معرفی کتاب «زیبایی‌شناسی خوردوخوراک» در گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی
3 ساعت پیش ارسال شده

معرفی کتاب زیبایی‌شناسی خوردوخوراک در گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی

معرفی کتاب «زیبایی‌شناسی خوردوخوراک» در گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی

۵ (۱۰۰%) ۱ vote

آیا می‌توان غذا را به‌عنوان یک مفهوم فرهنگی در نظر گرفت؟ به این معنا که آیا فرهنگ خوردوخوراک، نقشی فراتر از امر تغذیه، به‌ویژه در مواجهه و ارتباط با مفاهیم فرهنگی، روابط انسانی وساختار اجتماعی دارد؟

بله تردیدی در این نیست که خورد‌و‌خوراک یک امر فرهنگی است. در واقع غذا با آشپزی وارد عرصۀ فرهنگ می‌شود. کنشِ پختن و سِرو کردن و خوردن غذا آن را لبریز از دلالت‌های فرهنگی می‌کند. خورد‌و‌خوراک نظامی از نشانه‌هاست. اینکه چه می‌خورید و چگونه می‌خورید و چگونه می‌پزید و کجا می‌خورید و چه کسی شروع به خوردن می‌کند و مواردی از این دست آینۀ فرهنگ شماست. از معماری آشپزخانه بگیرید تا جای نشستن بر سر سفره یا میز شام آکنده است از دلالت‌های فرهنگی و اجتماعی. غذا از این حیث که بازنمایندۀ منطقِ موقعیت است دست کمی از نقاشی و سینما و سایر هنرها ندارد. همین پدیدۀ بشقاب که وارد فرهنگ غذایی ما شده خبر از یک رخداد نو می‌دهد. اینکه هرکس بشقاب غذای خودش را داشته باشد خبر از این می‌دهد که هرکس یک حریم خصوصی برای خوردن پیدا کرده است و جامعه دارد فردگراتر می‌شود. قدیم، در همین کشور خودمان آدم‌ها دور پاتیلی جمع می‌شدند و با هم لقمه می‌زدند. علی پروین مربی کلاسیک پرسپولیسی‌ها یک روز در تلوزیون گِله می‌گرد که نوه‌اش از پاتیل ماستی که او توی آن قاشق زده نمی‌خورد. این یعنی نوۀ او بی‌آنکه جان لاک و جان استوارت میل را بشناسد فردگراتر شده. احتمالاً اتاق شخصی خودش را دارد و توی تخت خواب خاص خودش می‌خوابد و مواردی از این دست. اگر توی بشقاب غذا می‌خورید و روی میز، مدرن‌تر و فردگراتر از کسانی هستید که توی بشقاب غذا می‌خورند اما پای سفره. پای سفره غذا خوردن خبر از جمع‌گرایی بیشتری می‌دهد. آدم‌ها پای سفره خیلی بیشتر توی دست و پایِ هم هستند تا سر میز. خلاصه آدمی با پخت‌و‌پز و خورد‌و‌خوراک فقط ادامۀ حیات نمی‌دهد بلکه فرهنگ‌ها را مراوده می‌کند.

فیشلر جامعه‌شناس فرانسوی ارزش نمادین غذا را به قدری مهم می‌‌شمارد که معتقد است می‌توان از غذا به عنوان ابزاری برای ابراز هویت فردی و جامعه استفاده کرد. او بر این باور است که با خوردن هرغذایی‌، افزون بر جذب مواد غذایی‌ لازم برای ادامه‌ی زیست، خواص ایدئولوژیک مخصوص به آن غذا هم جذب بدن می‌‌شود و در نتیجه «ما آن می‌شویم که می‌‌خوریم.» آیا غذا چنین پیوند عمیقی با هویت فردی وجامعه دارد؟

 چه جالب! کنفوسیوس حکیم قدماییِ چین می‌گفت “اینکه چطور گوشت را می‌برید نشان می‌دهد چطور زندگی می‌کنید” و فیلسوف مدرنِ آلمانی لودویگ فوئرباخ می‌گفت “آدمی همان است که می‌خورد.” زنی که در مطبخِ اندرونی خانه غذا می‌پزد با زنی که در آشپزخانۀ اُپن (open) آپارتمانش آشپزی می‌کند زمین تا آسمان فرق دارد. البته نمی‌گویم رابطۀ ضروری بین نوع آشپزخانه و شخصیت فرد وجود دارد. ولی حرف من را هم مثل حرف جامعه‌شناس مطبوع شما می‌توان به محک تجربه و آزمایش‌های گوناگون زد. گمانم این فرضیه‌ها با تقریب خوبی تأیید شوند. برگردم به مثال علی خانِ پروین! البته مطمئنم که خدا را شکر مربی اسطوره‌ای پرسپولیسی‌ها وقت اضافی برای خواندن این‌جور چیزها نخواد داشت و از این بابت خوشحالم. ولی یک روز در مصاحبه با یکی از برنامه‌های صبحگاهی خانواده، مجری از او پرسید آیا در کارِ خانه به همسرش کمک می‌کند و او با خیال راحت و خیلی خونسرد جواب داد نه! آن فرهنگ جمع‌گرای توی یک پاتیل لقمه زدن که یادتان هست؟ آن فرهنگ آشپزی کردن را کار اصلی و “طبیعی” زن می‌داند. “زنِ خوب” در این نگاه موظف است (درست مثل سایر اعضای خانواده) پای معبد جمع (خانواده) قربانی شود. البته من فقط این دو شیوۀ زندگی را توصیف کردم و دربارۀ هیچ‌کدام ارزش‌گذاری نکردم. قصدم این است که بگویم می‌بینید که آن شیوۀ خوردن چطور بدل به شیوه‌ای برای زندگی می‌شود؟

آیا غذا می‌تواند نشانه‌ای از پیوندهای اجتماعی و همبستگی جمعی در نظام اجتماعی باشد؟

 البته! خانواده‌ای که با هم و دور یک میز یا پای یک سفره شام می‌خورند در عین حال دارند پیوندهای عاطفی و روحی‌شان را تحکیم می‌کنند و به هم می‌فهمانند که دوست دارند در کنار هم غذا بخورند. به مراسم نذری نگاه کنید! در این‌جور مراسم‌ها پختن و پخش کردن و خوردن غذای نذری صرفاً کارکردی فیزیولوژیک و فردی ندارند، بلکه به قول فرنگی ها کارکردی کامیونال (communal) دارند و همبستگی درون جامعه را تقویت می‌کنند. برای مثال کسی که شله‌زرد نذر کرده با ادای  نذر خود به همسایه‌اش این پیام را می‌دهد که حاجتش روا شده و به شکرانۀ شادکامی، کامِ همسایه را مهمان آن شُلۀ خوش‌رنگ خواهد کرد. یکی از فیلسوف- آشپزهای امریکایی توصیه می‌کند حتی از پلشت‌خواری توی جمع شرمسار نباشید. پلشت‌خواری یعنی خوردن غذاهایی که رژیم غذایی مدرن آن‌ها را مضر می‌داند، مثل غذاهای چرب و پرکلسترولی که چاقی مفرط می‌آورند. اما من معتقدم برخورد زیبایی‌شناختی با خورد‌و‌خوراک هوش اخلاقی آدم را هم تیزتر می‌کند. و توجه کنید که منظور از زیبایی‌شناختی کردنِ غذا تجمل‌گرایی یا پُرخوری نیست. اما زیبایی‌شناختی کردن غذا چه ربطی به اخلاق دارد؟   یک فضیلت مهم برای ما آدمیان فضیلت قدر‌شناسی است. قدرشناسی یعنی فهمیدن ارزش چیزها. توجه داشتن به ارزش آنچه ارزشمند است. آدم قدرشناس متوجه ارزش چیزهاست و فرق کاه و زعفران را می‌فهمد. سعدی می‌گفت حتی اینکه آدمی‌زاده‌اید و خر زاده نشده‌اید جای شکر دارد:

برو شکر کن چون به خربرنه‌ای/ که آخر بنی آدمی خر نه‌ای

آدم قدرشناس توانمندی‌ها و فضائل خود و دیگران را می‌بیند و می‌شناسد. جالب است که بدانید که در زبان انگلیسی یکی از معادل‌های قدرشناسی appreciation است و appreciation در زبان انگلیسی به دو معناست: یکی به معنای سپاس‌گزاری و قدرشناسی و دیگری به معنای رشد پیدا کردن. با قدرشناسی آنچه را ارزشمند است پرورده‌تر می‌کنیم. سعدی شیرازی شاید شهوداً به این نکتۀ اخلاقی پی برده بود که می‌گفت “شکر نعمت نعمتت افزون کند”. آدمی هرچند منتقد و سنجشگر، باید قدرشناس لحظه‌لحظه‌های زندگی باشد. لحظاتی که اغلب از فرط تکرار ملالت‌بار و کسالت‌آور و یکنواخت شده‌اند و تازگی و طراوت خود را از دست داده‌اند. ذهن آدمی این ویژگی را دارد که بعد از مدتی با امور، هر چند نو و بدیع، خو می‌کیر و مأنوس می‌شود و به آن‌ها عادت می‌کند. یک خصلت ذهن آدمی این است که زود معتاد می‌شود. فضیلت قدرشناسی پردۀ این عادت و اعتیاد را پاره می‌کند و تازگی لحظه‌ها را به آن‌ها برمی‌گرداند. این حرف یعنی آدم قدرشناس ذهن‌آگاه‌تر یا mindfulتر است. یعنی می‌تواند تمایزات تازه خلق کند و اموری را ببیند که پیشتر از فرط تکراری بودن و اُنسی که با آن‌ها داشت نمی‌دیدشان. این آدم به چیزهایی توجه می‌کند که قبلاً نسبت به آن‌ها کور بوده است. خلاصه فضیلت قدرشناسی فضیلت مهمی است و البته آراسته بودن اعضاء جماعت به این فضیلت پیوند‌ها و بستگی‌های اعضای آن جامعه را تقویت خواهد کرد. اما من می‌خواهم بگویم اگر به غذا نگاه زیبایی‌شناختی داشته باشیم فضیلت قدرشناسی را رشد می‌دهیم و ذهن‌آگاه‌تر می‌شویم و در لحظه زندگی خواهیم کرد. خوردن نیز یکی از تجربه‌های هرروزینه‌ای است که از فرط تکرار برای ما عادی شده است. زیبایی‌شناختی کردن این عمل، دقیقاً یعنی خارج کردن آن از مخمصۀ عادت و تکرار و ملال‌آوری. اصلاً آشنایی‌زدایی یا defamiliarization یکی از مکانیسم‌های مهم هنر- ساز است. برخورد زیبایی‌شناختی با خورد‌و‌خوراک یعنی آشنایی‌زدایی از آن. یعنی فرار از چنبرۀ غذا خوردنِ همراه بابی‌توجه و غفلت. یعنی خوردنی همراه با حضور در لحظه و ذهن‌آگاهی. یعنی تر و تازه کردن یا به قول فرنگی‌ها refresh کردن تجربۀ خوردن. ژاپنی‌ها نوعی مراسم چای‌نوشی دارند که درست مانند مراقبه‌ای زیبایی‌شناختی است. در واقع لب کلام من این است که هنری کردن خورد‌و‌خوراک و آشنایی‌زدایی از این کنش تکراری از ما آدم‌های قدرشناس‌تری خواهد ساخت و ما را از مواهب فضیلت قدرشناسی مانند حضور ذهن و تقویت پیوندهای اجتماعی  برخوردار خواهد کرد.

 آیا آن‌گونه که وبلن در کتاب «نظریه طبقه مرفه» می‌گوید، غذا و مصرف نوشیدنی، ابزاری برای جلوه‌ی اجتماعی از طریق ثروت هم هست؟

 بله حتما همین‌طور است. یکی از دلالت‌های مهم خورد‌و‌خوراک دلالت طبقاتی است. جامعه‌شناس شهیر فرانسوی پی‌بر بوردیو به دقت از “نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی” می‌گوید. باز یک مثال ساده و دمِ دست بزنم: تا بوده و نبوده مردم شکلات شیرین دوست داشته‌اند و شکلات غیر شیرین به مذاقِشان خوش نمی‌آمده. اساساً مزۀ تلخ در سیر تکامل نوعی هشدار بوده. کام آدمی با تحربۀ مزۀ تلخ هشدار می‌دهد که احتمالاً غذایی مسموم یا مضر قرار است وارد بدن شود.  اما طبقات بالا برای ایجاد تمایز می‌روند سراغ کشف مزه‌ای تازه‌تر و ذائقه‌ای برای شکلات تلخ پدید می‌آورند که این ذائقه کم‌کم فراگیرتر می‌شود. در “جامعۀ نمایش” البته میز شام محل نمایش است. این‌جور نمایش دادن به واسطۀ غذا در گذشته شکل‌های دیگری داشته. قبلاً زنی که دست‌پخت خوبی داشت با پختن یک شامِ حسابی به مثلاً خانوادۀ همسر نشان می‌داد چقدر کدبانوست و هوای همسرش را دارد. یا میزبانی که سفرۀ عریض و طویلی پهن می‌کرد خبر از گشاده‌دستی و سخاوت خود می‌داد. امروز ولی میز شام طبقات بالا عرصه‌ای است برای نشان دادن سرویس‌های غذایی مجلل و غذاهای تازه و ناآشنا و ماجراجویی‌های غذایی. ممکن است سر میز شام برای مهمان‌ها “سوشی” بگذارید اما نه برای اینکه بگویید خانم خانه بلد است سوشی درست کند، چون ممکن است خانم خانه اصلاً آشپزی نکند و آشپز داشته باشد و نه بخاطر اینکه سخاوت و کرم خود را نشان بدهید، بلکه برای اینکه نشان بدهید از حیث خورد‌و‌خوراک تجربه‌های متفاوت‌تری دارید. من با تو فرق دارم چون چیز دیگری می‌خورم. خلاصه خورد‌و‌خوراک بی‌تردید با طبقه پیوند دارد.

نظام اولویت‌ها، ترجیحات و ممنوعیت‌هایی که از طرق مختلف با سیستم‌های عرف و مقررات اجتماعی مرتبط شده‌اند، بر دریافت‌های غذایی چه تأثیراتی می‌گذارند؟

 به باور من ذائقۀ آدمی امری است برساخته. ذائقه محصول تکامل و جامعه است. به بیان دیگر تکوین حس چشایی درون یک سنت رخ می‌دهد. اما سنت‌هایی که خورد‌وخوراک و ذائقه در دل آن‌ها پا می‌گیرند و پرورده می‌شوند نیالوده و منزه نیستند. طبقه، مناسبات قدرت، بازار، دین، عرف، شرایط تولید مواد غذایی در مناطق گوناگون و عوامل بسیار دیگری بر این سنت‌های غذایی تاثیر دارند و به آن‌ها خط می‌دهند. نهایتاً این سنت‌ها تعیین می‌کنند چه غذایی خوردنی است و چه غذایی خوردنی نیست، و نیز چه غذایی خوشمزه است و چه غذایی ناخوشایند و حتی منزجر کننده. به تعبیری که من می‌پسندم ذائقه امری است ساختۀ سنت‌های غذایی. برخی از غذاهای خوش‌گوار و لذیذ در فرهنگ غذایی من در فرهنگ غذایی دیگری حال‌به‌زن و مهوِّع است و بالعکس. من سوسک بریان را چندش‌آور می‌دانم و دیگری کله‌پاچۀ گوسفند را. حتی دین ممکن است به این سنت‌های غذایی سمت و سو دهد. مثلاً هم مسلمانان و هم یهودیان خوردن گوشت خوک را مُجاز نمی‌دانند و از این جهت نه مسلمان‌ها ذائقۀ خوردن کباب خوک را دارند و نه یهودیان. دلیل این را که چرا گوشت خوک در این ادیان حرام است به عوض توجیهات خنده‌دار علم‌زدۀ پوزیتیویستی باید در مارکت گوشت خوک در ایام صدور حکم تحریم آن یا در وضعیت خوک‌ها در دام‌داری‌های آن روزگار در سرزمین‌های صدور این حکم یا در مواردی از این دست جست. خلاصه نحوۀ کشت و زرع، بازار، نحوۀ طبخ غذا، بستر فرهنگی غذا و مواردی از این دست همه و همه بر تجربۀ چشایی اثر دارند.

به‌تازگی کتابی از شما منتشر شده که ترجمه مجموعه‌مقالاتی درباره غذا است، با عنوان «زیبایی‌شناسی خوردوخوراک» به نظر شما چه پیوندی میان هنر و زندگی روزمره وجود دارد؟ به‌عنوان مثال آیا غذا را می‌توان درگستره‌ی هنرها گنجاند؟

هرقدر از اهمیت زیبایی‌شناسی و زندگی روزمره بگویم کم گفته‌ام. زندگی روزمره سرشار است از دغدغه‌های زیبایی‌شناختی‌ای که تأثیرات جدی بر کیفیت زندگی ما دارند. مثال‌های فراوانی می‌توان آورد. برای مثال ما آدم‌ها منظرۀ آبشار یا کوه را چشم‌نوازتر و زیباتر از منظرۀ یک تالاب یا یک مرداب می‌دانیم. به همین سبب است که مثلاً اگر عکس‌های زیر تقویم‌های دیواری را ببینید هیچوقت در آن‌ها عکس یک باتلاق یا مرداب را نخواهید یافت، در عوض این تقویم‌ها مزین می‌شوند به منظرۀ آبشار یا رودخانه یا مواردی از این دست. این بی‌توجهیِ زیبایی‌شناختی به تالاب‌ها عملاً موجب شده مردم و حتی سیاست‌گذاری‌های دولتی به تالاب‌ها بی‌توجه باشند. چنان که می‌بینید مرگ و نابودی تالاب‌ها در کشوری مانند امریکا یا حتی در کشور خودمان ریشه در دغدغه‌های زیبایی‌شناختی دارد. انگار اگر شیء یا محیطی را از نظر زیبایی‌شناختی جذاب و گیرا ندانیم نسبت به آن بی‌تفاوت خواهیم شد و از آن غفلت خواهیم کرد. مثال دیگری برای‌تان بزنم. ما امروزه محصولات مصرفی خود را دچار ازکارافتادگیِ پندارین (perceived obsolescence) می‌دانیم. یعنی مثلاً گوشی موبایل خود را که به‌خوبی کار می‌کند از رده خارج می‌کنیم و گوشی تازه‌ای می‌خریم چون طراحی ظاهری گوشی‌های نسل جدیدتر را “قشنگ‌تر” و “جذاب‌تر” می‌دانیم. آیفون اَپِل ۵ و آیفون اپل ۱۰ برای بسیاری از مصرف‌کنندگان کارکرد یکسانی دارند، ولی آن‌ها آیفون ۱۰ می‌خرند چون این باور یا پندار را دارند که آیفون ۵ از رده خارج شده است! باوری که ریشه در چشم‌اندازی زیبایی‌شناختی دارد. یک مثال تراژیک‌تر بزنم. سازمان بهداشت جهانی می‌گوید روزانه بیش از ۱۶ هزار کودک در جهان از گرسنگی می‌میرند. اما شگفت‌آورتر اینکه در امریکا و اروپا روزانه تقریباً یک‌سوم میوه‌ها و صیفی‌جات دور ریخته می‌شوند. چرا؟ به دلایل زیبایی‌شناختی! خیارها و بادمجان‌ها و سایر صیفی‌جاتی که بیش از حد بزرگ باشند یا ظاهری کج و معوج داشته باشند معدوم می‌شوند! از تأثیر زیبایی‌شناسی بر زندگی روزمره فراوان می‌توان نمونه آورد. این در حالی است که زیبایی‌شناسی در مغرب زمین عمدتاً متمرکز بوده است بر هنرهای زیبا (fine arts). یعنی هنرهایی مانند نقاشی و ادبیات و تئاتر و غیره و ذلک. اما در قرن بیستم تحولاتی در تاریخ فلسفۀ هنر رخ داد که تفلسف زیبایی‌شناختی دربارۀ زندگی روزمره را دوباره زنده کرد. زیبایی‌شناسی یک بار دیگر رفت سروقت تأمل در فعالیت‌های زندگی روزمره مانند پیاده‌روی و حمام کردن و طراحی داخلی و خورد‌و‌خوراک و موارد بسیار دیگر و زیبایی‌شناسی امر روزمره شاخۀ تازه‌ای از زیبایی‌شناسی شد. اما در مورد پرسش دیگر شما که آیا غذا را می‌توان هنر شمرد یا نه بحث گسترده‌ای در تاریخ فکر درگرفته است. بسیاری از فلاسفۀ بزرگ خواه در جهان باستان و خواه در جهان مدرن معتقد بودند که بر خلاف حس بینایی و حس شنوایی که هنرهای خاص خودشان را دارند (هنرهایی مثل نقاشی و موسیقی) حس چشایی یا ذائقه نمی‌تواند تجربۀ زیبایی‌شناختی به بار آورد. برای مثال افلاطون معتقد بود آشپزها یک مُشت آدم چاپلوس خوشخدمتند که فقط می‌خواهند غذاهای خوشمزه ولی مضر خود را به مشتری بخورانند. او حتی آشپزی را یک مهارت (به تعبیر یونانی تِخنه) نمی‌داند و آن را کاری نازل در حد بلد بودن یک جور قِلق یا لِم برای پخت خوراک می‌شمارد. در همین فرهنگ خودمان مولانا جلال الدین همواره توصیه کرده به کم‌خوری (یا قِلّت طعام). میانۀ او با خوردنی و خوراک آنقدر خراب است که شیخ شیرین‌کلام شیراز سعدی تعریف می‌کند، وقتی به همراه تنی چند از دوستان، در روم به دیدار او می‌رود او آن‌ها را بوسه‌باران می‌کند اما غذایی برای آن‌ها نمی‌آورد تا سد جوع کنند. من در مقاله‌ای که در مقدمۀ کتاب زیبایی‌شناسی خورد‌و‌خوراک نوشته‌ام از دلایل ذائقه‌ستیزی و خوراک‌گریزی فیلسوفان به تفصیل گفته‌ام. آن کتاب مجموعه‌ای است مقالات از فلاسفۀ مدرن امریکایی که از حیثیت زیبایی‌شناختی خوراک و ذائقه به شیوه‌های گوناگون دفاع می‌کنند. یکی از ستبرترین دستگاه‌های زیبایی‌شناختی که در آن حس چشایی و غذا خوردن فاقد سویه‌های زیبایی‌شناختی شمرده می‌شوند دستگاه زیبایی‌شناختی فیلسوف دوران‌ساز آلمانی کانت است. در مقدمۀ کتاب سعی کرده‌ام نشان دهم چرا زیبایی‌شناسی کانت در نقد قوۀ حکم به زیبایی‌شناسی خوراک مجال نمی‌دهد و نگاه او با چه اشکالاتی مواجه است.

آیا در شیراز هم عادات تغذیه و خوردوخوراک خاص و منحصربه‌فردی وجود دارد؟ اگر هست، این عادات از کجا برمی‌آید و چه کارکردی در نظام اجتماعی شهر دارد؟

راستش دربارۀ عادت غذایی خاص شیرازی‌ها باید صادقانه بگویم نمی‌دانم! اما مایلم دربارۀ بحث خورد‌و‌خوراک و نظام اجتماعی شهر شیراز چیزی بگویم. در شیراز مثل سایر کلان‌شهرهای ایران طبقۀ متوسط شهری پاگرفته که آشپزخانۀ خانه‌های آن‌ها روز به روز کوچکتر و دکوراتیوتر می‌شود. این کوچک شدن آشپزخانه یعنی فوران عرضه کنندگان انواع غذاها در جای‌جای محیط‌های شهری. فضای شهری شیراز لبریز است از انواع غذاخوری‌های متنوع که اغلب junk food می‌فروشند. من در شیراز در ساختمانی در یک خیابان سی و پنج متری زندگی می‌کنم که توی آن ده‌ها رستوران و کافی شاپ هست و تازه این خیابان یکی از فرعی‌های خیابان بزرگ‌تری است بافرعی‌های بسیار، مملو از  رستوران و اغذیه‌فروشی. این یعنی فروکاستن فضای شهری به مُشتی غذافروشی. با صراحت می‌شود گفت فضای شهری شیراز در انحصار غذافروشی‌هاست. این خبر از حذف شدن آشپزخانه در زندگی طبقۀ متوسط شهری می‌دهد که باید به جد آسیب‌شناسی شود. علاوه بر این از شهر چهره‌ای یکنواخت ساخته. آنقدر که رستوران‌ها و کافه‌رستوران‌ها در شیراز مجال تجلّی دارد نهادهای هنری (مانند تئاتر خیابانی، موسیقی خیابانی، نورپردازی خیابانی و حتی سینما و موارد دیگر) مجال حضور ندارند.

.


.

پیرامون کتاب زیبایی‌شناسی خوردوخوراک:

آیا غذا از آن حیث که وارد کام آدمی می‌شود و با دستگاه چشایی او درگیر می‌شود هنر است؟ آیا هنر مربوط به حس چشایی یا ذائقه داریم، هنری که آدمی با کام خود هنر بودن آن را تشخیص بدهد؟ آیا می‌توان گفت برخی غذاها به لحاظ چشایی هنرند؟

– الیزابت تلفر در مقالۀ «غذا در مقام هنر» استدلال می‌کند که در کنار تجربه‌های بصری زیبایی‌شناختی از غذا، واکنش زیبایی‌شناختی به مزه و بوی غذا نیز ممکن است.

– کرولین کورسمِیر در مقالۀ «شعف‌آور، خوشمزه، منزجرکننده» شرح می‌دهد که چگونه ممکن است غذایی هم لذیذ باشد هم منزجرکننده.

– دیو منرو در مقالۀ «غذا می‌تواند هنر باشد؟ معضل مصرف» به این نکته می‌پردازد که معضلی پیش روی هنر شمردن خوردوخوراک  وجود دارد: «ممانعت به واسطۀ مصرف».

– کوین سوینی در مقالۀ «آیا ممکن است یک سوپ زیبا باشد؟ پیدایش خوراک‌شناسی و زیبایی‌شناسی غذا» می‌پرسد که آیا می‌توان برخی غذاها را به صفت زیبا متصف کرد.

گِلن کیون در مقالۀ «فتیش‌های غذایی و زیبایی‌شناسی گناه» از غذا خوردن در جمع و حتی از پلشت‌خواری جمعی به عنوان راهی برای تقویت پیوندهای گروهی سخن می‌گوید.

– راسل پرایبا در مقالۀ «دیویی، تن‌زیبایی‌شناسی و پرورش ذائقۀ (چشایی)» غذا را محملی برای مراوده میان فرهنگ‌ها می‌داند.

اطلاعات کتابشناختی:

مترجم: کاوه بهبهانی

نشر: کرگدن

تعداد صفحه: ۲۶۴

قیمت: ۳۰۰۰۰ تومان

قطع: رقعی

سال انتشار: ۱۳۹۷

.


.

فایل pdf گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی

.


.

+ معرفی کتاب «زیبایی‌شناسی خوردوخوراک» در گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی
فیزیک تک – کشف شواهد جدید درباره آزمایش هسته‌ای مخفیانه اسرائیل در سال ۱۳۵۸
4 ساعت پیش ارسال شده

کشف شواهد جدید درباره آزمایش هسته‌ای مخفیانه اسرائیل در سال ۱۳۵۸

به نقل از فاکس‌نیوز، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی شواهد جدیدی از آزمایش هسته‌ای رژیم صهیونیستیکشف کرده‌اند.
طبق گزارش این رسانه آمریکایی، تحلیل داده‌های کشف شده از رادیواکتیو موجود در غدد تیروئید گوسفندهای استرالیایی نشان می‌دهد که نور مرموزی که ۳۹ سال پیش در یک جزیره دورافتاده در اقیانوس هند مشاهده شده بود، در واقع، انفجار بمب اتمی اسرائیل بوده است.
نزدیک به ۳۹ سال پیش یعنی در ۲۲ سپتامبر سال ۱۹۷۹ (۳۱ شهریور ۱۳۵۸) ماهواره «وِلا» آمریکا  هنگام چرخش به دور زمین روشنایی مرموزی را برروی جزایر «ماریون و پرنس ادوارد» واقع در جنوب اقیانوس هند مابین آفریقا و قطب جنوب دریافت کرد. این واقعه هم‌اکنون به «حادثه ولا» (Vela Incident) مشهور است. از همان زمان، بسیاری بر این عقیده‌ بوده‌اند که این روشنایی نتیجه یک آزمایش هسته‌ای بوده و شایع‌ترین گمانه در این زمینه این بوده که رژیم صهیونیستی به کمک رژیم وقت آپارتاید آفریقای جنوبی آزمایش هسته‌ای انجام داده‌ است، اما برخی نیز بر این باور بودند که بر اثر برخورد یک شهاب‌سنگ به زمین چنین نوری تولید شده است.
افشای آزمایش هسته‌ای رژیم صهیونیستی؛ آیا سازمان ملل موضوع را بررسی می‌کند؟
گروهی از پژوهشگران بین‌المللی در همان زمان برای درستی ادعای آزمایش هسته‌ای، غدد تیروئید گوسفندان استرالیایی را مورد آزمایش قرار دادند. غدد تیروئید این گوسفندان به این دلیل تحت آزمایش قرار گرفت که چهار روز پس از «حادثه ولا» در منطقه‌ای نزدیک به حادثه در معرض بارش باران (اسیدی) قرار داشته‌اند. گوسفندان مبتلا در شهر ملبورن سلاخی می‌شدند و اندام تیروئید آنها برای تحقیق به آزمایشگاهی در آمریکا فرستاده می‌شد.
این پژوهشگران در آن زمان نتایج تحقیق خود را به دلایلی نامعلوم منتشر نکردند؛ اما اخیراً نتایج این مطالعات آزمایشگاهی با انتشار مقاله‌ای در مجله «علوم و امنیت جهانی» به قلم «کریستوفر رایت» از اعضای «آکادمی نیروی دفاعی استرالیا» و «لارس-اریک دو گیر» از «آژانس تحقیقاتی و دفاعی سوئد» منتشر شده‌ است.
در مقدمه این گزارش آمده است: «این مقاله تجزیه و تحلیل تازه‌ای را از داده‌های رادیوکلئید و هیدروکاستیک ارائه می‌دهد و پشتوانه محکم علمی در اختیار ما قرار می‌دهد که نشان می‌دهد حادثه وِلا نتیجه انفجار هسته‌ای بوده است»
در بخش پایانی این گزارش نیز نوشته شده است: بر پایه داده‌های جدیدِ به‌دست آمده و همچنین مقالات و نامه‌های محرمانه، این مقاله چنین نتیجه‌گیری می‌کند که غلظت «ید۱۳۱» کشف‌شده در غده تیروئید برخی گوسفندان استرالیایی نشان‌دهنده وجود تشعشات فراوان رادیواکتیو در جو بوده است.
افشای آزمایش هسته‌ای رژیم صهیونیستی؛ آیا سازمان ملل موضوع را بررسی می‌کند؟
پروفسور «نیک ویلسون» استاد «دانشگاه اوتاگو» در شهر ولینگتون، پایتخت نیوزلند، می‌گوید: انتشار این مقاله نور تازه‌ای بر «حادثه ولا» می‌اندازد و شواهد علمی و محکم بیشتری برای دفاع از این نظریه ارائه می‌‎دهد که حادثه ولا یک آزمایش هسته‌ای غیرقانونی بوده و به احتمال قریب به یقین از سوی اسرائیل و با همکاری رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی انجام شده است.
ویلسون که خود عضو «انجمن پزشکی جلوگیری از جنگ استرالیا» است، در ادامه  تأکید می‌کند «این آزمایش هسته‌ای نقض آشکار “پیمان منع جامع آزمایش هسته‌ای” است و از رژیم صهیونیستی خواسته تا در این باره توضیح دهد و همچنین خواستار تحقیقات سازمان ملل در این زمینه شده است.
«لتونارد ویس» استاد دانشگاه استنفورد و کارشناس سلاحهای هسته‌ای آمریکا، نیز تأکید می‌کند: یافته‌‌های مهم  و جدید در مقاله «کریستوفر رایت» و «لارس-اریک دو گیر» تقریبا تمام شک و تردیدها را برطرف می‌کند که حادثه وِلا انفجار یک بمب اتمی بوده و در آن زمان تنها اسرائیل دارای توانایی فنی و انگیزه سیاسی برای انجام چنین آزمایش مخفیانه‌ای بوده است.
رژیم صهیونیستی از بدو تاسیس در سال ۱۹۴۸، سیاست ابهام هسته‌ای را در پیش گرفته و درحالیکه برخورداری از بمب اتم را تایید نکرده، عدم برخورداری از چنین تسلیحاتی را نیز تکذیب نکرده است.

+ فیزیک تک – کشف شواهد جدید درباره آزمایش هسته‌ای مخفیانه اسرائیل در سال ۱۳۵۸
فیزیک تک – منتقد بن سلمان زیر شکنجه کشته شد
7 ساعت پیش ارسال شده

 

فعالان حقوق بشر عربستانی گزارش داده‌اند که «سلیمان الدویش» مبلغ سعودی که به دلیل انتقاد از محمد بن سلمان به زندان افتاده بود در زندان کشته شده است.

تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ اسد ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۰۹

منتقد بن سلمان زیر شکنجه کشته شد

حساب کاربری زندانیان عقیدتی عربستان در توییتر از مرگ «سلیمان الدویش» مبلغ سعودی در زندان خبر داده است.

بر اساس این خبر سلیمان الدویش که بیش از یک سال در زندان بوده است به دلیل شکنجه کشته شده است.

این حساب کاربری از افشای جزئیات و نحوه کشته شدن او خبری منتشر نکرده و اعلام کرده که این اقدام به دلیل احترام به شخصیت این مبلغ مذهبی سعودی صورت گرفته است.

الدویش که در دوران حضور «محمد بن نایف» به عنوان وزیر کشور از چهره‌های نزدیک به او به حساب می‌آمده به دلیل انتقاد از محمد بن سلمان ولیعهد جوان عربستان به زندان افتاده بود.

 

 

+ فیزیک تک – منتقد بن سلمان زیر شکنجه کشته شد
فیزیک تک – وقتی کماندوی نخبه‌ی دست پرورده امریکا در میدان جنگ ناپدید می‌شود!
10 ساعت پیش ارسال شده

وقتی کماندوی نخبه‌ی دست پرورده امریکا در میدان جنگ ناپدید می‌شود!

جنگجویان طالب در حالی برای تصرف مرکز ولایت غزنی با نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در نبرد هستند که ولسوالی دورافتاده اجرستان این ولایت قبلا توسط آنان سقوط داده شده و کماندوهای نخبه اردوی ملی که وظیفه دفاع از این منطقه را داشتند شکست خورده‌اند.
براساس گزارشات، پس

وقتی کماندوهای نخبه در روز یک‌شنبه پیدا شدند، مشخص شد که چهل تا صد تن از آنها کشته شده‌‌ و بیست‌ودو نفری که در کوهستان گم شده‌بودند به کمک نیروهای نجات توسط خر به منطقه امن منتقل گردیده‌است.

از ناپدید شدن واحد کماندوهای نخبه در کوهستان‌های اطراف درحدود ۱۰۰ تن از آنها به دست طالبان کشته شده‌است. 
طالبان در وب‌سایت رسمی خود به نام «صدای جهاد» مدعی شدند که مرکز اداری منطقه اجرستان، فرماندهی پلیس و دیگر تاسیسات دولتی در این ولسوالی را در بعد ازظهر ۱۱ آگوست تصرف کرده‌اند. 
طالبان افزودند که یک فرمانده دشمن همراه با پنچ تن دیگر را کشته و بیست‌و‌پنج نیروی امنیتی افغان را دستگیر کرده‌اند. 
 طالبان به طور طنزآلودی اما دامنه تلفات نیروهای امنیتی افغان را کمتر نشان دهند. 
نیویورک تایمز در گزارشِ وضعیت تازه‌ی جنگ در غزنی، سقوط ولسوالی اجرستان به دست طالبان و ناپدید شدن کماندوهای نخبه اردوی ملی افغانستان را تایید می‌کند. 
«طالبان کنترل منطقه اجرستان را به دست گرفتند و واحد کماندوهای نخبه اردوی ملی که وظیفه دفاع از این منطقه را داشتند دو روز است که ناپدید شده‌اند و فرماندهان مافوق از سرنوشت آنان خبر ندارند.» 

وقتی کماندوهای نخبه در روز یک‌شنبه پیدا شدند، مشخص شد که چهل تا صد تن از آنها کشته شده‌‌ و بیست‌ودو نفری که در کوهستان گم شده‌بودند به کمک نیروهای

طالبان در عین‌حال مدعی شده‌اند که در یک زمان می‌توانند به طور موثر به چندین موقعیت حمله و نتیجه دلخواه را رقم بزنند. طالبان شاهراه کابل-قندهار در ولایت میدان وردک را به تصرف درآورده، ولسوالی ارجستان را سقوط داده و در حال نبرد با نیروهای امنیتی و دفاعی کشور برای تصرف مرکز ولایت غزنی می‌باشند.

نجات توسط خر به منطقه امن منتقل گردیده‌اند. 
طالبان در عین‌حال مدعی شده‌اند که در یک زمان می‌توانند به طور موثر به چندین موقعیت حمله و نتیجه دلخواه را رقم بزنند. طالبان شاهراه کابل-قندهار در ولایت میدان وردک را به تصرف درآورده، ولسوالی ارجستان را سقوط داده و در حال نبرد با نیروهای امنیتی و دفاعی کشور برای تصرف مرکز ولایت غزنی می‌باشند. 
این درحالی‌ست که کماندوهای نخبه و نیروهای ویژه اردوی ملی افغانستان بهترین نیروی نظامی افغان می‌باشند که از تجهیزات و امکانات عالی نظامی برخوردارند و به طور مستقیم توسط امریکایی‌ها آموزش داده شده‌اند. از کماندوهای نخبه و نیروهای ویژه برای پاکسازی مناطق و پایگاه‌های نظامی که به تصرف طالبان درآمده‌اند استفاده می‌شود. 
ماموریت حمایت قاطع ناتو در افغانستان درحال تقویت واحدهای کماندوهای نخبه و نیروی ویژه افغان برای مبارزه‌ی مفیدتر با طالبان می‌باشند.
جذب نیرو و آموزش واحدهای کماندوهای نخبه و نیروهای ویژه، مستلزم تلاش و شرایط خاص می‌باشد و در کشوری مانند افغانستان با سطح سواد پایین شاید این کار به درستی انجام نشود. 
دلیل اینکه کماندوهای نخبه و نیروهای ویژه در افغانستان به راحتی تاثیر خود را از دست داده، شکست خورده و متحمل تلفات سنگین می‌شود شاید خستگی مفرط باشد؛ تعداد عملیات‌هایی که این واحدها در واحد زمان انجام می‌دهند از توان واقعی آنها بالاست و خستگی و روحیه پایین باعث تلفات سنگین بر این نیروها می‌شود. 
تنها در یک مورد اخیر، طالبان در یک کمین در ولایت فراه در ماه مارچ سال جاری، ۱۰ سرباز نیروی ویژه و هشت نیروی پلیس را کشتند.  

+ فیزیک تک – وقتی کماندوی نخبه‌ی دست پرورده امریکا در میدان جنگ ناپدید می‌شود!
نابینایی برای این ربات چیتا مشکلی نیست.
11 ساعت پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد – مدل ۳ ربات چیتا می‌تواند در عین کوری، از بالای میزها جهیده و از موانع عبور کند؛ این قایلبت به هیچ وجه ترسناک نیست. مهندسان و متخصصان رباتیک در MIT از تمام توان و ظرفیت‌های خود استفاده می‌کنند تا زمینه را برای ورود به دوره‌ی کاملاً مبتنی بر ربات فراهم آورند. تازه‌ترین دستاوردهای آنان در قسمت ربات‌هایی که بدون برخورداری از حسگرهای بینایی به حرکت می‌پردازند، به چیتا ۳ منجر شده است که ۴۱ کیلوگرم وزن دارد.

این چهارپای مکانیکی می‌تواند از پله‌هایی که آوار بر آن‌ها ریخته گذر کند، از اراضی ناهموار رد شود و بعد از اینکه دچار ضربه‌ی فیزیکی شد، مجدداً احیا گردیده و به کار خود ادامه دهد. این ربات به گونه‌ای طراحی شده که می‌تواند برداشتن گام توسط خودش را احساس کند، یعنی همان کاری که انسانِ نابینا انجام می‌دهد؛ محققانی از موسسه‌ی فناوری ماساچوست، اظهار امیدواری کرده‌اند که ماشینی بسازند که بتواند نسبت به موانع غیرمنتظره، سریع‌تر واکنش نشان دهد.

«ساگبا کیم» طراح ربات و استادیار مهندسی مکانیک در MIT در بیانیه‌ای گفت: «قوه‌ی بینایی می‌تواند قدری نادرست و گاهی اوقات غیرقابل دسترس باشد. اگر بیش از اندازه به قوه‌ی بینایی متکی باشید، باید ربات‌تان در موقعیت بسیار دقیقی قرار گرفته باشد و این باعث کاهش سرعت آن می‌شود. اگر ربات در جایی قرار بگیرد که دوربین آن بتواند ببیند، چه می‌شود؟ چه کار خواهد کرد؟ اینجا است که فناوری حرکت کور می‌تواند کارساز واقع شود. ما دیگر نمی‌خواهیم به میزان بالایی به قدرت بینایی‌مان تکیه کنیم.»

همان‌طور که از نامش پیدا  است، این ربات می‌تواند بدن خود را منعطف کرده و آن‌را کش بدهد و پاهایش را به راحتی از سمتی به سمت دیگر حرکت بدهد؛ گویی هر لحظه آماده است تا طعمه‌ای را از پای در آورد. چیتا ۳ می‌تواند بدون حسگرهای بینایی یا ورودی داده از قبل، راه خود را از میان پله‌های ناهموار پیدا کند. با هر گامی که ربات برمی‌دارد، چندین حسگر به گردآوری داده می‌پردازند؛ الگوریتم‌های خاص، داده‌های مربوط به حرکت پاها را ارزیابی می‌کنند تا به چیتا ۳ در برداشتن گام‌های بعدی کمک کنند.

همچنین، به ربات کمک می‌شود تا در صورت مواجهه با مانعی غیرمنتظره راه چاره‌ای بیاندیشد. این محاسبات، ربات را قادر می‌سازد تا ربات با اطمینان بیشتری در برداشتن گام‌های بعدی خود عمل کند و به سمت جلو پیش برود. اگر چه شاید بدن بدون سر و حیوان مانند چیتا ۳ در نگاه اول بسیار ناخوشایند به نظر برسد، اما باید گفت که این ربات هدف ارزشمندی را دنبال می‌کند؛ انجام کارهای ساده در محیط‌های کاملاً متغیر و تحت شرایطی که می‌تواند برای انسان بسیار خطرآفرین باشد.

محققان خاطر نشان کردند: «کارهای دشوار و خطرناک می‌تواند با امنیت بیشتری توسط ربات‌های کنترل از راه دور انجام شود.» این ربات قابلیت‌های خود را در کنفرانس ربات‌های هوشمند در یکم الی پنجم اکتبر ۲۰۱۸ در شهر مادرید به نمایش خواهد گذاشت.

 

نوشته: میندی ویسبرگر
ترجمه: منصور نقی‌لو – مجله علمی ایلیاد

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ نابینایی برای این ربات چیتا مشکلی نیست.
رفتار جمعی اسپین‌ها در یک گاز کوانتومی فوق سرد : PSI : شرح خبر
12 ساعت پیش ارسال شده

محققان به تازگی یک مد جمعی اسپینی در یک چگالیده بوز-اینشتین را کشف کرده اند که پیشتر هرگز مشاهده نشده است.

برهمکنش‌های جمعی در بین ذرات فوق سرد یک گاز کوانتومی می‌تواند منجر به رفتارهای غیرمعمول از جمله ابرشارگی شود. هم اکنون محققان پدیده جمعی جدیدی را در یک گاز اسپینوری (هاله اتمی فوق سرد که ویژگی‌های مغناطیسی و ابرشارگی در آن برقرار است) مشاهده کرده‌اند. Bruno Laburthe-Tolra و همکارانش از دانشگاه پاریس ۱۳ در ویلنتوس دریافته‌اند که یک میدان مغناطیسی توانایی ایجاد یک نوسان جمعی اسپینی در یک گاز را دارد.

S. Lepoutre et al., Phys. Rev. Lett. (2018)

این تیم یک چگالیده بوز اینشتین را از طریق سرد کردن اتم‌های کروم تا دمای ۴۰۰ نانوکلوین آماده کردند. آنها اسپین همه اتم‌ها را به کمک یک میدان مغناطیسی خارجی که شدتش بتدریج در راستای چگالش افزایش می‌یافت هم خط کردند. در مرحله بعد اسپین‌ها را به کمک یک پالس رادیو فرکانس به انداره ۹۰ درجه دوران دادند و به مشاهده دینامیک اتم‌ها پرداختند. در یک میدان همگن، اتم‌ها با یک فرکانس حرکت تقدیمی دارند و اسپین آنها موازی هم باقی می‌ماند. در یک میدان متغیر با مکان، انتظار بر این است که در نبود برهمکنش‌های متقابل اتم‌ها به طور مستقل در فرکانس‌های متفاوت از هم حرکت تقدیمی داشته باشند و در نتیجه حرکت موازی آنها نیز شکسته می‌شود. اما اتم‌هایی که به طور قوی با هم برهمکنش می‌کنند رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهند. اسپین آنها عمدتا موازی هم است و در حالی حول موقعیت اولیه‌شان نوسان می‌کنند که دامنه نوسان آنها به موقعیتشان بستگی دارد.

این تیم برای توجیه این رفتار به ابر اتمی یک خاصیت فروفلوئید، مایعی که تحت تاثیر یک میدان مغناطیسی بشدت مغناطیسی می‌شود، نسبت دادند. در چنین حالت کوانتومی، برهمکنش‌های قوی وابسته به اسپین در بین اتم‌ها در جهت‌های اسپینی قفل می‌شوند و این رفتار منجر به نوسان جمعی اسپین‌ها می‌شود. بر مبنای این نتایج گازهای اسپینوری قادر به تشکیل برانگیختگی‌های جمعی مشابه همتای فرومغناطیسی یا فروفلوئید هستند، اگر چه این گازها از مرتبه ۱۰ میلیون بار رقیق تر از همتای چگالیده خود هستند.

این نتایج در مجله فیزیکال ریوو لترز به چاپ رسیده است.

منبع:: Collective Spin Behavior in an Ultracold Quantum Gas

نویسنده خبر: امیرحسین طالبی

+ رفتار جمعی اسپین‌ها در یک گاز کوانتومی فوق سرد : PSI : شرح خبر
فیزیک تک – غزنی آبستن یک فاجعه بزرگ انسانی
15 ساعت پیش ارسال شده

غزنی آبستن یک فاجعه بزرگ انسانی

به گزارش فیزیک تک، شماری از باشندگان و اعضای جامعه مدنی ولایت غزنی در اعتراض به وضعیت این ولایت، امروز یک‌شنبه (۲۲، اسد) در کابل گردهمایی اعتراضی برگزار کردند و از حکومت خواستار رسیدگی فوری به شهروندان غزنی شدند.
عنایت‌الله ناصر، باشنده ولایت غزنی به رسانه‌ها گفت که تلفات نظامیان و غیر نظامیان در ولایت غزنی بسار زیاد است و کوچه‌ها مملو از جسدها است و کسی جرات انتقال آن‌ها را ندارد.
وی افزود که بیشتر از ۲۰۰ هزار باشنده شهر غزنی در حال حاضر با کمبود مواد غذایی، آب آشامیدنی و خدمات صحی مواجه‌اند و اگر این ضعیت هرچه زود زیر کنترول قرار نگیرد، یک فاجعه بزرگ انسانی رخ خواهد داد.
این باشنده ولایت غزنی به حکومت هشدار می‌دهد که اگر تا شش ساعت آینده به مشکل این ولایت رسیدگی نشود، در تمام نقاط کابل خیمه‌های تحصن بر پا خواهیم کرد.
او همچنان تأکید کرد که تمام مسئولیت این فاجعه متوجه حکومت است؛ زیرا با وجود آگاهی کامل از وضعیت در مورد ولایت غزنی سهل‌انگاری کرده‌است.
سلمان علی صادقی، شهروند دیگری ولایت غزنی نیز گفت که تمام مراکز صحی و شفاخانه‌های شهر مسدود است یا اینکه دوا برای تداوی بیماران و زخمی‌ها ندارد و این امر سبب افزیش تلفات شده‌است.
به گفته وی صدها سرباز و غیرنظامی در غزنی کشته شده و جنازه‌های آنان در کوچه‌ها و سرک‌ها باقی مانده‌اند، به گونه که کوچه‌ها مملو از جسد شده‌است.
آقای ثادقی تأکید کرد که وضعیت پیش آمده در ولایت غزنی، سسب تنفر مردم از حکومت مرکزی شده‌است و اگر حکومت می‌خواهد اعتماد دوباره شهروندان غزنی را به‌دست بیاورد، باید به زودترین فرصت ممکن به داد مردم برسد.
این باشنده ولایت غزنی می‌گوید که شهروندان غزنی قربانی معامله‌گری ارگ شده‌است و حکومت عمداً دستور حمله سربازان ارتش به طالبان را نمی‌دهد.
آنان والی غزنی و حکومت را متهم به معامله‌گری در این ولایت کردند و گفتند که این‌ها دو دستی غزنی را تسلیم طالبان کردند و آنان نیز تمام تأسیسات عمومی را تخریب کردند.
این شهروندان غزنی همچنان سخنگویان حکومت را متهم به دروغ‌گویی کردند و تأکید کردند که وضعیت غزنی بحرانی است و در آستانه یک فاجعه انسانی قرار دارد.
رحمت‌الله اندر، از متنفذین ولایت غزنی نیز گفت که والی از رویداد فعلی با خبر بود و دو شب قبل از حمله طالبان به دوبی فرار کرده بود و روز دوم جنگ به کابل آمد تا به غزنی برود که موفق به این کار نشد.
وی افزود که شهروندان و بزرگان غزنی از برنامه طالبان در مورد این ولایت باخبر بود این موضوع را حکومت، به ویژه شخص وزیر داخله در میان گذاشتیم؛ اما آنان به گفته‌ها و هشدارهای ما توجهی نکردند.
وی خواستار محاکمه والی غزنی شد؛ زیرا به باور وی، شخص والی با طالبان هم‌دست است و شهر را بدون کدام تدبیر به طالبان تسلیم کرده‌است.
عارفه پیکار، فعال مدنی و از باشندگان ولایت غزنی گفت که موقعیت راهبردی این ولایت ایجاب می‌کند تا هرچه عاجل‌تر به وضعیت غزنیرسیدگی صورت بگیرد.
وی علاوه کرد که امکانات اولیه وجود ندارد و دسترسی به مواد غذایی، آب صحی و مراکز درمانی وجود ندارد که این امر سبب نگرانی ما از خلق یک‌فاجعه بزرگی انسانی شده‌است.
بانو پیکار تصریح کرد که طالبان می‌خواهد به روند صلح بپیوندند و خودشان را شهروندان افغانستان می‌خوانند، اگر واقعیت چنین است، پس چرا تمام تأسیسات عمومی را تخریب می‌کند؟
آنان به گونه جدی از حکومت خواستند که تا شش ساعت آینده به وضعیت غزنی به گونه جدی رسیدگی نماید و شهروندان غزنی را از خطر یک فاجعه انسانی نجات دهد، در غیر آن صورت دست به اعتصاب بزرگ و عمومی خواهیم زد.
طالبان از پنج‌شنبه با حملات گروهی خود بالای شهر غزنی حمله کرده‌اند و با گذشت چهار روز هنوزهم جنگ در این شهر ادامه دارد و دولت موفق به پاک‌سازی شهر نشده‌است.
– سیدمهدی علوی‌نژاد / فیزیک تک فیزیک تک، کابل

+ فیزیک تک – غزنی آبستن یک فاجعه بزرگ انسانی
پایان انتظار طولانی برای انرژی فیوژن
16 ساعت پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد – انرژی‌های تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی و باد، توجیهی برای سهم رو به رشد انرژی الکتریکی در جهان هستند. با توجه به نگرانی‌های مربوط به انتشار کربن از نیروگاه‌هایی با سوخت فسیلی و تاثیرات مضر آن‌ها بر آب و هوا، جای تعجب نیست.

انرژی هسته‌ای مزایای بیشتری از انرژی‌های تجدیدپذیر ارائه می‌دهد، از جمله توانایی تولید برق زمانی که نور خورشید و وزش باد در دسترس نباشد. اما نیروگاه هسته‌ای امروزه از فیوژن استفاده می‌کند که اتم‌های فلزات نادر مانند اورانیوم را تجزیه می‌کند. شکافت یا فیسیون، زباله‌ی رادیواکتیو تولید می‌کند. اما کنترل آن دشوار است، همان طور که از حوادث رآکتور، مانند جزیره‌ی میل، چرنوبیل و فوکوشیما مشهود است. شکل دیگری از انرژی هسته‌ای که به عنوان فیوژن یا گداخت هسته‌ای شناخته می‌شود، اتم‌های هیدروژن ارزان و فراوان را متصل می‌کند و می‌تواند بدون ایجاد مقدار زیادی زباله‌ی رادیواکتیو انرژی نامحدودی تولید کند.

فیوژن، خورشید را برای میلیاردها سال نیرومند کرده است. اما علی‌رغم ده‌ها سال تلاش، دانشمندان و مهندسان قادر به تولید فیوژن پایدار در اینجا بر روی زمین نیستند. در حقیقت، مدت‌ها است که این عبارت که فیوژن ۵۰ سال دور است و همواره خواهد بود، تبدیل به جوک شده است. اما اکنون به نظر می‌رسد که انتظار طولانی برای انرژی تجاری فیوژن ممکن است زودتر از نیم قرن تحقق یابد.

دکتر «ویلیام مدیا»، مدیر سابق آزمایشگاه ملی که منجر به بررسی مستقل پروژه‌ی ITER در سال ۲۰۱۳ شد، می‌گوید که یکی از قوی‌ترین امیدهای فیوژن هسته‌ای کنترل ‌شده، راکتور غول‌پیکر ITER در Cadarache  در جنوب شرقی فرانسه، در حال پیگیری برای دستیابی به همکاری هسته‌ای در اواسط تا اواخر دهه‌ی ۲۰۴۰ میلادی است. ساخت راکتورITER  یک اتاقک خلاء دوناتی شکل به‌نام «توکاماک» شناخته می‌شود که بیش از ۱۸ متر است، اخیراً نقطه‌ی نیمه‌ی راه را گذرانده است.

مدیا می‌گوید: «دهه‌ها نیاز به آوردن راکتور ITER به عملیات کامل منعکس‌کننده، چالش‌های مهندسی عظیم هنوز هم با محققان فیوژن است. این شامل ساخت دیوارهای راکتور است که می‌تواند حرارت شدید واکنش فیوژن را حفظ کند؛ حدود ۱۵۰ میلیون درجه‌ی سانتی‌گراد و یا ۱۰ برابر گرم‌تر از هسته‌ی خورشید است.»

چالش بعد، ایجاد مواد ابررسانایی است که می‌تواند میدان‌های مغناطیسی قدرتمند مورد نیاز برای نگه داشتن واکنش فیوژن در محل را ایجاد کند. ITER دارای پشتوانه‌ی بین‌المللی و بودجه‌ی بیش از ۱۴ میلیارد دلار است. اما این تنها تلاش نوید دهنده در تلاش طولانی برای فیوژن هسته‌ای پایدار نیست و یا آنچه بعضی از آن‌ها «ستاره‌ای در شیشه» نامیده‌اند.

چندین پروژه‌ی فیوژن یا فیوژن کوچک، از جمله راکتورهای تجاری که توسط لاکهید مارتین در ایالات متحده، General Fusion  در کانادا و Tokamak Energy درانگلستان توسعه یافته‌اند، تصمیم دارند نیروی تولید فیوژن برای شبکه‌های برق را قبل از اینکه ITER اولین واکنش‌های فیوژن خود را تولید کند، تعذیه نمایند.

دکتر «دیوید کینگهام»، موسس توکامک انرژی، می‌گوید: «هدف ما این است که تا سال ۲۰۳۰ قدرت تجاری را به اینترنت برسانیم.» واحدهای مهندسی Skunk Works افسانه‌ای لاکهید مارتین، در حال توسعه‌ی یک راکتور فشرده‌ی فیوژن است که از میدان‌های مغناطیسی استوانه‌ای استفاده می‌کند تا واکنش فیوژن را به جای راکتوردوناتی شکلِ ساخته‌شده در سایت  ITERمحدود کند.

این شرکت راکتورهای فیوژن خود را جایگزین راکتورهای شکافتِ استفاده‌شده در کشتی‌های جنگی و زیردریایی پیش‌بینی می‌کند و در کامیون‌ها قرار می‌دهد تا بتوانند در هر کجا که به انرژی نیاز است، مستقر شوند. به گفته‌ی مسئولین این شرکت، راکتور ترکیبی ۱۰۰ مگاواتی که در پشت یک کامیون قرار دارد، می‌تواند قدرت کافی برای ۱۰۰،۰۰۰ نفر را تولید کند.

دیگر پروژه‌های اتمی فیوژن عبارتند از؛ راکتور فیوژن Wendelstein 7-X در آلمان، که از جایگزین طراحی توکاماک ITER شناخته‌شده به عنوان ستلاراتور استفاده می‌کند. همانند ITER، راکتور آلمانی توسط یک کنسرسیوم بین‌المللی حمایت می‌شود و عمدتاً برای تحقیقات تجربی است.

دقیقاً اینکه کدام یک از این ابتکارات، مهره‌ی همجوشی را تنظیم می‌کند، هنوز نامشخص است. اما کارشناسان امیدوار هستند که انرژی فیوژن یک روزه بتواند نیروگاه‌های فسیلی سوخت را تولید کند و راکتورهای شکافت هسته‌ای، همراه با اکثر مشکلات زیست‌محیطی منسوخ شوند و ما می‌توانیم امیدوار باشیم که چالش‌های باقی‌مانده فقط موضوع مهندسی پیشرفته‌ای است. مدیا می‌گوید: «ما می‌دانیم که علم کاملاً واقعی است، زیرا می‌توانیم آن‌را ببینیم که هر روز در خورشید اتفاق می‌افتد.» انتظار طولانی برای انرژی فیوژن ممکن است به پایان برسد.

 

نوشته: nbcmach
ترجمه : زهرا جهانبانی – مجله علمی ایلیاد

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ پایان انتظار طولانی برای انرژی فیوژن
انگل‌های ژنتیکی چگونه میلیاردها سال بر انتخاب طبیعی غلبه کردند؟
17 ساعت پیش ارسال شده

فیزیک تک: تقریباً نیمی از ژنوم انسان از انگل‌های ژنتیکی تشکیل شده است که شامل ترانسپوزون‌ها، پلاسمیدها، ویروس‌ها، و دیگر عناصر ژنتیکی که یک چیز مشترک دارند، می‌باشد. چیز مشترک بین انگل‌های ژنتیکی این است که هیچ کمک مفیدی به میزبان‌های خود نمی کنند و حتی گاهی اوقات می‌توانند تأثیرات مضری داشته باشند. اما سوال این است که انگل‌های ژنتیکی چگونه توانستند میلیاردها سال بر انتخاب طبیعی غلبه کنند؟

howdidgeneti

مدل‌های انگل‌های ژنتیکی در جمعیت میزبان.

به گزارش فیزیک تک، منشأ انگل‌های ژنتیکی که گاهی اوقات «ژن‌های خودخواه» نامیده می‌شوند، در تاریخ حیات است و امروزه تقریباً در تمام موجودات زنده وجود دارند. این کشف که انگل‌های ژنتیکی بسیار فراوان و شایع هستند، یکی از یافته‌های شگفت‌انگیزِ بسیار در زمینۀ ژنومیک است، اما هنوز سوالات زیادی بدون پاسخ مانده است. یکی از اساسی‌ترین پرسش‌ها این است که انگل‌های ژنتیکی چگونه توانسته‌اند مدتی طولانی دوام بیاروند، علیرغم این شواهد که آنها در زمان‌‌بندی‌های فرگشتی، مضر هستند. معمولاً انتخاب طبیعی منجر به حذف ژن‌های مضر می‌شود، بنابراین سوال اصلی این است که چرا انتخاب طبیعی، انگل‌های ژنتیکی را حذف نکرده است؟

محققان جیامو ایرانزو و اوگن وی. کونین در مؤسسه ملی بهداشت در بتزدا – مریلند، در مطالعه‌ای جدید، دریافتند که ممکن است انتقال افقی ژن(HGT) یکی از عوامل کلیدی در درک پایداری و شیوع انگل‌های ژنتیکی در طول زمان‌بندی‌های فرگشت، باشد. در انتقال افقی ژن، اطلاعات ژنتیکی به وسیلۀ انواعی از مکانیزم‌ها، به غیر از فرآیند سنتیِ انتقال DNA از والدین به فرزند، به موجود زنده منتقل می‌شود. بعنوان مثال، موجود زنده ممکن است مادۀ ژنتیکی را مستقیماً از موجود زنده دیگری که حتی از گونه‌ای متفاوت باشد، دریافت کند؛ یا اینکه ماده ژنتیکی را از محیط اطراف برداشت کند. در انگل‌های ژنتیکی، انتقال افقی ژن راهی برای آلوده کردنِ میزبان فراهم می‌کند، که مکانیزمی بالقوه برای جبران زیان‌های ناشی از انتخاب طبیعی فراهم می‌آورد.

با این وجود، مطالعات اولیه نشان دادند با فرض سرعت‌های معمولیِ انتقال افقی ژن، بعید است که آنها به تنهایی بتوانند سبب شوند که انگل‌های ژنتیکی برای مدت زمانی طولانی دوام بیاورند. تحقیقات بعدی نشان می‌دهد که نوسانات تصادفی در سرعت‌های انتقال افقی ژن می‌تواند منجر به دوام برخی انگل‌های ژنتیکی شود. اکنون در این مطالعۀ جدید، محققان مقادیر زیادی از داده‌های مربوط به شیوع انگل‌های ژنتیکی در جمعیت‌های میکروبی را تجزیه و تحلیل کردند و از آن برای برآورد حداقل سرعت انتقالِ افقی ژن که برای بقای طولانی‌مدتِ انگل‌های ژنتیکی لازم است، استفاده کردند. این تجزیه و تحلیل شامل استفاده از ژنومیک‌های تطبیقی و مدلسازی ریاضی، به منظور تعیین تأثیر عوامل مختلف بر گسترش و شیوع و دوام انگل‌های ژنتیکی، بود.

محققان دریافتند که گرچه سرعت حیاتیِ انتقال افقی ژن به قدرت انتخاب طبیعی و سرعت حذف ژن بستگی دارد، اما سرعت‌های معمولیِ انتقال افقی ژن در انگل‌های ژنتیکی معمولا آن قدر بالا است که بتواند بقای طولانی‌مدت را تضمین کند. این یافته‌ها شواهدی را ارائه می‌دهد که انگل‌های ژنتیکی برای غلبه کردن بر انتخاب طبیعی و دوام آوردن در ژنوم میزبان‌های خود برای میلیاردها سال، از انتقال افی ژن استفاده می‌کنند. نتایج آنها همچنین به کمک این امر که چرا انواع متفاوت انگل‌های ژنتیکی از استراتژی‌های مختلفی استفاده می‌کنند، کمک می‌کند.

blogایزانزو گفت: «با تعیین میزان انگل‌های ژنتیکی و حداقل سرعتِ انتقال افقی ژن که انگل‌ها برای بقای خود نیاز دارند، به درک بنیادینی از اینکه چرا استراتژی‌های بقاییِ مورد استفاده در ژن‌های خودخواه متفاوت است، دست یافتیم. بعنوان مثال، انگل‌های ژنتیکی که بسیار زیان‌آور هستند، باید سرعت انتقال افقی ژن بسیار بالایی داشته باشند، که فقط از طریق فرگشت مکانیزم‌های خودمختار برای انتقال افقی ژن (مورد ویروس‌ها و پلاسمیدهای همجوشی) یا به وسیلۀ سوار شدن روی انگلی دیگر که برای انتقال افقی ژن، خودمختار است (مورد ماژول‌های توکسین- آنتی توکسین)، می‌تواند نائل شود. انگل‌های ژنتیکی خفیف، نظیر ترانسپوزون‌ها، گزینه‌های بیشتری دارند، مانند مکانیزم‌های فرگشتی که به آنها اجازه می‌دهد در ژنوم‌های میزبان خود تکثیر کنند.»

اگرچه انگل‌های ژنتیکی هیچ مزیت عملکردی برای میزبان خود ندارند، اما رقابت بین موجوادت زنده اولیه و انگل‌های ژنتیکی نقش مهم و حیاتی در برخی از رویدادهای مهم فرگشتی در تاریخ موجودات زنده دارد. بعنوان مثال، این رقابت ممکن است یکی از نیرومحرکه‌های پسِ جداسازی و همچنین منشأ اشکال زندگیِ چندسولی باشد و همچنین ممکن است باعث شود موجودات زنده در برابر تهاجم‌های سایر انگل‌ها بیشتر مقاوم باشند. درک مقاومت انگل‌های ژنتیکی، پیامدهایی برای درک این رویدادها دارد و به پاسخ دادن به دیگر پرسش‌ها هم کمک می‌کند.

ایرانزو گفت: «گسترشِ طبیعی کار ما، مطالعۀ تعاملات میان طبقات مختلف انگل‌های ژنتیکی است. وجود انگل ژنتیکی چگونه بر بقای طولانی‌مدت (و کوتاه‌ مدت) دیگر انگل‌های ژنتیکی تأثیر می‌گذارد؟ چه عوامل محیطی و فرگشت، همکاری و یا رقابت میان انگل‌های ژنتیکی را افزایش می‌دهند؟ تمرکز دوم، پی بردن به دینامیک گذرای مشاهده‌‌ شده در مقیاس گونه‌ها و جمعیت‌های متعددی است که در آن به نظر می‌رسد که انگل‌های ژنتیکی در برخی از گونه‌ها تکثیر می‌شوند و در برخی دیگر تقلیل می‌یابند.» جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Europhysics Letters منتشر شده است.

ترجمه: زهرا جهانبانی/ سایت علمی فیزیک تک

منبع: phys.org

+ انگل‌های ژنتیکی چگونه میلیاردها سال بر انتخاب طبیعی غلبه کردند؟
فیزیک تک – انفجار تروریستی در نزدیکی گردهمایی معترضان در برابر کمیسیون انتخابات
19 ساعت پیش ارسال شده

 

مقام‌های امنیتی از وقوع یک انفجار در نزدیکی کمیسیون مستقل انتخابات خبر دادند.

تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۲ اسد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۸

انفجار تروریستی در نزدیکی گردهمایی معترضان در برابر کمیسیون انتخابات

مقام‌های امنیتی از وقوع یک انفجار در نزدیکی کمیسیون مستقل انتخابات خبر دادند.
یک منبع امنیتی گفت که این انفجار در نزدیک گردهمایی معترضان که در نزدیک کمیسیون مستقل انتخابات گردهم آمده بودند در منطقهٔ پلچرخی در مربوطات حوزهٔ نهم امنیتی شهر کابل رخ داده‌است.
این منبع، کشته و زخمی شدن سه تن را در این رویداد تأیید می‌کند اما می‌گوید که روشن نیست این انفجار برخاسته از چه بوده‌است.
صبح امروز شماری ازهواداران کسانی که نام‌های شان از فهرست نهایی نامزدان انتخابات مجلس حذف شده‌اند در نزدیک کمیسیون اعتراضات را آغاز کردند.

 

 

+ فیزیک تک – انفجار تروریستی در نزدیکی گردهمایی معترضان در برابر کمیسیون انتخابات
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فیزیک تک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس