به داد ما برسد و گرهی از کارفروبسته ی ما بگشاید، نه این که خود معادله یی سخت و پیچیده شود…»(ص۱۴۱)

نویسنده ی کتاب فصلی را به نواندیشی دینی اختصاص می دهد و تمام قد از این گروه و راهشان دفاع می کند و تا آن جا پیش می رود که دین داری در این عصر را وامدار روشنفکران دینی می داند:

«خاستگاه روشنفکری دینی، پرسش های انسان مدرن است، انسانی که هم به تکلیف می‌اندیشد و هم به حقوق اساسی خویش؛ یک چشم به آسمان دارد و یک چشم به زمین؛ امروز را فدای گذشته و نزاع های تاریخی نمی‌کند؛ سخت فایده‌اندیش و نتیجه‌گراست و به تقسیم کار معتقد است؛ یعنی از دین فقط چیزی را می خواهد که در غیر دین نمی یابد…»(ص۱۷۳)

بر اساس همین رویکرد است که در فصل “دین و آسیب ها”، مفصل و در مقالات متعدد آسیب هایی که دین را خطر است و گاه به انحراف و از آن چه منظور داشته به دور افکنده را نشان می دهد و آنان را دردمندانه برای دغدغه مندان هویدا می کند. “سیزده نکته درباره ی خرافات” و “چهارنشانه ی متعصبان” از مقالات خواندنی این بخش است که پرداخت به آن در مجال این چند خط نیست.

معتقدم هر یک از مقالات این کتاب زاییده از دردی است که نویسنده چنان درگیر با موضوعش بوده که انگاری “دلِ” خویش را در میان آن نهاده و لاجرم محصولی که عرضه داشته بر دل ها و جان ها می نشیند.  “داستان علی و خوارج”،”تشیع به دو روایت” و… از فصل ِ “دین و معرفت های تاریخی” از ماندگارترین نوشته های اوست که خواننده اش را بی تردید به تامل و اندیشه یی سوزناک می کشاند. از این جمله است “عاشورا و تحریف ستیزی ناکام” که ای کاش این مقاله را تمامی منبریان و مداحانی که عاشورا بازارِ آن هاست می خوانند:

«در عاشورا شناسی، آسیب اصلی در گفته ها نیست؛ در “ناگفته ها” است. اهل منبر و ذاکران و مداحان، معمولا در مجالس عزاداری برای امام حسین(ع)، مسائلی خاص را مطرح می کنند، از جمله فسق یزید، مظلومیت امام، قساوت شمر و ابن سعد و مانند آن. این موضوعات و مسائل، هماره و با حجم فراوان در همه ی منبرهای عاشورا بیان می شود؛ در حالی که مسائل مهم و اصلی عاشورا این ها نیست. به همین دلیل آسیب شناسی عاشورا باید از «آن چه نمی گویند» شروع کنیم، نه از چیزهایی که می گویند. مثلا در سخنرانی ها به تفصیل درباره ی شجاعت و رشادت حسین و یارانش می گویند، اما از کوشش بسیار و شگفت امام برای جلوگیری از جنگ و پرهیز از خونریزی تا صبح روزِ عاشورا و پیشنهادهای ایشان برای صلح نمی گویند، یااشاره وار از آن می گذرند…»(ص۳۶۰)

آن گونه که بارها گفته شد، مغز و هسته ی دینی که بابایی و چون او بر آن تاکید دارند “معنویت” است. دینی که از پی آن معنایی نتوان یافت و آدمی زیستش را با آن معنا دار نکند، شاید آسیب های نبودنش، کمتر از بودنش است. “معنویت” یگانه ی گمشده یی است که دین می تواند با بال و پّرِ خویش، سهل الوصول تر به آدمیان عرضه دارد و این گونه است که نویسنده ی این کتاب نیز به دنبال آوازِ آن است. بابایی فصل واپسینش را “اخلاق، عرفان، معنویت” نام نهاده تا بدین سان و بعد از جرح و نقد و اصلاح فراوانی که به دین معمولمان می کند، هسته ی اصلی را بیشتر در این فصل بکاود. باید مقالات را تمام خواند و از نگاه پر از معنویت نویسنده پُر شد. فقراتی که بابایی با مولوی و مثنوی هم نشینی می کند و از باغ  پر از معنایش برایمان خوشه چینی می نماید، یکی از زیباترین و پر حال ترین قسمت های کتاب اوست:

«باورهای ذهنی و اعمال خاصِ دینی، کسی را واجد ایمان نمی کند. قصه ی ایمان، قصه ی دیدار است، نه گفتار و نه پندار و نه حتا ایثار. پایتخت ایمان قلب است، وقلب دیدارجوست. بدون مکاشفات شخصی و دیدارهای خصوصی با روحِ زنده ی هستی، که گه گاه رخ می دهد و نه همیشه، دینداری کالبدی بی جان است…»(ص۳۸۳)

«مولوی بر این نوع ایمان، نام عشق را برگزیده است؛ زیرا عشق، شبیه ترین حادثه به ایمان است. عشق، درس و کتاب و دفتر و تکرار نیست؛ عشق حادثه ی مبارک، در رمزی ترین بخش وجود انسان است. ایمان نیز اگر در جان بنشیند، جان را تازه می کند…»(ص۴۲۸)

«انسان معنوی، در درون، جهانِ دیگری دارد و بیشتر در آن زندگی می کند تا در دنیای خاکی، در جهان درونی او، هستی غایتی دارد و او نیز به سوی همان غایت می رود. لذت ها و رنج های او متفاوت است. انسان معنوی خدا را در همه ی ذرات عالم می بیند و در نزد او هیچ موجودی و هیچ رخدادی بیگانه نیست… ما در معنویت دنبال هدف خاصی نیستیم. چون خود معنویت هدف است. معنوی بودن آن قدر اصالت و حتا لذت دارد که وسیله نباشد…»(صص۴۴۵و۴۴۸)

.


.

دمی با کتاب «دیانت و عقلانیت» اثر رضا بابایی

نویسنده: مسعود قربانی

.


.

+ دمی با کتاب «دیانت و عقلانیت» اثر رضا بابایی • فیزیک تک
فیزیک تک – قانون اساسی در ارمنستان
2 ساعت پیش ارسال شده

قانون اساسی در ارمنستان

ارمنستان ازکوچک‌ترین جمهوری‌های سابق اتحاد شوروی است، استقلال خود را از رفراندوم ۱۹۹۱ بدست آورد و قانون اساسی را درسال ۱۹۹۵ پذیرفت که تضمین کننده آزادی‌ها و حقوق بشر مطابق با اصول و هنجارهای بین‌المللی است.

اطلاعات عمومی

جمهوری ارمنستان دارای مساحت تقریباً ۲۹۸۰۰ کیلومتر مربع است و از شمال با گرجستان، شرق با آذربایجان، ازجنوب با ایران و منطقه نخجوان (قسمتی جدا از آذربایجان) و از غرب با ترکیه در ارتباط است.

یک کشور با سه میلیون جمعیت که در منطقه بین قفقازی جنوب شرقی اروپا بین دریای سیاه و کاسپین واقع شده‌است، پایتخت آن ایروان است.

صنایع مهم ارمنستان شامل صنایع ماشین آلات، تجهیزات الکتریکی، و نساجی است، محصولات مهم کشاورزی آن انگورهای مخصوص شراب، سبزیجات و دام است. شرایط ضعیف اقتصادی موجب ادامه مهاجرت زیاد ارمنی‌ها در سالهای اخیر شده‌است.

نوع دولت. جمهوری پارلمانی به سبک رئیس‌جمهوری، با یک رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و کابینه دولت، یک مجلس قانونگذار، یک دستگاه قضایی و یک دادگاه قانون اساسی.

تاریخ قانون اساسی: ۱۸۶۳, ۱۹۲۲, ۱۹۳۶, ۱۹۷۸و ۱۹۹۵ (در۲۰۰۵ مورد بازبینی قرار گرفت).

تاریخ مشروطیت (نظام حقوق اساسی)

نیاکان هندی و اروپایی «هایک» که خود را ارمنی می‌نامیدند، در قرن هفتم قبل از میلاد تمدن اورارتو را فتح کردند. نام ارمنی بر گرفته از کلمه یونانی برای اعضای یک قبیله معروف ارمنی می‌باشد. حدود ۵۵۰ قبل از میلاد این منطقه قسمتی از امپراطوری ایران شد و در سال ۳۳۱ قبل از میلاد توسط الکساندر بزرگ و ۱۴۰ سال بعد توسط رومی‌ها فتح شد. در پادشاهی تیگران دوم، ارمنستان قدرت خود را در قرن اول قبل از میلاد و تحت حکومت رومی‌ها افزایش داد و برای چندین قرن تبدیل به ناحیه رقابتی میان امپراطوری روم و ایران شد.

پادشاهی ارمنستان حدوداً ۵۰۰ سال ادامه داشت اما سرانجام به دو قسمت تقسیم شد، یک قسمت تحت سلطه امپراطوری بیزانس و منطقه دیگر تحت سلطه ایران قرار گرفت. ارمنی‌ها حدود ۳۰۰سال پس ازمیلاد مذهب مسیح را پذیرفتند؛ بنابراین هنگامیکه ایرانیان در صدد تغییر دین آنها به زرتشت بودند در ۴۵۱ طغیان کردند. ارمنستان در سال ۶۵۳ به عرب‌ها واگذار شد، و در نتیجه در اوایل سال ۸۰۶، خانواده باگراتید فرمانروایی خود را بر ارمنستان مستقر کردند. رشد فرهنگی و استقلال نسبی ارمنستان در طول عصر میانی تا زمان حملات توسط یونانیان بیزانسی و ترک‌های سلجوقی در قرن ۱۱ ادامه داشت.

از قرن شانزدهم تا بیستم ارمنی‌ها بین قفقازی توسط امپراطوری اوتومن فرمانروایی شدند، مانند یک جامعه خود گردان تحت سلطه رهبران مذهبی کلیسای پاپ ارمنی.

نفوذ روسیه در این منطقه از قرن هجدهم شروع شد و اصلاحیه ۱۸۶۳ در دولت اوتومن به ارمنی‌ها امکان داشتن قانون اساسی خودشان را داد. این مسئله که کدام گروه ارمنی باید پس از جنگ روسیه و ترکیه، که در سال ۱۸۷۸ خاتمه یافت، باقی بماند، منجر به کشتارهای جمعی ارمنی‌ها توسط هر دو طرف شد. در طول جنگ جهانی اول تبعید حدود۷٫۵ میلیون ارمنی توسط دولت اوتومن به خاورمیانه، منجر به مرگ ۶۰۰۰۰۰ نفر شد.

ارمنستان، گرجستان و آذزبایجان پس از تصرف توسط روسیه اتحاد بین قفقازی را ایجاد کردند. در می ۱۹۱۸ ارمنستان اعلام کرد که یک جمهوری مستقل است و نیروها را متحد کرد، و ترکیه آن را در سال ۱۹۲۰ به رسمیت شناخت. یک قانون اساسی در ۲ فوریه ۱۹۲۲ تصویب شد. اما همان سال در اتحاد شوروی، سه کشور با جمهوری سوسیالیست فدرال شوروی بین قفقاز ادغام شدند. در سال ۱۹۳۶ که قانون جدید شوروی که توسط استالین تصویب شد امکان تفکیک سه کشور بین قفقازی را فراهم ساخت و تبدیل به سه جمهوری جداگانه شوروی شدند. پس در سال ۱۹۷۸ ارمنستان قانونی را بر اساس قانون ۱۹۷۷(Brezhnev) اتحاد شوروی پذیرفت. در ۲۳ سپتامبر ۱۹۹۱، ارمنستان دوباره استقلال خود را اعلام کرد، و در۲۶ سپتامبر زمانیکه اتحاد شوروی منحل شد، مستقل شد.

جنگ میان مسیحیان و مسلمانان در سال‌های ۱۹۹۲ و۱۹۹۳ شدت گرفت، به خصوص سر منطقه ناگورنو-قره باغ ارمنستان در مجاورت آذربایجان.

آتش‌بس در ۱۹۹۴ اعلام شد و در ۵ ژوئیه ۱۹۹۵ یک قانون اساسی جدید که مستحکم کننده قدرت‌های ریاست جمهوری بود توسط رفراندوم پذیرفته شد. در هر حال، یک کمیسیون اساسی توسط پارلمان ارمنستان و جهت بررسی تغییرات احتمالی در سال ۱۹۹۸ تشکیل شد. در۲۷ اکتبر ۱۹۹۹ هنگامیکه نخست‌وزیر، سخن گوی مجلس و ۸ نفر دیگر در مجلس به ضرب گلوله از پا درآمدند و ۴۰ نفر از مردم گروگان گرفته شدند، خشونت دوباره بالا گرفت.

تأثیرات

قانون اساسی ۱۹۹۵ ارمنستان شبیه به قوانین اساسی دیگر جمهوری‌های سابق اتحاد شوروی، با یک رئیس اجرایی قوی و مجلس قانون گذاری به سبک پارلمانی است. بازبینی‌های ۲۰۰۵ این حقیقت را آشکار ساخت که رئیس‌جمهور اغلب باید نگاهی به یک دولت ائتلافی بیاندازد، اینها منعکس کننده برخی از کشورهای کمونیستی سابق اروپای شرقی هستند که مسیر خود را از قدرتهای بیش از حد رئیس‌جمهوری که موجب سلطه دیکتاتوری می‌شود، تغییر دادند.

قانون اساسی

مقدمه قانون اساسی ۱۹۹۵ ارمنستان اعلام می‌کند «اعتقاد مردم ارمنستان به ارزش‌های جهانی است»؛ و متذکر می‌گردد که این سند «جهت تأمین آزادی، سعادت عمومی و هماهنگی مدنی نسلهای بعدی» پذیرفته شده‌است

ماده ۱ می‌گوید: «جمهوری ارمنستان یک حکومت مستقل، دموکراتیک و بر مبنای عدالت اجتماعی و حکم قانون است»

طبق ماده ۲ «قدرت در دست مردم قرار دارد کسانیکه قدرتشان را از طریق انتخابات و رفراندوم همچنین از طریق مجلس‌های خود گردان محلی و دولتی و مقامات رسمی عمومی اعمال می‌کنند»

حقوق اساسی

تحت فصل ۱ قانون اساسی، اصول دستوری مبتنی بر قانون اساسی، سیستم کثرت گرایی و چند گرایی دولت؛ حقوق مالکیت فردی جهت شرکت در رقابت‌های آزاد اقتصادی؛ و تفکیک مذهب و حکومت را مورد تأیید قرار می‌دهد. طبق فصل ۲، آزادی‌ها و حقوق اساسی مدنی و انسانی، جایگاه و منزلت انسانی مورد احترام قرار می‌گیرند؛ همه افراد نزد قانون برابر هستند؛ و تبعیض اساسی «بر اساس جنسیت، نژاد، رنگ پوست، اصلیت اجتماعی یا محلی، شرایط ژنتیکی، زبان، مذهب، دیدگاه‌ها، اهداف سیاسی و غیره، متعلق بودن به یک اقلیت ملی، وضعیت مالکیت، تولد، عدم توانایی جسمی، سن یا شرایط دیگر ویژگی‌های شخصی یا اجتماعی ممنوع است». ماده ۱۵ اعلام می‌کند که «هر شخصی دارای حق زندگیست و هیچ‌کس محکوم به مجازات مرگ نخواهد شد».

ماده ۱۶ تأمین کننده حقوق خاصی برای افرادی است که ممکن است بر اساس قانون از آزادی محروم شده‌اند؛ و ماده ۱۷؛ «شکنجه یا مجازات یا برخوردهای تحقیرآمیز» و همچنین «انجام آزمایشهای علمی، پزشکی و غیره را بدون موافقت شخص» ممنوع اعلام می‌کند. هر فردی حق استفاده از یک راه قانونی برای حمایت از آزادی‌ها و حقوقش را دارد؛ هر فردی حق داشتن مساعدت و پشتیبانی قانونی را دارد و فرض بر بی گناهی او می‌باشد؛ و هیچ شخصی نمی‌تواند مجبور به شهادت علیه او شود. آزادی افکار، وجدان و مذهب ضمانت شده‌اند، همین‌طور آزادی بیان و اجتماعات. حقوق دیگر مربوط به شغل، دستمزدهای قابل قبول، اعتصاب، سکوت و آزادی کسب وکار می‌باشد.

خانواده «سلول اساسی و طبیعی» اعلام شده‌است، و هر شخصی حق امنیت اجتماعی و حمایت در موارد عدم توانایی جسمانی و نداشتن دستمزد دارد؛ و ماده ۴۲ بیان می‌دارد که حقوق و آزادی‌های «قید شده در قانون اساسی، حقوق و آزادی‌های ارائه شده توسط قوانین و معاهدات بین‌المللی را نادیده نخواهد گرفت»

تقسیم اختیارات

ماده ۵ دستور می‌دهد «قدرت کشور طبق قانون اساسی و مقررات، مبتنی بر اصل تفکیک قوای مجلس قانون گذاری اجرایی و قضایی اعمال خواهد شد».

قوه اجرایی

رئیس‌جمهور، رئیس کشور است. او مستقیماً توسط مردم برای مدت ۵ سال و با رای اکثریت انتخاب می‌شود. اگر هیچ کاندیدی رای اکثریت را جمع‌آوری نکند، انتخاب سرنوشت ساز برای دو کاندید با بیشترین رای برگزار می‌شود. ماده ۵۲ بیان می‌کند که «اگر یکی ازکاندیداهای ریاست جمهوری با موانع حل نشدنی برای انتخابات روبه رو شود، می‌تواند آن را به مدت دو هفته به تعویق بیاندازد» و اگر این موانع ظرف این مدت بر طرف نشدند می‌تواند دوباره به تعویق بیاندازد. برای کاندید شدن ریاست جمهوری هر فردی باید حداقل ۳۵ سال داشته باشد، ۱۰سال قبل از انتخابات مقیم ارمنستان باشد، در ۱۰ سال گذشته به‌طور دائم ساکن این کشور بوده باشد، و در این صورت واجد شرایط برای رای‌گیری و ریاست جمهوری است.

رئیس‌جمهور می‌بایست این سمت را در یک اجلاس ویژه در مجلس قانونگذاری ملی با قسم ذکر شده در قانون اساسی بپذیرد. قدرت‌ها و وظایف این سمت شامل ارائه سخنرانی‌ها برای مردم و مجلس قانون گذار؛ امضا و اعلام قوانین تصویب شده توسط مجلس قانون گذار، یا برگرداندن آنها به مجلس همراه با اعتراضات و پیشنهادات؛ منحل کردن مجلس قانون گذاری مطابق با دستورات قانون اساسی و انتخابات فوق‌العاده؛انتصاب نخست‌وزیر «شخصی که بر اساس توزیع کرسی‌ها در مجلس مقننه و شوراها همراه با جناح‌های پارلمانی مورد اعتماد اکثریت اعضای مجلس قانونگذار باشد».

همچنین او اعضای دولت را براساس پیشنهاد نخست‌وزیر انتخاب و عزل می‌کند؛ استعفای دولت را پس از انتخابات یا در مواقع رای‌گیری غیرقابل اعتماد می‌پذیرد؛ انتصابات دولتی را به عنوان یک مرجع قدرت انجام می‌دهد و ۴ نفر از اعضای دادگاه قانون اساسی را انتخاب می‌کند. رئیس‌جمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است و اعطا کننده عفو نامه هاست. استفاده از نیروهای مسلح یا اعلام قانون جنگی یا وضعیت اضطراری نیاز به اجلاس خاص مجلس قانونگذار دارد. ممکن است رئیس‌جمهور به خاطر انجام فعالیت‌ها در طول انجام وظیفه اش تحت پیگرد قانونی قرار نگیرد، اما به خاطر خیانت‌های بزرگ یا جرائم جدی دیگر، توسط رای اکثریت اعضای مجلس قانون گذار و بر اساس تصمیم دادگاه اساسی از سمت خود عزل شود.

نخست‌وزیر و وزرای دیگر: دولت متشکل از نخست‌وزیر و وزرای دیگر است، یکی از این وزرا ممکن است به پیشنهاد نخست‌وزیر توسط رئیس‌جمهور به عنوان نماینده یا قائم مقام نخست‌وزیر انتخاب شود. این نهاد تحت چارچوب قانون اساسی مسئول تعیین و اجرای سیاست داخلی ملت و همراه با رئیس‌جمهور مسئول سیاست خارجی کشور است. همچنین دولت بر همه مسائل مربوط به اداره امور عمومی که به نهادهای خود گردان محلی یا کشوری محول نشده‌است» نظارت دارد.

مجلس قانون گذار

ماده ۶۲ قدرت تقنین را «به مجلس ملی» واگذار می‌کند. مجلس دارای ۱۳۱ نماینده مجلس یا عضو است. این افراد می‌بایست حداقل ۲۵ سال داشته باشند. برای ۵ سال قبل از انتخابات مقیم این کشور باشند، حق رای داشته باشند، و در این صورت واجد شرایط این موقعیت هستند. یک نماینده مجلس نمی‌تواند کسب و کار تجاری راه اندازی کند و نمی‌تواند هر گونه سمتی را داشته باشد یا «در هر گونه شغل انتفاعی شرکت کند جز کارهای علمی، آموزشی و کار آفرینی». انتخاب می‌بایست بین ۴۰ تا ۵۰ روز پیش از اتمام دوره مجلس قانونگذار فعلی برگزار شود و این تاریخ توسط دستور ریاست جمهوری مشخص می‌شود.

تنها اعضای مجلس قانونگذار و دولت می‌توانند وضع قوانین را شروع کنند و به‌طور کلی، قوانین و تصمیمات نیاز به اکثریت رای با حضور بیش از نیمی از نماینده مجلس دارند. وتوی رئیس‌جمهوری می‌تواند توسط «اکثریت رای نماینده مجلس» نادیده گرفته شود. همچنین «قواعد پیشنهادی که موجب کاهش درآمدهای بودجه ای کشور یا افزایش مخارج بودجه ای می‌شود» نیاز به رای اکثریت «تعداد کل رای‌های نماینده مجلس» دارد. دولت باید برنامه خود را ظرف مدت ۲۰ روز پس از شکل‌گیری مجلس قانون گذار جهت تصویب به این مجلس تحویل دهد، و تصمیمات در مورد این برنامه نیاز به اکثریت رای تعداد نماینده مجلس دارد. اگر برنامه «ظرف دو ماه دوبار متوالی» مورد تأیید مجلس قانونی قرار نگرفت، رئیس‌جمهور باید مجلس ملی را منحل کند. قدرت‌های مجلس قانونگذار با پیشنهاد رئیس‌جمهور شامل اعلام عفو عمومی، اقدام به فعالیت بر اساس توافقات بین‌المللی و اعلام جنگ یا صلح می‌باشد. همچنین مجلس ملی پنج عضو دادگاه اساسی را با پیشنهاد رئیس مجلس قانونگذار انتخاب می‌کند.

نماینده ویژه: مجلس مقننه یک مأمور ویژه یا مدافع حقوق بشر انتخاب می‌کند. کسی که به مدت ۶ سال و توسط سه پنجم رای همه نمایندگان این سمت را حفظ می‌کند. نماینده ویژه نمی‌تواند از سمتش برکنارشود و مانند یک عضو مجلس قانون گذار دارای مصونیت است.

قوه قضاییه

سیستم دادگاه شامل دادگاه‌های درجه یک، دادگاه‌های استیناف و یک دادگاه فرجام خواهی است که بالاترین دادگاه است. دادگاه‌های خاص ممکن است بواسطه قانون تشکیل شوند، اما «دادگاه‌های اضطراری» ممنوع هستند. همچنین یک دادگاه اساسی وجود دارد. طبق ماده۹۴ قضاوت و مراحل شکل‌گیری فعالیتهای دادگاهی بوسیله قانون اساسی و مقررات مشخص می‌شود. شورا قضایی پیشنهادات را در مورد کاندیداهای قضایی در اختیار رئیس چمهور قرار می‌دهد و مسئول پیشنهاد هر گونه اقدامات تنبیهی علیه آنها به عهده رئیس‌جمهور است.

دادگاه قانون اساسی: دادگاه قانون اساسی شامل ۹ عضو است: چهار نفر از آنها منتخب رئیس‌جمهور و پنج نفر منتخب مجلس قانونگذار هستند. این دادگاه موارد مورد نظر را بوسیله شعب دیگر و دولت‌های محلی مطابق با قانون اساسی و توافقات بین‌المللی مد نظر قرار می‌دهد. همچنین این دادگاه اختلافات حاصل از رفراندوم را برطرف می‌سازد و موانع لاینحلی را که موجب به تعویق افتادن انتخابات ریاست جمهوری می‌شود، مشخص می‌سازد. براساس اتهام پیشنهادی رئیس‌جمهور عمل می‌کند و عدم قابلیت رئیس‌جمهور را جهت عزل او از سمتش اعلام می‌کند.

 اصلاح قانون اساسی

به تبعیت از ماده ۱۱۱، یک قانون اساسی ممکن است توسط رفراندوم شکل گرفته شده توسط رئیس‌جمهور یا مجلس قانون گذار پذیرفته یا اصلاح شود. اکثریت رای همه نمایندگان مجلس جهت پیشنهاد یک اصلاحیه موردنیاز است، اما اگر رئیس‌جمهور این پیشنهاد را همراه با اعتراضات خود دوباره برگرداند، باز هم می‌تواند توسط وتوی حداقل دو سوم از نمایندگان مجلس تصویب شود. برای تصویب این پیشنهاد توسط رفراندوم باید «بیش از ۵۰٪ از رای‌ها، که نباید کمتر از یک چهارم رای‌های همه رای‌دهندگان ثبت شده باشد» دریافت گردد.

منبع: Robert L. Maddex, constitutions of the world, cqpress

ترجمه و تألیف: میثم آرائی درونکلا

+ فیزیک تک – قانون اساسی در ارمنستان
میم مثل «موفقیت‌های کوچک» • فیزیک تک
5 ساعت پیش ارسال شده

میم مثل «موفقیت‌های کوچک»

میم مثل «موفقیت‌های کوچک»

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

محمد فاضلی را چند سال بیشتر نیست که می شناسم. جمعا هم سه چهار بار حضوری او را دیده‌ام، اما از احوالش مطلعم. جامعه شناسی است که درسش را خوب خوانده و ایده پرداز است. من البته فقط به خاطر یک خصلتش او را دوست دارم. این خصلت را خودم هم دارم: نزدیکی به قدرت اصلا موجب نمی‌شود که دیگر خودش نباشد، ملاحظه‌کاری کند و لکنت زبان بگیرد. او تا جایی به قدرت نزدیک می شود که فکر می کند می‌شود برای کشور کاری کرد یا می‌شود چیزی را اصلاح کرد؛ به محض آن که متوجه می‌شود که نمی شود کاری کرد، فاصله می‌گیرد یا از قدرت می‌زند بیرون.

من هم در سال ۷۹ با پذیرش معاونت پژوهشی مرکز پژوهشهای مجلس به قدرت نزدیک شدم و بعد از دو سال وقتی فهمیدم از درون ساختار قدرت نمی‌توان چیزی را اصلاح کرد، استعفا دادم و دیگر هم هیچ مسئولیتی را نپذیرفتم. اما خطایم این بود که فکر کردم می‌شود بیرون ساختار قدرت ایستاد و قدرت را اصلاح کرد. حدود ۱۵ سال بیرون قدرت ایستادم و آن را نقد کردم. اما اکنون دو سال است به این نتیجه رسیده‌ام که تا جامعه مدنی قدرت‌مند نشود مخاطبه با اصحاب قدرت چه از درون ساختار چه از بیرون ساختار اثری ندارد.

محمد فاضلی اما این خطا را مرتکب نشد. وقتی که دید درموقعیت معاون پژوهشی مرکز بررسی‌های استراتژیک، کاری برای اصلاح قدرت نمی‌توان کرد، کناره گرفت و یکراست رفت سراغ جامعه مدنی و انرژی اش را صرف تقویت نیروهای جامعه مدنی کرد. یکی از کارهای خوبش، ایده راه اندازی کانال تلگرامی «موفقیت‌های کوچک»‌ بود. ایده این کانال این است که ما به جای آن که تلاش کنیم حکومتی را اصلاح کنیم که تا سرش به سنگ نخورد هوشیار نخواهد شد، بیخودی انرژی و وقت خود را برای اصلاح آن تلف نکنیم، بلکه شروع کنیم خودمان را و محیط اجتماعی‌مان را و محیط زیست‌مان را و الگوهای رفتاری غلط‌‌‌‌مان را اصلاح کنیم. اگر ما خودمان را اصلاح کنیم، وقتی حکومت با یک ضربه پیش بینی نشده یا در اثر فشارها و بحران‌ها هوشیار شود، ما می‌توانیم برای بهبود اوضاع کمکش کنیم. اما اگر ما خودمان اصلاح نشویم، حکومت که هوشیار شد به جای کمک برای بهبود اوضاع، تازه شروع می‌کنیم به انتقام کشیدن وتخریب کردن و دست به یقه شدن و بعد همه با هم به ته دره سقوط می کنیم.

در انقلاب اسلامی همین حادثه رخ داد. شاه اول حرف ما را نمی شنید و ما هی بیشتر فریاد کشیدیم و عصبانی تر شدیم. بالاخره زمانی که شاه صدای ما را شنید و گفت پیام انقلاب شما را شنیدم، دیگر ما آنقدر در هیجان و هیاهوی انقلاب خود گم شده بودیم که صدای شاه را نشنیدیم. انقلاب اسلامی حاصل برخورد تاریخی یک حکومت نابالغ با یک جامعه مدنی نابالغ بود. اگر یکی از این دو بالغ بود، صدای دیگری را به موقع می‌شنید و نمی‌گذاشت کار به فروپاشی بکشد؛ بلکه پیش از نقطه فروپاشی، برای یک انتقال عقلانی در قدرت، به تفاهم می رسیدند.

به قول حضرت سعدی:

دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار

اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی دل بجوید

وگر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد بگسلانند

حکومت اکنون چنان خودش را در بحران گرفتار کرده است که دیر یا زود باید بین پذیرش پارادایم شیفت (افق گشایی / دگرش پذیری) یعنی پذیرش تغییرات جدی در اولویت‌بندی اهداف و چیدمان ساختار خویش یا تن دادن به درهم‌ریزی ساختار کنونی تصمیم بگیرد. اصلا دیگر نیازی به نقد ما نیست. نقد مربوط به زمانی است که بحران نیامده است؛ می‌گوییم و نقد می‌کنیم بلکه بحران نیاید. اکنون دیگر بحران آمده است، خود بحران بهترین ناقد عملکرد این ساختار قدرت است. اکنون ما باید برویم و به مسئولیت‌های دیگرمان برسیم. و پیش از همه باید برویم سراغ اصلاح خودمان و الگوهای رفتاری‌مان و تقویت نهادهای مدنی‌مان. پس بیاییم به جای این که همه نگاهمان به قدرت و اصلاح آن یا براندازی آن باشد، نورافکن‌هامان را به سوی خودمان و رفتارمان بتابانیم. نقش خطاهای ما و عملکردهای نامناسب اجزای مختلف جامعه از افراد گرفته تا خانواده تا فعالین اقتصادی و دیگر بخش‌ها،  در به بحران کشیده شدن کشور، کمتر از نقش حکومت نیست. فقط یک مثال آن این است که اگر حکومت سالی ۵۰۰ نفر را با اتهام‌های مختلف اعدام می کند، ما سالی ۱۶ هزار نفر از خودمان را، بدون اتهام، در تصادفات رانندگی می‌کشیم.

آری اکنون نوبت آن است که تک تک ما اصلاح را از خودمان شروع کنیم؛ شاید اگر همه شروع کنیم، امواج تحول به صورت قدرتمند شکل بگیرد. مثلا اگر همین ایده کانال «موفقیت های کوچک» موفق شود، یک موفقیت بزرگ است. یعنی اصلاحات کوچکی که از یک منطقه شروع می‌شود به یکباره می‌تواند به سراسر کشور گسترش یابد و یک اصلاح بزرگ ایجاد کند. تنها اگر چنین شود می‌شود گفت که مردم ما از سه انقلاب قبلی (انقلاب مشروطیت، نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی) درس گرفته اند.

کانال موفقیت های کوچک، اقدامات کوچک اما موفقیت آمیز را در سراسر کشور منعکس می کند. اقداماتی که اگر در همه جا گسترش یابد، می‌تواند به اصلاحات بزرگ در کشور بینجامد. این روزها در جای‌جای کشور شاهد افرادی بزرگوار اما گمنام هستیم که با امید ایجاد بهبودی کوچک اما عمیق در اطراف خود، دست به کنشگری زده اند. مهم نیست کجاست، در تهران است یا در سیستان و بلوچستان، در حوزه آب و محیط زیست است یا بهداشت، در خانواده است یا در نظام آموزشی، مهم این است که یک اقدام لازم و مغفول مانده اما مهم و تاثیر گذار است. ما چاره ای نداریم جز آن که هر کس در وانفسای کنونی دست به کنشی عقلانی و اخلاقی و امیدوارانه می‌زند را شناسایی کنیم و عمل او را برجسته کنیم و از او حمایت کنیم. ما ـ هم حکومت هم جامعه ـ تاکنون خیلی برای موفقیت های بزرگ دست به کار شده ایم اما پی‌در‌پی شکست خورده ایم. اکنون ما نیارمند زنجیره بی نهایتی از موفقیت‌های کوچک هستیم.

پس کانال موفقیت های کوچک را حتما ببینید و عضو شوید و آن را به هر کس که گمان می‌کنید به اصلاح کشور از طریق روش‌های عقلانی اعتقاد دارد معرفی کنید. هر چه اعضای کانال «موفقیت‌های کوچک» بیشتر شود به این معنی است که وقتی یک موفقیت کوچک در کشور شکل می گیرد احتمال تبدیل آن به یک موفقیت بزرگ بیشتر خواهد بود. خیلی باید افسوس بخوریم که کانال‌های ورزشکاران یا هنرپیشه ها و بدتر از همه کانال‌هایی که تیشه به دست گرفته اند و با تخریب و تشویق بی‌ثباتی و انتشار اخبار نادرست یا ناامید کنند، ریشه امید اجتماعی را می زنند، گاهی چند صد هزار و در مواردی به صورت میلیونی عضو دارند، ولی کانال هایی که دنبال بهبود ذره ذره و گام به گام و عمیق‌ و تدریجی رفتارها و ساختارهای ما هستند، در بهترین حالت چند ده هزار عضو دارند.

این علامت خوبی نیست که نیروها و انسانهایی که تمایل دارند کشور از طریق عقلانی و آرام و با مشارکت واقعی اجتماعی و متکی به خود، اصلاح شود همتشان و جدیتشان و پیگیری شان و انرژی شان و انگیزه شان بسیار کمتر آنانی است که می خواهند از طریق هیجان و گشودن مسیرهای غیرعقلانی و تخریبی، اوضاع را تغییر دهند . این دقیقا نشانه بیعرضگی ماهایی است که با دیدن تجربه سه انقلاب پر هزینه در یک قرن اخیر به این اعتقاد رسیده ایم که از انقلاب و شورش و بی ثباتی و هرج و مرج، راهی به سوی آزادی و دموکراسی و سعادت و رفاه و رشد و توسعه باز نمی شود. اگر اعضای کانال موفقیت های کوچک به چند صد هزار نرسد یعنی نیروهای طالب ثبات و تغییرات عقلانی، لیاقت این که مسیر جامعه را هدایت کنند ندارند و درعمل این نیروهای منهدم کننده اند که سرنوشت آینده ما را رقم خواهند زد.

پس ماموریت ما این است: هر کدام از ما کانال «موفقیت های کوچک» را به تمام کسانی که به روش‌های عقلانی و اخلاقی برای اصلاح و تحول در ساختارهای کشور معتقدند، معرفی کنیم و این کار را آنقدر ادامه بدهیم تا تعداد اعضای این کانال دستکم به یکصدهزار نفر برسد.

من به آینده بسیار امیدوارم. معتقدم بحران‌های بزرگ جاری در کشور بالاخره ساختار قدرت را مجبور می کند که بین بقای خود و ادامه مسیر کنونی تصمیم بگیرد؛ و تجربه نشان داده است که آنان بقا را انتخاب می کنند. اما تفاوت این انتخاب با انتخاب در بحران‌های قبلی این است که اکنون تنها یک انتخاب در برابر ساختار قدرت مانده است‌: عقلانی شدن ساختار. در انتخاب های قبلی آنها می‌توانستند میان دو گزینه «غیرعقلانی» هم تصمیم بگیرند. چون در بحران‌های قبلی از یک سو گزینه‌های در پیش رو بیش از یک گزینه بودند و از سوی دیگر انباشت‌های اقتصادی و درآمدهای فروان نفتی اجازه می‌‌داد که حکومت خطاهای خود را با پول نفت بپوشاند.

 اما الان دیگر هیچ انرژی و فرصت و منابعی برای انتخاب های دیگر نمانده است؛ ما یا در مسیری عقلانی و غیرایدئولوژیک قرار می گیریم یا فرو می‌ریزیم. گزینه دیگری وجود ندارد که کمک کند که ساختار باز هم به همان شکل ناکارآمد و فسادآمیز قبلی ادامه بدهد و خود را بازسازی یا بازتولید کند. با روند تحولات کنونی، من تقریبا مطمئن هستم که سیستم به زودی، به گمانم در همین چند ماه آینده، مجبور می‌شود تصمیمات بزرگ بگیرد و گمان می کنم – البته فقط و فقط با دریافتی شهودی – که ساختار موجود هنوز انسجام و قدرت لازم را دارد که تصمیم‌های بزرگی بگیرد و هزینه های لازم را بدهد تا در مسیری عقلانی بیفتد (فقط دعا کنیم که از بیرون یا از درون حادثه ای روند طبیعی تحولات را به انحراف و بی‌ثباتی نکشاند).

در این فرایند، هر چه جامعه مدنی پرتوان تر و منسجم‌تر باشد و زودتر بتواند در تحولات، خودش را دریابد و همبستگی خود را حفظ کند و دست به همکاری و مشارکت جمعی بزند، کم هزینه تر می توانیم از تحولات عبور کنیم. تفاوتی که امروز با گذشته دارد این است که فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی قدرت جامعه مدنی را خیلی بالا برده است به شرط آن که نخبگان فکری و نیروهای عقلانی جامعه مدنی بتوانند همدیگر را بیابند و در تحولات بتوانند الگوهای کنش‌گری عقلانی را در گستره کل کشور تکثیر کنند.

ما برای این که «موفقیت های کوچک محلی» به «موفقیت های بزرگ ملی» تبدیل شود باید باور کنیم که اگر به طور جدی برای همبستگی نیروهای عقلانیت طلب ملی اقدام نکنیم، آنگاه آنهایی که فکر می کنند با اقتدارگرایی یا با کنش‌گری‌های هیجانی و غیرعقلانی می‌توانند کشور را به سمت بهروزی ببرند، ما را به کام یک درهم ریزی بزرگ می‌کشانند. بیایید قدرت خود را آزمون کنیم. شروع کنیم آنقدر کانال «موفقیت‌های کوچک»‌ را به دوستان خود معرفی کنیم تا تعداد اعضای آن به یکصد هزار نفر برسد. ما می‌توانیم.

.


.

میم مثل «موفقیت‌های کوچک»

نویسنده: محسن رنانی

.


.

مطالب مرتبط:

افسانه پیل و پراید

سخنرانی محمد فاضلی پیرامون کتاب «اصلاحات برای خروج از دام اجتماعی»

.


.

+ میم مثل «موفقیت‌های کوچک» • فیزیک تک
فیزیک تک – ۳۲ طالب در بادغیس کشته و زخمی شدند
6 ساعت پیش ارسال شده

 

مسئولین در فرماندهی پولیس بادغیس می‌گویند که درگیری مسلحانه میان طالبان و قوای دولتی در حومه شهر قلعه نو، مرکز بادغیس، ۱۸ طالب کشته و ۱۴ تن دیگرشان زخمی شدند.

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۵ میزان ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۵۷

۳۲ طالب در بادغیس کشته و زخمی شدند

به گزارش فیزیک تک فیزیک تک، «نقیب الله امینی»، سخنگوی فرماندهی پولیس بادغیس گفت که دیشب ساعت یک، طالبان بالای پوسته‌های اردوی ملی در کمربندی شهر قلعه نو حمله کردند نمود.
وی در ادامه افزود که این درگیری یک ساعت طول کشید که با وارد شدن تلفات به دشمن پایان یافت.
به گفته وی، در این زد و خوردها، چهار سرباز ارتش کشته و سه تن دیگرشان هم زخمی شده‌اند.
گروه طالبان مسلح تاکنون در این مورد چیزی نگفته‌است.
قابل ذکر است که با نزدیک شدن زمان انتخابات پارلمانی، حملات طالبان به نقاط مختلف بادغیس بیشتر شده‌است.
این در حالی است که انتخابات پارلمانی روز شنبه هفته آینده برگزار خواهد شد.
مرتضی کریمی، خبرنگار فیزیک تک در هرات

گزارشگر : مرتضی کریمی

 

 

+ فیزیک تک – ۳۲ طالب در بادغیس کشته و زخمی شدند
فیزیک تک – آغاز چانه‌زنی‌های ترامپ، اردوغان و بن‌سلمان بر سر قیمت خون خاشقجی!
9 ساعت پیش ارسال شده

آغاز چانه‌زنی‌های ترامپ، اردوغان و بن‌سلمان بر سر قیمت خون خاشقجی!

سرانجام پس از ۱۴ روز زوایای تاریک پرونده ناپدید شدن جمال خاشقجی روزنامه‌نگار منتقد سعودی در حال روشن شدن است و گویا باید منتظر روشن شدن این مسئله بود. به نظر می‌رسد که اطلاعات مربوط به قتل خاشقجی از همان ۱۳ روز پیش که وی وارد کنسولگری عربستان در اسلامبول شد در دست دستگاه‌های اطلاعتی ترکیه بود و آنکارا سعی کرد به صورت قطره چکانی این اطلاعات را به رسانه ها داده تا بتواند به اهداف مورد نظر خود برسد. طی این مدت دونالد ترامپ نیز بارها با بی اعتنایی از کنار این مسئله گذشته و به نوعی در حال خرید زمان برای نجات بن سلمان بود. اما گویا معاملات پنهانی ترکیه، آمریکا و عربستان در پشت پرده در نهایت به نتیجه رسیده و از غروب دوشنبه به تدریج خبرهای دقیق تری در مورد سرنوشت خاشقجی منتشر شد.   
خبر نخست را دونالد ترامپ اعلام کرد. ترامپ با بیان اینکه پادشاه سعودی اطلاع از وضعیت جمال خاشقجی را انکار می‌کند، گفت:«ممکن است قاتل‌های خودسری وجود داشته‌اند که خاشقجی را کشته‌اند.»(!) این جمله کافی بود تا برخی رسانه های عربی اعلام کنند احتمالا خاشقجی به صورت اشتباهی کشته شده است. بلافاصله هم ترامپ وزیر خارجه اش را به عربستان و ترکیه فرستاد تا مقدمات معامله و قیمت خون خاشقجی را تعیین کنند!
شبکه آمریکایی «سی.ان.ان» اما گزارش داد مقام‌های سعودی در صدد انتشار گزارشی هستند که با پذیرش مرگ جمال خاشقجی، آن را نتیجه بروز «اشتباه» در جریان بازجویی معرفی کند. سی ان ان ضمن انتشار این خبر به نقل از دو منبع جداگانه، نوشته که قرار بود بازجویی از آقای خاشقجی، به ربودن وی از خاک ترکیه منجر شود. 
مقام های دولت عربستان احتمالا می‌گویند عاملان قتل این روزنامه نگار، «خودسر» و بدون مجوز از بالا بوده و توبیخ خواهند شد. 
مجتهد، فعال توئیتری که به افشاگر اسرار آل‌سعود معروف است نیز در آخرین توئیت خود در این باره نوشته:« ترامپ وزیر خارجه خود (مایک پمپئو) را برای یافتن حقیقت درباره پرونده جمال خاشقجی به عربستان نفرستاده بلکه او را به ریاض فرستاده تا داستان ساختگی خود درباره «نیروهای خودسر» را با بن‌سلمان هماهنگ کند.»
تلاش برای تبرئه بن سلمان
شبکه ان.بی.سی آمریکا نیز به نقل از «دو منبع آگاه» گزارش داد که سعودی‌ها به دنبال این هستند که محمد بن سلمان را از اتهام قتل جمال خاشقجی مبرا کنند و مسئولیت قتل وی را از دوش او بردارند.  ان.بی.سی به هویت این دو منبع اشاره نکرده اما به نقل از آنان توضیح داده که سعودی‌ها قصد دارند با این تفسیر توضیح دهند که محمد بن سلمان دستور قتل خاشجقی را صادر نکرده و اصلا در جریان این قتل نبوده است.
 احتمال پذیرش قتل جمال خاشقچی درحالی است که پیش از این عربستان قویا اعلام کرده بود که خاشقجی در کنسولگری نیست و او پس از انجام کارهای اداری، از ساختمان خارج شده است. 
در همین حال روز دوشنبه عربستان سرانجام با بازرسی از کنسولگری خود موافقت کرد. دادستانی ترکیه نیز پس از آن اعلام کرد در بازرسی اولیه تیم تحقیقاتی این کشور از ساختمان کنسولگری عربستان در اسلامبول شواهد مهمی به دست آمده که گمانه‌زنی‌ها درباره قتل خاشقجی را تقویت می‌کند. رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه نیز طی سخنرانی در کنگره حزب «عدالت و توسعه» در آنکارا گفت که بازرسان دایره جنایی و دادستان‌های اسلامبول به دنبال مواد سمی در کنسولگری سعودی بودند که متوجه شدند برخی وسایل مجددا رنگ شده‌اند و برخی مکان‌ها نیز پاکسازی شده‌اند!
معامله بر سر خون 
سیگنال‌هایی که دیروز منتشر شد، نشان می‌دهد معامله بر سر خون خاشقجی نزدیک‌تر از هر زمان دیگری است. به گزارش روزنامه لبنانی الاخبار، از جمله این سیگنال ها می‌توان به اشاره ضمنی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به بی‌گناه بودن محمد بن سلمان و پدرش در این حادثه اشاره کرد. وی دستور انجام تحقیقات تکمیلی داخلی در رابطه با این حادثه را صادر کرده و رسانه‌های آمریکایی گزارش می‌دهند که احتمالا نتیجه این تحقیقات این باشد که خاشقجی به صورت اشتباه کشته شده
 است. 
بر این اساس قرار است خاشقجی گوشت قربانی این معامله باشد تا اتهامی متوجه آل سعود نشود. در همین رابطه گفته می‌شود مسئولیت این ترور وحشتناک بر دوش «عناصر شورشی» یا «عناصر خودسر» انداخته می‌شود. بر اساس همین معامله بود که تنها در یک روز اتفاقاتی که قرار است چند روز پیش به وقوع بپیوندد، انجام شد. 
عربستان به پلیس ترکیه اجازه بازرسی از کنسولگری این کشور را با یک تیم مشترک میان دو طرف صادر کرد. در همین زمان دونالد ترامپ به وعده خود عمل کرد و به صورت تلفنی با سلمان بن عبدالعزیز پادشاه عربستان صحبت کرد. در حالی که عربستان طی دو هفته گذشته تلاش داشت هر نوع ارتباط با مفقود شدن روزنامه‌نگار سعودی را رد کرده و اعلام کند که وی کنسولگری عربستان را ترک کرده است، اما از روز دوشنبه رویکرد جدید این کشور شکل گرفته است. ریاض پیش از این رسانه‌های جمعی خود را به پیگیری توهم توطئه و متهم کردن دیگران جهت تلاش برای آسیب دیدن به وجهه عربستان و طرح‌های اصلاح طلبانه محمد بن سلمان مأمور کرده بود، اما بر اساس تغییراتی که در رویکرد عربستان انجام شد، یک مسئول ناشناس این کشور به فیزیک تک رویترز اعلام کرد که پادشاه این کشور به دادستانی عربستان دستور داده تحقیقات داخلی در پرونده خاشقجی را بر اساس اطلاعات به دست آمده از سوی کمیته مشترک عربستان و ترکیه آغاز کند. مشخص است که کمیته مذکور محمد بن سلمان را بی‌گناه نشان داده و در بهترین حالت «کارمندان جزء» را در انجام این جنایت مقصر معرفی خواهد کرد.
چرا عقب نشینی
«عبدالباری العطوان» سردبیر رای الیوم نیز اعلام کرده:«بر این باوریم نقطه عطف اصلی که، منجر به عقب‌‌نشینی رسمی سعودی شد، خبر فیزیک تک رویترز است، که به ‌نقل از دو مسئول و یک منبع امنیتی ترکیه گزارش داد که مقام‌های امنیتی ترکیه فایل صوتی در اختیار دارند که کشته شدن خاشقجی داخل کنسولگری را تأیید می‌کند.
 این فیزیک تک همچنین از احتمال ارسال نسخه‌ای از این فایل به عربستان و آمریکا خبر داد.
 عطوان سپس تاکید کرد: «معامله‌هایی که بر اصول حقوق بشر، به‌ویژه نزد رئیس‌جمهوری مانند ترامپ ارجحیت دارد، فقط با پول تضمین می‌شود. در تاریخ آمریکا هیچ رئیس‌جمهوری مانند ترامپ با این سطح از وقاحت یافت نمی‌شود که از عربستان و دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس باجگیری کند. او این کشورها را ۴ بار طی چند روز اخیر محکوم کرد که حکومت‌ها‌یشان بدون حمایت آمریکا دو هفته دوام ندارند. 
او حتی پا را فراتر از این گذاشت و گفت که ایران در ۱۲ دقیقه عربستان را بدون حمایت آمریکا، اشغال می‌کند.
عطوان در پایان اعلام کرد: «نمی‌دانیم مبلغی که ترامپ در مقابل نقش‌آفرینی‌اش در خارج کردن حکومت سعودی از این بحران با کمترین ضرر خواهد گرفت، چقدر است ولی پیش‌بینی می‌کنیم که این مبلغ بیش از صدها میلیارد دلار خواهد بود و چه‌بسا «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا، که عازم ریاض شده است، حامل «فاکتوری» خواهد بود که جزئیات این مبلغ را شامل خواهد شد.»
سپر بلای بن سلمان چه کسی است؟
اما برای آنکه اتهام قتل از محمد بن سلمان برداشته شود نیاز به قربانی یا قربانیانی است که این اتهام متوجه وی شود. پایگاه عربی ۲۱ اعلام کرده که عبدالعزیز بن سعود بن نایف وزیر کشور سعودی و همچنین عبدالعزیز بن محمد الهویرینی رئیس اداره آگاهی و بازپرسی عربستان احتمالا به دلیل این قتل برکنار شوند. 
 البته برخی از خبرها حکایت از این دارد که سعود القحطانی مشاور بن سلمان و سرکنسول عربستان در ترکیه و یا حتی عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان نیز قربانیان احتمالی باشند.

+ فیزیک تک – آغاز چانه‌زنی‌های ترامپ، اردوغان و بن‌سلمان بر سر قیمت خون خاشقجی!
چین تلسکوپی برای رمزگشایی اسرار جهان می‌سازد!
10 ساعت پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد – چین قصد دارد تلسکوپ رادیویی بزرگ دیگری بسازد که بتواند به جستجو برای تعیین اینکه ما در جهان تنها هستیم یا خیر، کمک کند و دیگر رمز و رازهای قدیمی در این مورد را حل کند. تلسکوپ کروی با دیافراگم پانصد متری چین، برای مشاهده‌ی کهکشان‌ها و جستجوی تمدن‌های هوشمند احتمالی فرارتر از منظومه‌ی شمسیِ ما، به کار می‌رود.

چین قصد دارد با ساخت بزرگ‌ترین تلسکوپ رادیوییِ کاملاً هدایت‌کردنی، توانایی خود برای جستجوی بیگانگان، ماده‌ی تاریک، امواج گرانشی و سایر اسرار جهان را بهبود بخشد. این کشور در حال حاضر میزبان بزرگ‌ترین تلسکوپ رادیویی جهان، یعنی تلسکوپ کروی با دیافراگم پانصد متری «FAST» است. این تلسکوپ و رصدخانه‌ی «Arecibo» پورتوریکو، اساساً دیش‌های ثابت عظیمی هستند. اما تلسکوپ‌های رادیوییِ کاملاً هدایت‌کردنی، مانند تلسکوپ گرین بانک در غرب ویرجینیا که در حال حاضر بزرگ‌ترین در نوع خود است، می‌توانند به طرف اهداف خاصی حرکت کنند و بچرخند.

چین اخیراً برنامه‌های این تلسکوپ جدید را تایید کرد. این تلسکوپ در منطقه‌ی خودمختار شین‌جیانگ در شمال غرب چین قرار خواهد گرفت و با نام تلسکوپ رادیویی ۱۱۰ متری شین‌جیانگ یا «QTT» شناخته شده است. این تلسکوپ دارای دیش هدایت‌کردنی‌ای است که قطر آن ده درصد بزرگ‌تر از قطر تلسکوپ رصدخانه‌ی گرین بانک است و توانایی پوشش دادن ۷۵ درصد از آسمان را دارد.

«سانگ هواگانگ» از آکادمی علوم چین، در نشریه‌ای خبری گفت: «این آنتن، بزرگ‌ترین آنتن جهان، قادر خواهد بود مبدا هرگونه سیگنال دریافت‌شده را ردیابی کند.» تلسکوپ FAST می‌تواند بعضی از فرکانس‌هایی را پوشش دهد که کمتر از فرکانس‌هایی است که QTT می‌تواند پوشش دهد؛ اما این دو تلسکوپ عظیم همچنین در محدوده‌ی بین ۱۵۰ مگاهرتز و ۳ گیگاهرتزی نیز هم‌پوشانی دارند.

«دوگ واکوک» که به دنبال هوش فرازمینی یا همان «SETI» است و پیام‌های احتمالی برای E.T توسعه می‌دهد، گفت که این هم‌پوشانی قابل توجه است، زیرا شامل به اصطلاح «حفره‌ی آب» که پژوهشگران SETI به آن توجه خاصی دارند، است.

وی توضیح داد: «این فضای آرامی بین خطوط طیفی برجسته‌ای است که توسط هیدروژن و هیدروکسیل، یعنی اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آب که برای حیات روی زمین بسیار مهم است، به وجود آمده‌اند. محدوده‌ی فرکانسی دارای همپوشانیِ QTT و FAST بدین معنی است که با فرض اینکه داده‌ها در زمان واقعی تجزیه و تحلیل می‌شوند، کشف سیگنال توسط یک تلسکوپ می‌تواند فوراً به وسیله‌ی تلسکوپ دیگر دنبال شود.»

واکوک افزود: «اما ارزش QTT در خصوص جستجو برای نشانه‌های تمدن‌های پیشرفته‌ی دور و نیز نحوه‌ی کمک آن به کشف دیگر اسرار طبیعی جهان، ممکن است آن قدر زیاد نباشد. ما همچنان باید منتظر باشیم تا ببینیم که عملیات این گروه FAST و QTT در پیدا کردن سیگنال‌های بیگانه چقدر موثر است؛ اگرچه برنامه‌ریزی شده که QTT در سال ۲۰۲۳ عملیات خود را شروع ‌کند.»

در حال حاضر FAST در طول مرحله‌ی آزمایشی خود توانسته دو تب‌اختر را کشف کند.

 

نوشته: اریک مک
ترجمه: زهرا جهانبانی – مجله علمی ایلیاد

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ چین تلسکوپی برای رمزگشایی اسرار جهان می‌سازد!
فیزیک تک – سناتور گراهام: بن سلمان باید برود
14 ساعت پیش ارسال شده

 

سناتور لیندسی گراهام امروز با حضور در برنامه زنده تلویزیونی “فاکس و دوستان” شبکه خبری فاکس نیوز، به موضوع ناپدید شدن و قتل وحشیانه جمال خاشقجی روزنامه نگار برجسته عربستانی واشنگتن پست پرداخت.

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۵ میزان ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۰۱

سناتور گراهام: بن سلمان باید برود

به گزارش واشنگتن تایمز، سناتور لیندسی گراهام امروز با حضور در برنامه زنده تلویزیونی “فاکس و دوستان” شبکه خبری فاکس نیوز، به موضوع ناپدید شدن و قتل وحشیانه جمال خاشقجی روزنامه نگار برجسته عربستانی واشنگتن پست پرداخت.
وی ضمن تاکید بر این که در عربستان اتفاقی بدون اطلاع بن سلمان رخ نمی‌دهد، گفت بن سلمان ولیعهد ۳۳ ساله سعودی باید از کار برکنار شود.
لیندسی با مخاطب قرار دادن مردم عربستان سعودی گفت:” شما افراد بسیار خوبی را می‌توانید به جای وی انتخاب کنید. بن سلمان کشور شما را نابود کرده است. “
گراهام در ادامه انتقاد از بن سلمان اظهار داشت:” وی در مسیر بدی گام بر می‌دارد. من تا زمانی که او را خارج از روابط آمریکا و عربستان نبینم با سعودی‌ها قادر به همکاری نخواهم بود. “
این سناتور جمهوری خواه کارولینای جنوبی که از طرفداران سرسخت عربستان در کنگره به شمار می‌رود، مدعی شد شاهزاده سعودی سمی است و هر گز نمی‌تواند یک رهبر جهانی باشد.
پیشتر نیز کریس مورفی سناتور دموکرات عضو کمیته روابط خارجی آمریکا در مقاله ای که در واشنگتن پست منتشر شد، از دولت آمریکا خواسته بود حکومت عربستان را به دلیل اقدامات زیانبار و بی پروایش به ویژه در موضوع ناپدید شدن و قتل احتمالی خاشقجی به پاسخگویی وادارد.
این اظهار نظرها در حالی از سوی مقامات آمریکایی بیان می شود که ترامپ روز گذشته قتل خاشقجی را به عناصر خودسر در کنسولگری عربستان نسبت داده بود. تحلیل گران این اظهارات ترامپ را آغاز تلاش برای سلب مسئولیت از محمد بن سلمان می دانند.

 

 

+ فیزیک تک – سناتور گراهام: بن سلمان باید برود
شایع‌ترین دلیل بی‌خوابی در نوجوانان چیست؟
15 ساعت پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد – نظرسنجی جدیدی نشان داد که تقریباً نیمی از والدین می‌گویند فرزندان‌شان در سنین ۱۳ تا ۱۸ سالگی در طول شب به اندازه‌ی کافی نمی‌خوابند. نظرسنجی ملی بیمارستان اطفال سی‌اس موت، بر روی سلامت کودکان از ۲ هزار پدر و مادر نظرسنجی کرد و از آن‌ها پرسید که آیا فرزندان نوجوان‌شان دچار مشکلات خواب شده‌اند؟ و برای حل آن چه کارهایی کرده‌اند؟

نوجوانان نمی‌توانند بخوابند

۴۳ درصد از والدینی که تحت نظرسنجی در این مطالعه قرار گرفتند، قبول داشتند که فرزندان نوجوان‌شان دچار مشکل خوابیدن، بیدار شدن در صبح یا خوابیدن مجدد هستند. حدود ۲۵ درصد از آن‌ها گفتند که فرزندان‌شان گاهی اوقات، ۱ یا ۲ بار در هفته، با مشکل خواب مواجه می‌شوند، درحالی‌که ۱۸ درصد به طور مکرر این مشکل را تجربه می‌کنند.

بیشتر والدین معتقد هستند که استفاده از لوازم الکترونیکی مانند موبایل، به‌ویژه در شب، این مشکل را به‌وجود می‌آورد. تقریباً ۵۶ درصد از والدین گفتند که فرزندان‌شان از خارج شدن از رسانه‌های اجتماعی یا خاموش کردن تلفن‌های همراه‌شان خودداری می‌کنند، بنابراین الگوی خواب نامنظی دارند. در ضمن، ۴۳ درصد بر این باور هستند که نوجوانان آن‌ها به دلیل تکالیف مدرسه و فعالیت‌های دیگر مدرسه‌شان به اندازه‌ی کافی نمی‌خوابند. حدود ۳۱ درصد از والدین تصور می‌کنند که فرزندان‌شان نگران مدرسه هستند؛ درحالی‌که ۲۳ درصد نسبت به زندگی اجتماعی‌شان نگران هستند.

تنها ۱۰ درصد از والدین گفتند که فرزندان‌شان دچار مشکلات سلامتی دیگر شده‌اند یا داروهایی مصرف می‌کنند که در چرخه‌های خواب‌شان تداخل ایجاد می‌کنند.

«سارا کلارک»، رئیس بیمارستان اطفال سی‌اس موت، گفت: «چیزی که والدین با ما به اشتراک می‌گذارند این است که زندگی عادی دانش‌آموز دبیرستانیِ با خوابش در تداخل است.» والدین نیز به روش خودشان سعی کردند الگوی خواب غیرعادی فرزندان‌شان را اصلاح کنند. بیشتر والدین مصرف کافئین، استفاده از لوازم الکترونیکی به ویژه در رختخواب یا خوردن تنقلات در هنگام شب را برای فرزندان‌شان محدود کردند. تقریباً ۳۶ درصد از پاسخ‌دهندگان از راه‌حل‌های طبیعی یا گیاهی، به ویژه ملاتونین استفاده کردند تا به فرزندان‌شان کمک کنند بخوابند.

حدود یک‌چهارم از پاسخ‌دهندگان قبول داشتند که نوجوانان از داروهای خواب‌آور خوددرمانی، آنتی‌هیستامین و داروی خوابِ تجویزشده، استفاده می‌کنند.

اثرات عدم خواب کافی

 براساس گزارش‌های سازمان ملی اطفال، نوجوانان تنها هفت ساعت در شبانه‌روز می‌خوابند. هرچند، براساس مطالعات، فرزندان ۱۳ ساله و بالاتر به حدود ۹ ساعت خواب در هنگام شب، نیاز دارند. افرادی که به اندازه‌ی کافی نخوابند دچار نوسانات خواب، از جمله تحریک‌پذیری و خستگی می‌شوند. محرومیت خواب نیز با عملکرد شناختی ضعیف در ارتباط است که منجر به کسب نمرات پایین در مدرسه می‌شود.

 

نوشته: دیان سمسون
ترجمه: سحر الله‌وردی – مجله علمی ایلیاد

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ شایع‌ترین دلیل بی‌خوابی در نوجوانان چیست؟
قندیل‌های یخی ۱۵ متری در اروپا قمر مشتری
16 ساعت پیش ارسال شده

فیزیک تک: بر اساس یک مطالعه جدیدی که، مناطقی که توده های یخی تیز در آنها به ارتفاع ۱۵ متر می رسد، شاید در سرتاسر مناطق استوایی اروپا (قمر مشتری) پراکنده شده باشند.

image e Penitentes

عکسی از توده‌های یخی دشت چاجنانتور شیلی که در سال ۲۰۰۵ ثبت شده است

به گزارش فیزیک تک، اینجا در کره زمین، تصعید رسوبات یخی عظیم در عرض‌های جغرافیایی استوایی و تحت شرایط سرد و خشک باعث تشکیل بافت‌های تیز و بلند یخی می شود. این ساختارهای تیز و بلند که با عنوان قندیل‌های یخی شناخته می شوند، تا ارتفاع ۱ تا ۵ متر رشد می کنند، اما در شرایط گرمسیری با ارتفاع بالا به ندرت می توان آنها را دید.

اروپا «قمر مشتری» از بهترین شرایط برای تشکیل یکنواخت‌تر این توده‌های یخی برخوردار است چرا که سطح این قمر از یخ پوشیده شده است. اروپا شرایط گرمایی لازم برای تصعید یخ بدون ذوب شدگی را دارد؛ همچنین تغییر خیلی کمی در زاویه تابش نور خورشید به سطح آن وجود دارد. در یک مطالعه جدید، محققان دانشگاه کاردیف آقای «دنیل هابلی» و همکارانش از داده‌های مشاهده ای برای محاسبه آهنگ تصعید در نقاط مختلف سطح قمر اروپا استفاده نمودند. آنها سپس از این محاسبات برای تخمین اندازه و توزیع ِ توده‌های یخی مذکور بهره جستند. آنان به این نتیجه رسیدند که توده‌های بزرگ یخی می توانند تا ۱۵ متر هم ارتفاع داشته باشند. همچنین بر طبق استنباط محققان، توده‌های یخی شاید در پیرامون استوای قمر اروپا به وفور یافت شوند.

bbcfde.imageدکتر هابلی بیان کرد: «شرایط منحصربفرد اروپا هم امکان کاوش‌های هیجان انگیز را فراهم می کند، و هم اینکه خطرات بالقوه‌ای را عرضه می کند. وجود ساختارهای تیز، خطرناک و تیغ مانند که ارتفاع شان به ۱۵ متر می رسد، می تواند هر عملیات فرود بر سطح این قمر را با دشواری‌ها و چالش‌های جدی روبرو سازد. امیدواریم مطالعه‌هایی از این دست به مهندسان کمک کند تا راه‌های مبتکرانه‌ای برای فرود آوردن امن و بی‌خطر کاوشگرها به سطح قمر اروپا پیدا کنند و ما بتوانیم اطلاعات بیشتری درباره این مکان شگفت انگیز تهیه کنیم. همچنین نشانه‌های حیات فرازمینی را هم در آن مورد کاوش و جستجو قرار دهیم.» جزئیات بیشتر این پژوهش در مجله «Nature Geoscience» منتشر شده است.

ترجمه: منصور نقی لو/ سایت علمی فیزیک تک

منبع: sci-news.com

+ قندیل‌های یخی ۱۵ متری در اروپا قمر مشتری
فیزیک تک – ​عبدالجبار قهرمان کی بود؟
18 ساعت پیش ارسال شده

 

اشرف غنی به این تصور بود که سابقه افراد نقش کلیدی را در تأمین امنیت بازی خواهد کرد اما غافل از این‌که مدت‌هاست ساختارهای اجتماعی افغانستان مرزهای سنتی را شکسته و وارد فاز جدیدی از روابط اجتماعی شده است.

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۵ میزان ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۲۰

​عبدالجبار قهرمان کی بود؟

عبدالجبار مشهور به «جبارخان» و با تخلص «قهرمان» فرزند محمدحسن در سال ۱۳۳۷خورشیدی در منطقه «اسپین بولدک» ولایت قندهار متولد گردید. او در سال‌های نخست دهه شصت از دانشکده نظامی کابل مدرک لیسانس خود را دریافت کرد و بلافاصله به یاری حزب دموکراتیک خلق افغانستان شتافت. جبارخان، یکی از کهنه‌کاران نظامی در افغانستان بود که نزدیک به هشت سال در دوره شانزدهم پارلمان این کشور نیز نقش‌آفرینی کرد. جبار ۶۰ ساله در زمان اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ، نقش کلیدی را در حمایت از حزب دموکراتیک خلق افغانستان در جنوب این کشور بازی کرد. در آن زمان مرکز فرماندهی جبار ولایت هلمند و به خصوص مناطق «گرمسیر» و «ریگ» یا «دیشو» در جنوب هلمند بود اما گستره فعالیت‌های ملیشا یا شبه‌نظامیانش تا به ولایت‌های فراه و قندهار نیز می‌رسید. نیروهای وابسته به جبار در دهه شصت خورشیدی، عمدتاً کمربند امنیتی شهر لشکرگاه مرکز ولایت هلمند را به دوش داشتند. در آن زمان، فرماندهان جهادی مثل مولوی «نسیم آخوندزاده»، مولوی «غفار آخوندزاده» و «عبدالواحد» مشهور به «رئیس بغران=باغران»، از رقیبان جبارخان به شمار می‌رفتند. حوزه استحفاظی این فرماندهان جهادی، مناطق شمالی ولایت هلمند مانند «نوزاد»، «موسی‌قلعه»، «سنگین» و «باغران» بود. با وجود آن‌که درگیری‌های شدیدی بین جبارخان و این سه فرمانده جهادی به وقوع پیوست اما در سال‌های پایانی دولت دکتر نجیب‌الله، صلح نانوشته‌ای بین آنان امضاء شده بود. 
چنانچه قبلاً ذکر شد، حوزه فعالیت جبارخان تنها به ولایت هلمند محدود نمی‌شد بلکه ولسوالی «میوند» قندهار از دیگر مناطقی بود که جبارخان در آنجا نفوذ گسترده داشت. این افسر عالی‌رتبه دولت نجیب‌الله، از جمله افرادی بود که نقش کلیدی در تسلیم شدن «عصمت‌مسلم اچکزی» از فرماندهان مجاهدین در قندهار، به دولت وقت داشت. شبه‌نظامیان جبارخان در دهه شصت، عملیات‌های متعدی در مناطق «گندگان»، «میرویس مینه» و «سنجری= سنځري» قندهار نیز انجام دادند. ژنرال جبارخان در جنوب افغانستان همان نقش ژنرال دوستم را در شمال این کشور داشت. زمانی که دولت دکتر نجیب‌الله سقوط کرد، جبارخان نیز مثل بسیاری از فرماندهان دولت نجیب، هلمند را به گروه‌های مسلح رقیبش چون گروه مولوی نسیم و مولوی غفار و همچنین به رئیس باغران تحویل داد. جبار در سال ۱۳۷۱خورشیدی افغانستان را به مقصد روسیه ترک کرد و چندین سال در این کشور پناهنده بود. وی پس از سقوط حاکمیت طالبان به افغانستان بازگشت و چند سال بعد پس از مشاجرات انتخاباتی، به عنوان نماینده هلمند وارد پارلمان شد.

اشرف غنی دو سال پیش، جبارخان را به عنوان نماینده خود به ولایت هلمند فرستاد تا امنیت را در آن سامان تأمین کند که چنین نشد. اشرف غنی به این تصور بود که سابقه افراد نقش کلیدی را در تأمین امنیت بازی خواهد کرد اما غافل از این‌که مدت‌هاست ساختارهای اجتماعی افغانستان مرزهای سنتی را شکسته و وارد فاز جدیدی از روابط اجتماعی شده است. بنابراین، دو سال پیش هم‌زمان با ورود جبارخان به هلمند، نظامیان افغان چندین منطقه از جمله «نوزاد» و «موسی‌قلعه» را به طالبان واگذار کردند. جبارخان در بدو ورود به هلمند بیان داشت که طبق استراتژی او، به‌زودی جنگ در هلمند فروکش خواهد کرد اما همان‌طور که دیده شد، پیشگویی او، برعکس نتیجه داد. جبارخان سال گذشته به خاطر سرپوش گذاشتن بر شکست‌های خود در هلمند، غنی را به خسیسی متهم کرد و گفت که او مثل کرزی شکلات/ چاکلیت ندارد تا آدم‌ها را جذب کند! جبارخان در سال‌های اخیر، به عنوان یکی از لیدران «حزب وطن» نیز شناخته می‌شد. پس از آن‌که دکتر نجیب‌الله در سال ۱۳۶۵ رئیس‌جمهور افغانستان شد و جایگاه خود را تثبیت کرد، اسم «حزب دموکراتیک خلق افغانستان»، به «حزب وطن» تغییر نام داد و نجیب‌الله در رأس آن قرار گرفت. پس از سقوط دولت نجیب‌الله توسط مجاهدین، حزب وطن عملاً منحل شد. این حزب پس از پایان دوره طالبان، در سال ۱۳۸۳ از دولت کرزی، مجوز فعالیت گرفت اما فعالیت چشمگیری نداشت. در دو سال اخیر، باردیگر بین اعضای حزب وطن که برخی به آنان کمونیست‌های سابق نیز می‌گویند، جنب‌وجوش دیده می‌شود. یکی از گردهمایی‌های آنان در ششم اسد سال گذشته در کابل برگزار شد. جبارخان در این گردهمایی سخنرانی نمود و بیش‌ازپیش جایگاه خود را در بین اعضای حزب وطن، تثبیت کرد. او در انتخابات پارلمانی پیش رو، باردیگر خود را از حوزه هلمند نامزد کرد و در چند روز گذشته مشغول مبارزات انتخاباتی بود. صبح امروز چهارشنبه ۲۵ میزان، یک بمب در دفتر جبارخان در شهر لشکرگاه مرکز ولایت هلمند، منفجر شد. در این انفجار جبارخان کشته شد و این‌گونه زندگی پرفرازونشیب او پایان یافت. 
به نقل از صفحه محمد مرادی

 

 

+ فیزیک تک – ​عبدالجبار قهرمان کی بود؟
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فیزیک تک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس