ماری جوانا پزشکی : پزشک ویکتوریایی که پزشکی را با ماری جوانا آشنا کرد
4 ماه پیش ارسال شده

عصر ششم نوامبر ۱۸۳۸، ویلیام بروک اوشاگنسی (William Brooke O’Shaughnessy) یادداشتی فوری از بیمارستانی که استخدام آن بود، دریافت کرد. از او خواسته شده بود هر چه سریع‌تر به بیمارستان برود. یکی از بیمارانش نشانه‌هایی “بسیار عجیب و مهیب” از خود بروز داده بود. او بدون اتلاف وقت، به بالین بیمار شتافت.

اوشاگنسی، دستیار جراح در مرکز خدمات پزشکی بنگال، متعلق به کمپانی هند شرقی، باید هم نگران می‌شد. این بیمار، یکی از اولین خوکچه‌های انسانی در آزمایش‌های پیشگامانه‌ی او روی شاهدانه (کانابیس) محسوب می‌شد. چند ساعت قبل از این که حال بیمار خراب شود، دوز متوسطی از رزین شاهدانه‌ی محلول در الکل به او داده بودند. چه چیز می‌توانست درست نباشد؟

ویلیام بروک اوشاگنسی (البته کمی هم شبیه تمثال‌های حضرت حافظ روی دیوان‌هاست :|)
ویلیام بروک اوشاگنسی (البته کمی هم شبیه تمثال‌های حضرت حافظ روی دیوان‌هاست :|) Paul Fearn/Alamy Stock Photo

برای یک پزشک متمایل به علم در هند، کانابیس (شاهدانه‌ی هندی) کاندیدای خوبی برای تحقیق بود. شاهدانه برای حالت مستی که ایجاد می‌کند، معروف است، ولی پزشکان به ارزش درمانی آن در طیفی از بیماری‌ها نیز پی برده بودند. سال ۱۸۱۳، یکی از پزشکان سابق کمپانی، حالت سرخوشی کسانی را که به طور مفرط این ماده را استعمال می‌کردند، گزارش کرده بود. ولی اوشاگنسی بر این باور بود که افزودن کانابیس به پزشکی غربی، مفید واقع می‌شود؛ بنابراین تصمیم گرفت آن را آزمایش کند.

اوشاگنسی فقط یک دکتر نبود: او در شیمی تجزیه تبحر داشت و با روش تحقیق پزشکی مدرن کاملاً آشنا بود. او با آنالیز دقیق خود روی خون و مدفوع بیماران قربانی وبا در شیوع سال ۱۸۳۱ انگلستان بسیار تأثیرگذار ظاهر شده بود. او نشان داد که بیماران وبا به طور خطرناک آب بدنشان را از دست می‎دهند و حجامت، که در آن روز درمان استاندار وبا محسوب می‌شد، بیشتر از این که مفید باشد، بیمار را به سوی مرگ می‌برد. دو سال بعد، اوشاگنسی به استخدام کمپانی هند شرقی درآمد و راهی کلکته شد.

هزاران سال است که شاهدانه، از مصر باستان گرفته تا چین و هند، به عنوان دارو استعمال می‌شود. در اروپا نیز به طور گسترده مصرف می‌شد ولی از ۱۴۸۴ به این طرف، با تقبیح آن از سوی پاپ هشتم، مصرفش کاهش یافت. در قرن نوزدهم، تقریباً کسی در غرب با شاهدانه آشنا نبود.

اوشاگنسی برای شروع، با گیاه آغاز کرد. به عنوان ماده‌ی مخدر، گیاه شاهدانه برای ایجاد حالت نشئگی، حاضر و آماده بود. برگ‌های خشک آن را که با نام بنگ می‌شناسیم، دود می‌کردند، به نوشیدنی‌ها اضافه می‌نمودند، و یا برای درست کردن چیزی به اسم معجون، با شیر و شکر می‌جوشاندند. جوانه‌های گل آن را با تنباکو مخلوط و استنشاق می‌کردند. اوشاگنسی همچنین کتاب‌های قدیمی را خواند و درباره‌ی استفاده‌های آن در پزشکی سنتی با پزشکان و دانشگاهیان مشاوره کرد. ولی اگر می‌خواست آزمایش‌های انسانی را شروع کند، اولاً باید ثابت می‌کرد که بی‌خطر است، و ثانیاً باید دوز مناسب را پیدا می‌کرد. بنابراین کار را با سگ‌های ولگر شروع کرد، و به گربه، بز، ماهی، کرکس و حتی لک‌لک هم رحم نکرد. بعضی از این حیوانات نشئه شدند، ولی برخی کک‌شان هم نگزید. اما مهم این بود که هیچ کدام نمردند و حتی آن‌هایی که دوز بالایی دریافت کرده بودند، بدون آسیب واضحی ریکاوری شدند.

سه مورد اول آزمایش انسانی او، بیماران روماتیسمی بودند که بعد از ششم نوامبر دوزهای خود را دریافت کردند. روی دو تا هیچ اثر واضحی نداشت،

ولی سومی وراج شده بود، با صدای بلند آواز می‌خواند، غذای بیشتری می‌خواست و ادعا می‌کرد که هیچ وقت در زندگی‌اش به این سالمی نبوده است.

پس از دو ساعت سر و صدا، مثل دوتای دیگری خوابید. همه سالم به نظر می‌رسیدند که پیغام رسید.

وقتی اوشاگنسی رسید، بیمارش را تقریباً بی‌حس پیدا کرد. این جا بود که قضیه کمی بغرنج شد. او بازوی مرد را بلند و بعد ول کرد. بازوی او در هوا ماند! اوشاگنسی دست دیگر او را هم بلند کرد. این دهن‌کجی به گرانش بود. دارو، عارضه‌ی عصبی بسیار نادری به نام کاتالپسی یا خشکی عضلانی را القا کرده بود.

سروصدای بالا سر مرد خشک شده، بیمار دیگر را از خواب بیدار کرد. او بدون وقفه شروع کرد به خندیدن. سومی هنوز هم خواب بود؛ پرس و جوی بیشتر معلوم کرد که این یکی معتاد حرفه‌ای بوده که این گونه شده است. روز بعد، هیچ کدام نه تنها صدمه‌ای از این ماده‌ی مخدر ندیدند، بلکه روماتیسم‌شان نیز کمی بهبود یافته بود. سه روز بعد، در حالی که نسبتاً شفا پیدا کرده بودند، همگی مرخص شدند.

اوشاگنسی که از نتیجه‌ی کارش راضی بود، این کارآزمایی را به بیماری‌هایی همچون وبا، کزاز و هاری نیز گسترش داد. او می‌دانست که نجات بیماری که هاری گرفته، غیرممکن است، ولی حداقل با چند دوز پشت سر هم از این دارو، شاهد وحشت‌های مخرب این بیماری نبودیم. در مورد وبا، کانابیس بیماری و اسهال آن را متوقف کرد.

با این حال، دراماتیک‌ترین نتایج در مورد بیماری کزاز بود. کزاز با اسپاسم‌های قوی عضلانی که حتی می‌تواند استخوان را بشکند و باعث حمله‌ی قلبی شود، مشخص می‌شود. کانابیس عضلات را شل ‌کرد و جلوی اسپاسم را گرفت. مثل معجزه می‌ماند، همه‌ی بیماران بهبود یافتند.

اوشاگنسی درباره‌ی نتایج نوشت “واضح است که تجویز دوزهای سنگین رزین شاهدانه، می‌تواند جلوی پیشرفت این بیماری سهمگین را بگیرد”.

کانابیس در سال ۱۸۴۲، به طور ناگهانی وارد دنیای پزشکی غرب شد که پس از انتشار نتایج آزمایش‌های اوشاگنسی در ژورنال پزشکی سلطنتی (نام قبلی ژورنال پزشکی بریتانیا) بود. او در آن زمان، با انبارهای پر از شاهدانه در لندن بود. مقاله‌ی او هیجان زیادی به جامعه‌ی پزشکی بریتانیا تزریق کرد. هنگام تدریس و در نشست‌ها، پزشکان بسیار مشتاق بودند تا درباره‌ی این داروی بالقوه از سؤال بپرسند. برنامه‌ی همیشگی اوشاگنسی، عمیق‌تر شدن درباره‌ی تمام پتانسیل گیاه بود؛ به همین دلیل کمپانی را راضی کرد و سال ۱۸۴۴ دوباره به هند بازگشت.

تقریباً بلافاصله، پزشکان، از جمله جان راسل رینولدز، پزشک شخصی ملکه ویکتوریا، آزمایش‌ها را شروع کرده و کارایی آن را در بیماری‌هایی مثل میگرن و صرع نشان دادند. شاهدانه درد عصب و عضله را تسکین می‌داد و در درمان اسپاسم و تشنج مؤثر بود.

در ۱۸۵۰، کانابیس در بریتانیا، اروپا و آمریکا داروی گیاهی شناخته می‌شد. رینولدز در The Lancet نوشت که کانابیس “یکی از باارزش‌ترین داروهایی است که ما در اختیار داریم”. کانابیس همچنین یکی از مواد تشکیل‌دهنده‌ی داروهای دارای حق انحصاری مثل تونیک‌ها و چسب زخم بود.

نیم قرن ماری‌جوانا محبوب پزشکان بود. کنار گذاشته شدن آن، بیش از این که به خاطر مسائل اخلاقی باشد، تکنیکی بود. کانابیس در آب حل نمی‌شود؛ به همین دلیل با سرنگ‌های زیرپوستی جدید نمی‌شد آن را تزریق کرد. کنترل کیفیت هم مسأله‌ای بود: ترکیبات فعال باید جدا می‌شدند و عصاره‌های گیاه شدیداً گوناگون بودند. آینده ازآن داروهای سنتتیک بود. کانابیس پزشکی خود را تا قرن بیستم حفظ کرد ولی با کمپین‌های ضد مواد مخدر و قانون‌های سفت و سخت، کم‌کم از میدان به در شد.

با این حال، تحقیقات اوشاگنسی هیچ وقت پایان نیافت. شناسایی ترکیب فعال کلیدی، تتراهیدروکانابینول، در سال ۱۹۶۴ تحقیقات را ادامه داد تا این که در دهه‌ی ۱۹۹۰ محققان متوجه شدند بدن انسان، کانابینوئیدهای خودش را می‌سازد. اکنون دانشمندان به دنبال ساخت داروهای شبه کانابیس هستند. اگر اوشاگنسی بود، این کار را تأیید می‌کرد.

+ ماری جوانا پزشکی : پزشک ویکتوریایی که پزشکی را با ماری جوانا آشنا کرد
فیزیک تک – داستان زندگی هفت کارآفرین ثروتمند خودساخته
4 ماه پیش ارسال شده

داستان زندگی هفت کارآفرین ثروتمند خودساخته

به‌طور کلی افراد موفق و ثروتمند به دو دسته تقسیم می‌شوند. دسته‌ی اول کسانی هستند که در خانواده‌های خوب به دنیا آمده‌اند و با بهره‌مندی از بهترین تحصیلات، ثروت خانوادگی خود را افزایش داده‌اند. اما دسته‌ی دوم افراد خودساخته‌ای هستند که از پایین‌ترین سطح ممکن شروع کرده و با تلاش فراوان به بزرگ‌ترین رؤیاهای خود دست پیدا کرده‌اند. داستان زندگی افراد فقیری که به ثروت میلیاردی رسیده‌اند الهام‌بخش است و انگیزه برای تلاش را بالا می‌برد. آن‌ها نشان داده‌اند با داشتن تفکر خلاق، تلاش فراوان و کمی خوش‌شانسی هیچ چیزی در دنیا غیر ممکن نیست. در ادامه‌ی این مقاله‌یزومیت به بررسی داستان هفت کارآفرینی می‌پردازیم که زندگی بسیار سختی را تجربه کرده‌اند و با تلاش و پشتکار به رؤیاهای خود رسیده‌اند.
۱- یان کوم، بنیان‌گذار واتس‌اپ
Jan-Koum
یان کوم (Jan Koum) پیش از بنیان‌گذاری WhatsApp، یکی از محبوب‌ترین اپلیکیشن‌های پیان‌رسان، به‌عنوان سرایدار کار می‌کرد. او به‌اندازه‌ای فقیر بود که غذای خود را از طریق کوپن‌های غذای مخصوص افراد کم‌درآمد تأمین می‌کرد. جان در اوکراین به دنیا آمد و در سن ۱۶ سالگی به آمریکا مهاجرت کرد و در کالیفرنیا ساکن شد. مادرش از بچه‌ها نگهداری می‌کرد و خودش در فروشگاه مواد غذایی کار می‌کرد. او با خواندن کتابچه‌های قدیمی دانش خود را در زمینه‌ی شبکه‌های کامپیوتری افزایش داد. او نهایتا در شرکت یاهو استخدام شد و در آنجا بابرایان اکتون (Brian Acton) دیگر بنیان‌گذار واتس‌اپ آشنا شد. جان بعد از خریدن یک دستگاه آیفون متوجه شد دنیای اپلیکیشن‌ها تا چه اندازه پتانسیل رشد دارد و به فکر راه‌اندازی اپلیکشن واتس‌اپ افتاد.
اپلیکیشن واتس‌اپ به‌سرعت میان کاربران محبوب شد و توجه فیسبوک را به خودش جلب کرد. شرکت فیسبوک در سال ۲۰۱۴ این اپلیکیشن را به مبلغ ۱۹ میلیارد دلار خرید. جان تصمیم گرفت قرار فروش اپلیکیشن را مقابل ساختمانی امضا کند که چند سال پیش از آنجا غذای مجانی دریافت می‌کرد. طبق گزارش مجله‌ی فوربز ارزش دارایی او ۹.۱ میلیارد دلار تخمین زده شده است.
۲- ژان پل دجوریا، تولیدکننده محصولات مراقبت از مو
John-Paul-DeJoria
ژان پل دجوریا (John Paul Jones DeJoria) مدت‌ها در خودرواش زندگی می‌کرد و محصولاتی مانند شامپو و حالت‌دهنده‌ی مو را با مراجعه به درب منازل می‌فروخت. او همیشه این رؤیا را در سر داشت که فروش محصولاتش را گسترش دهد و نهایتا با کمک شریکش و ۷۰۰ دلار پس‌انداز، کارخانه‌ی تولید محصولات مراقبت از مو با نام John Paul Mitchell Systems را راه‌اندازی کرد. او بعد از این کار در راه‌اندازی چند کسب‌وکار دیگر نیز مشارکت داشت و طبق گزارش مجله‌ی فوربز ارزش دارایی‌های او در سال ۲۰۱۸ حدود ۳.۴ میلیارد دلار تخمین زده شده است.
ژان پل دوران کودکی خود را در پرورشگاهی در شرق لس‌آنجلس سپری کرد و دوران نوجوانی نیز با دوستان بدی معاشرت می‌کرد. او چندین بار بی‌خانمان شده بود و همسرش به همراه پسر کوچکشان او را ترک کرد و هر مقدار پولی که پس‌انداز کرده بودند نیز با خود برد. او به‌عنوان مسئول فروش برای چند شرکت محصولات مراقبت از مو کار می کرد و بارها به دلیل عدم توانایی در همکاری با سایر کارمندان شرکت اخراج شد. درنهایت ژان پل به همراه یکی از دوستان آرایشگر خود تصمیم گرفتند کسب‌وکاری را به کمک یکدیگر آغاز کنند. آن‌ها محصولات لوکس را با قیمت پایین به مشتری‌ها عرضه می‌کردند. دو سال اول بسیار سخت بود اما بعد از مدتی کسب‌وکارشان شکل گرفت و اولین شرکتی بود که با آزمایش روی حیوانات مخالفت کرد.
۳- اپرا وینفری، ملکه‌ی رسانه‌ها
Oprah-Winfrey
اپرا وینفری (Oprah Winfrey) امروزه به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مجری‌های برنامه‌ی تلویزیونی شناخته می‌شود و برنامه‌ی تلویزیونی او رکورد بیشترین بیننده را داشته است. او در مزرعه‌ی کوچکی در میسی‌سیپی متولد و توسط مادربزرگ خود بزرگ شد. وضع مالی آن‌ها به‌اندازه‌ای بد بود که مادربزرگش برای تهیه‌ی لباس‌های او از کیسه‌های سیب‌زمینی استفاده می‌کرد. او دوران کودکی دشوار و ناپایداری داشت و همیشه از طرف اعضای خانواده مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفت. او به اجبار پدرش تحصیلات را جدی گرفت و در مسابقه‌ی سخنرانی برنده شد. بعد از آن بورسیه‌ی تحصیلی کامل دانشگاه تنسی را دریافت کرد و نهایتا در یک برنامه‌ی تلویزیونی مشغول به کار شد.
سبک مجری‌گری او به‌اندازه‌ای برای مخاطبان دل‌نشین بود که بعد از مدتی طرفداران زیادی پیدا کرد. اپرا مدتی بعد به‌عنوان بازیگر در فیلم The Color Purple انتخاب شد و این آغاز حرفه‌ی بازیگری او بود. او با برنامه‌ی تلویزیونی TheOprah Winfrey Show و ۱۰ میلیون بیننده‌ی روزانه به اوج شهرت رسید. اپرا سومین زنی است که در طول تاریخ موفق به ساختن شوی تلویزیونی خود شده است و به‌عنوان ملکه‌ی رسانه‌ها شناخته می‌شود. مجله‌ی فوربز دارایی او را در سال ۲۰۱۸ حدود ۲.۸ میلیارد دلار تخمین زده است.
۴- لری الیسون، بنیان‌گذار شرکت اوراکل
Larry-Ellison
لری الیسون (Larry Ellison) از مادری مجرد متولد شد و پیش از اینکه راه خود را در زندگی پیدا کند و به موفقیت برسد دو بار از دانشگاه اخراج شد. نرم‌افزار چندملیتی پایگاه داده‌ی او سالانه ۳۷ میلیارد دلار درآمد دارد و مجله‌ی فوربز ارزش دارایی خالص لری را ۵۶.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ تخمین زده است. او در دوران کودکی بسیار مریض بود و بعد از ابتلا به ذات‌الریه توسط خاله و عموی مادرش بزرگ شد. لری عملکرد بسیار خوبی در دانشگاه داشت و به‌عنوان برترین دانشجوی علمی سال انتخاب شده بود اما بعد از مرگ مادرخوانده‌اش از دانشگاه اخراج شد. او مدتی بعد در دانشگاه دیگری ثبت‌نام کرد اما بعد از چند سال آنجا را نیز ترک کرد.
لری با اندک سرمایه‌ی خود به برکلی کالیفرنیا رفت و شغل‌های زیادی را امتحان کرد. او نهایتا به‌عنوان برنامه‌نویس در شرکت Amdahl استخدام شد و کار خود را روی اولین سیستم‌‌های سازگار IBM آغاز کرد. لری با کمک همکارش آزمایشگاه توسعه‌ی نرم‌افزاری را راه‌اندازی کرد و برای پیاده‌سازی سیستم مدیریت پایگاه داده با CIA قرارداد همکاری امضا کرد.
شرکت اوراکل بعد از امضای قرارداد همکاری با IBM رشد بی‌سابقه‌ای را تجربه کرد و فروش آن هر سال دو برابر می‌شد. لری نام شرکت را از روی پرفروش‌ترین محصول یعنی اوراکلانتخاب کرد و مدتی بعد شرکت آن‌ها به‌عنوان برندی پیشتاز در مدیریت پایگاه داده به دنیا معرفی شد. لری امروزه به‌عنوان پنجمین فرد ثروتمند دنیا شناخته می‌شود.
۵- جی‌. کی. رولینگ، نویسنده‌ی کتاب هری پاتر
J.-K.-Rowling
جی‌. کی. رولینگ (J. K. Rowling) در انگلستان متولد شده است و ایده‌ی نوشتن مجموعه کتاب هری پاتر زمانی به ذهنش رسید که در قطاری تأخیردار نشسته بود. نوشتن اولین کتاب هری پاتر هفت سال زمان برد. او در این مدت مادرش را از دست داد، اولین فرزندش را به دنیا آورد، از همسرش جدا شد و با تنها فرزندش به سختی زندگی می‌کرد. اما امروزه به‌عنوان اولین نویسنده با ثروت میلیارد دلاری شناخته می‌شود.
رولینگ بعد از مرگ مادرش به پرتغال سفر کرد تا به خارجی‌ها انگلیسی تدریس کند. او در آنجا با مردی ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. اما ازدواجشان پایدار نبود و بعد از جدایی از همسرش بدون هیچ پول و شغلی به اسکاتلند نقل مکان کرد. امروزه بیش از ۴۵۰ میلیون نسخه از کتاب‌های او به فروش رفته و همچنین مجموعه فیلم پرطرفداری از روی کتاب‌های او ساخته شده است. تخمین زده می‌شود درآمد حاصل از برند او شامل کتاب، فیلم، پارک و برنامه‌ی تلویزیونی حدود ۲.۱ میلیارد دلار بوده است. مجله‌ی فوربز اعلام کرده است رولینگ ۱۶۰ میلیون دلار از دارایی خود را به خیریه‌های مختلف هدیه کرده است.
۶- دو وون چانگ، بنیان‌گذار Forever 21
Do-Won-Chang
دو وون چانگ (Do Won Chang) به همراه همسرش از کره‌ی جنوبی به آمریکا مهاجرت کرد و در لس‌آنجلس ساکن شد. او بلافاصله در یک کافی‌شاپ محلی و ایستگاه گاز کار پیدا کرد و شب‌ها نیز به تمیز کردن دفتر کار مشغول بود. چانگ بعد از مدتی متوجه شد اغلب افرادی که خودروهای مدل بالا دارند در صنعت لباس مشغول به کار هستند و تصمیم گرفت وارد این صنعت شد. او و همسرش تمام سرمایه‌ای که در این مدت جمع کرده بودند را روی راه‌اندازی فروشگاه خود خرج کردند و نام آن را Fashion 21 گذاشتند. این فروشگاه به اندازه‌ای موفق بود که ۷۹۰ شعبه‌ی دیگر از آن راه‌اندازی شد. مردی که در طول شبانه‌روز ۱۹ ساعت کار می‌کرد ثروتش در سال ۲۰۱۸ توسط مجله‌ی فوربز حدود ۳.۳ میلیارد دلار تخمین زده شده است.
چانگ قفسه‌های مغازه را از اجناسی پر کرد که به‌طور عمده و مستقیم از تهیه‌کننده خریداری شده بود. مدل کسب‌وکار او به اندازه‌ای موفق بود که اولین فروشگاهش با اینکه مساحت کمی داشت توانست در سال اول به ۷۰۰ هزار دلار درآمد برسد. بعد از این اتفاق او و همسرش هر ۶ ماه یک بار فروشگاه جدید باز می‌کنند و اکنون در ۴۸ کشور شعبه دارند.
۷- هاوارد شولتز، بنیان‌گذار استارباکس
Howard-Schultz
هاوارد شولتز (Howard Schultz) پیش از راه‌اندازی قهوه‌فروشی زنجیره‌ای استارباکس زندگی بسیار سختی تجربه کرده است. او مردی است که انقلاب بزرگی در صنعت قهوه ایجاد کرده و ثروتش از سوی مجله‌ی فوربز در سال ۲۰۱۸ حدود ۲.۸ میلیارد دلار تخمین زده شده است. پدر شولتز راننده‌ی کامیون بود و زمانی که شولتز هفت سال داشت مچ پایش شکست. پدرش بیمه‌ی سلامتی نداشت و از آنجایی که نمی‌توانست کار کند، خانواده‌ی او هیچ درآمدی نداشتند. آن‌ها دوران سختی را سپری کردند و شولتز ناامیدی و درماندگی والدینش را در آن زمان احساس می‌کرد.
شولتز برای پرداخت هزینه‌های دانشگاه در رستوران کار می‌کرد و حتی مجبور بود خون خودش را بفروشد. او در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ به استارباکس ملحق شد. استارباکس در آن زمان چند شعبه بیشتر نداشت اما شولتز با توجه به کیفیت قهوه‌های این برند می‌دانست پتانسیل خوبی برای رشد و توسعه دارد.
او نتوانست صاحبان شرکت را به چشم‌اندازی که داشت قانع کند در نتیجه کار خود را ترک کرد و در سال ۱۹۸۷ بازگشت و کل برند را خریداری کرد. نام استارباکس خیلی زود در سراسر آمریکا معروف شد و این برند در سال ۱۹۹۲عمومی شد. در سال ۲۰۰۰ برند استارباکس با بیش از ۳۵۰۰ شعبه در سطح جهانی معروف شد و درآمد سالانه آن ۲.۲ میلیارد دلار تخمین زده شده است.

+ فیزیک تک – داستان زندگی هفت کارآفرین ثروتمند خودساخته
هوش مصنوعی مانند سلول‌های مغز انسان عمل می‌کند!
4 ماه پیش ارسال شده

عصب‌شناسان دریافته‌اند که هوش مصنوعی می‌توانند عملکردی شبیه به شیوه‌ی مغز انسان داشته باشد.

اجزای الکترونیکی آنها الگوی فعالیتی بسیار شبیه به الگوی شلیک نورون‌های متخصصی دارند که به حیوانات برای پیدا کردن مسیرشان کمک می‌کند. نتایج توسط دانشمندانDeepMind  و کالج لندن در مجله Nature منتشر شده است.

با وجود اینکه این پروژه فاقد کارکرد فوری است اما نتایج به دست آمده دیدگاه‌های مهمی را در مورد هوش مصنوعی و بیولوژیکی افزوده است.


مقاله مرتبط: چهار مثالی که نشان می‌دهد هوش مصنوعی می‌تواند باهوش‌تر از ما باشد!


منطقی است که به علوم اعصاب به عنوان منبعی الهام‌بخش برای انواع جدید الگوریتم‌های هوش مصنوعی نگاه بنگریم. اما این الهام یک‌طرفه نیست! پژوهش‌هایی که در زمینه‌ی هوش مصنوعی صورت می‌گیرد نیز می‌توان چراغی برای روش شدن حقایق پنهان علوم اعصاب باشد. این پروژه مثال خوبی برای این مسیر دوطرفه است.

کشف نورون‌های تخصصی به نام سلول‌های grid در سال ۲۰۰۵ که در هنگام جستجوی محیط توسط حیوان با الگویی شش ضلعی شلیک می‌شدند، در قلب این پروژه قرار دارد. سیستم مختصاتی که این سلول‌ها در مغز ایجاد می‌کنند، شبیه به خطوط شبکه‌ی شش‌ضلعی روی نقشه است که برای موقعیت‌یابی و دریانوردی استفاده می‌شود.

هدف از این پروژه بررسی عملکرد محاسباتی سلول‌های شبکه‌ای است؛ چگونه مغز را قادر می‌سازند تا فاصله و جهت را به مقصد مورد نظر محاسبه کند که خود معمایی در علوم اعصاب بوده است.

محققان در تلاش برای پاسخ دادن به این پرسش‌ها، یک شبکه‌ی کامپیوتری را طراحی کردند که با استفاده از تکنیک هوش مصنوعی، حرکت مارپیچی ساده‌ی جوندگان را شبیه‌سازی می‌کرد. آنها دریافتند که الگوهای فعالیت مشابه با سلول‌های شبکه ‌ای بیولوژیکی است. این الگوها خود به خود در شبکه ظهور می‌کنند و شباهت چشمگیری با الگوهای فعالیت عصبی مشاهده شده در پستانداران نشان می‌دهند.


مقاله مرتبط: آزمایشگاهی در گوگل برای رقابت انسان و هوش مصنوعی


ظهور واحدهای شبکه مانند نمونه‌ی قابل‌توجهی از یادگیری عمیق در انجام بهترین کار است: اختراع راهی ارجینال و اغلب پیش‌بینی نشده برای کمک به حل یک مسأله.

هوش مصنوعی در سطحی فرابشری عمل می‌کند؛ بیش از توانایی یک گیمر حرفه‌ای، پیدا کردن مسیری انعطاف‌پذیر که اغلب مختص پستانداران است، یافتن مسیرهای جدید و میانبرهایی که در دسترس هستند.

با توجه به موفقیت پروژه، انتظار می‌رود که از هوش مصنوعی برای بررسی ایده‌های دیگر در مورد اینکه مغز چگونه کار می‌کند استفاده شود. به عنوان مثال مغز چگونه صداها را درک می‌کند یا اندام‌ها را حرکت می‌دهد. چنین شبکه‌هایی در آینده راه‌های جدیدی را برای هدایت آزمایش‌ها فراهم خواهند کرد. شاید بتوان هوش مصنوعی را جایگزین آزمایش‌های حیوانی کنونی کرد.

+ هوش مصنوعی مانند سلول‌های مغز انسان عمل می‌کند!
فیزیک تک – حقایقی تکان‌دهنده از مدیر زندان‌های مخفی سیا با رمز «چشم گربه» / «جینا هاسپل» کیست و چه سابقه‌ای دارد؟
4 ماه پیش ارسال شده

 

بسیاری از مقامات آمریکایی با اشاره به ارتباط جینا هاسپل با شکنجه‌های وحشیانه در گذشته درباره عواقب انتخاب وی به عنوان نخستین زن برای تصدی ریاست سازمان سیا هشدار دادند.

تاریخ انتشار : شنبه ۲۹ ثور ۱۳۹۷ ساعت ۱۸:۲۴


حقایقی تکان‌دهنده از مدیر زندان‌های مخفی سیا با رمز «چشم گربه» / «جینا هاسپل» کیست و چه سابقه‌ای دارد؟

سنای آمریکا در نهایت به جینا هاسپل به عنوان نخستین زن برای تصدی ریاست سازمان سیا رای داد اما بسیاری از مقامات آمریکایی با اشاره به ارتباط وی با شکنجه‌های وحشیانه در گذشته درباره عواقب این انتخاب هشدار داده و گفته‌اند که این انتخاب اشتباه خطرناکی به شمار می‌رود.
پایگاه خبری «میدل ایست آی» در گزارشی به این موضوع پرداخته و می‌نویسد: علیرغم وجود نگرانی‌هایی از ارتباط جینا هاسپل با تاکتیک‌های خشن بازجویی در یکی از تاریک‌ترین فصل‌های سازمان سیا، سنای آمریکا وی را به عنوان رئیس سازمان سیا تأیید کرد.

هاسپل ۶۱ ساله با کسب ۵۴ رأی مثبت و ۴۵ رأی منفی موفق شد به عنوان نخستین زن رئیس سازمان سیا انتخاب شود.

میدل ایست آی می‎افزاید: موافقان انتخاب هاسپل به عنوان رئیس سازمان سیا از ۳۳ سال حضور وی در این سازمان یاد کرده و گفته‌اند که او این فرصت را به دست آورده تا سکاندار این آژانس اطلاعاتی آمریکا باشد اما انتخاب او به عنوان رئیس سیا به دلیل حضورش در یکی از برنامه‌های سابق سیا در بازداشت و بازجویی افراد به شیوه‌ای وحشیانه موجب به وجود آمدن بحث‌های زیادی شده است.

مخالفان هاسپل که بیشتر دوران کاری خود را یک مأمور مخفی سیا بوده می‌گویند که ارتقاء جایگاه کسی که یک «سایت سیاه» (یکی از زندان‌های مخفی سیا با کد رمز «چشم گربه») در تایلند را مدیریت می‌کرده اقدام درستی نیست.

هاسپل در سال ۲۰۰۲، ناظر تاسیس نخستین «پایگاه سیاه» در تایلند بود که بازداشت شدگان در آن مورد شکنجه قرار می‌گرفتند.

بر اساس گزارش‌ها، در سال ۲۰۱۳ اسنادی منتشر شد که نشان می‌داد زندانیان در این پایگاه مخفی به روش‌هایی که حتی با قوانین داخلی آمریکا نیز تناقض دارد، مورد شکنجه قرار می‌گرفته‌اند.

هاسپل پس از افشای اسناد مربوط به استفاده از روشهای غیرقانونی شکنجه در زندان تایلند، سعی در نابود کردن فیلم‌های ضبط شده در این زندان را داشت که البته موفق به انجام این کار نشد.



بر اساس این گزارش وی در آگوست سال ۲۰۰۲ یک زندانی را ۸۳ بار با استفاده از روش‌های غیرقانونی مورد شکنجه قرار داده است.

منبع:میزان

 

 

+ فیزیک تک – حقایقی تکان‌دهنده از مدیر زندان‌های مخفی سیا با رمز «چشم گربه» / «جینا هاسپل» کیست و چه سابقه‌ای دارد؟
گذری بر تاریخچه کشف فشار خون
4 ماه پیش ارسال شده

سال ۱۷۳۳؛ عصری که روشنگری سراسر انگلستان را فراگرفته است. فیلسوف‌ها در آرزوی عصری درخشان‌تر هستند و دانشمندان برای دستیابی به درجات بالاتر در آکادمی‌های علمی در تقلا هستند. محقق کمبریج، Stephen Hales، اسب جوانی را که به یک طرف خوابیده است آرام می‌کند. با اشاره‌ی Stephen، دستیارش لوله‌ی شیشه‌ای ۹ پایی را به بای‌پسی متصل می‌کند که Stephen به شریان ران اسب وارد کرده است. بدین ترتیب اتصال انجام می‌گیرد و دستیار لوله‌ی شیشه‌ای را به صورت عمودی به سمت آسمان می‌گیرد. با آزاد کردن یک گره، خون گرم شریان اسب وارد لوله‌ی شیشه‌ای می‌شود. خون به سرعت تا ارتفاع ۸ پایی و ۳ اینچی اسب بالا می‌رود و ناگهان سطح خون با یک فرکانس طبیعی بین ۳ اینچ نوسان می‌کند که به نظر می‌رسد این فرکانس هماهنگ با ضربا قلب است. و بدین ترتیب فشار خون کشف می‌شود!

گذری بر تاریخچه کشف فشار خون

پاریس، ۱۸۲۸؛ Jean Léonard Marie Poiseuille که از روش خشونت‌آمیز Stephen Hales ناراضی است، فشار سنج جیوه‌ای را اختراع می‌کند. روشی برای سنجش فشار خون که مدال طلای Royal Academy of Medicine را نصیب Poiseuille می‌کند.

گذری بر تاریخچه کشف فشار خونبرلین،۱۸۴۷؛  به نظر Carl Ludwig، فشار سنج جیوه‌ای Poiseuille نیازمند افزایش کیفیت است و روشی را برای ثبت فشارهای سنجیده شده لازم دارد. او با اتصال یک قلم متحرک به فشار سنج جیوه‌ای، کیموگراف را اختراع می‌کند و برای اولین بار دوره‌ی طبیعی فشار خون را به صورت نموداری نشان می‌دهد.

گذری بر تاریخچه کشف فشار خون

توبینگن (آلمان)، ۱۸۵۴؛ Karl von Vierordt روش غیرمستقیمی را برای سنجش فشار خون پیشنهاد می‌دهد: سنجش نیروی مقابل شریانی که جریان خون آن مسدود یا متوقف شده است. این روش پیشرفت بزرگی در توانایی پزشکان برای سنجش فشار خون با روش غیر تهاجمی بود. بدین ترتیب اسپیموگراف اختراع شد!

گذری بر تاریخچه کشف فشار خون

+ گذری بر تاریخچه کشف فشار خون
فیزیک تک – انتقال خاطرات از مغز یک حلزون به حلزونی دیگر برای نخستین بار
4 ماه پیش ارسال شده


انتقال خاطرات از مغز یک حلزون به حلزونی دیگر برای نخستین بار

بدن ما از خود اسید سولفوریک ترشح نمی‌کند. در عین حال، ما نیز خانه‌مان را بر پشت خود حمل نمی‌کنیم؛ اما شباهت‌های بسیار زیادی، بیش از آن‌چه تصور شود، با یک حلزون دریایی داریم. به‌خصوص وقتی پای مغز در میان باشد.
حلزون‌های دریایی، حدود ۲۰ هزار نورون دارند. این مقدار در مقایسه با صد میلیارد نورونی که انسان دارد، رقم ناچیزی است. اما دانشمندان، از مدت‌ها قبل بررسی حلزون‌های دریایی را آغاز کرده‌اند و اکنون به اطلاعات زیادی درباره‌ی سازوکار یادگیری آنان دست یافته‌اند. به جز فرآیند زنده‌ ماندن که برای جانداران دریایی پیچیدگی کمتری نسبت به پستاندارن دارد، تعداد زیادی از سازوکار‌های طبیعی میان پستانداران و موجودات دریایی یکسان است. بنابراین حلزون‌های دریایی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. نورون‌های این موجودات هم پیام‌های عصبی را همانند سیستم عصبی بدن‌ ما انتقال می‌دهند.
پژوهشگران UCLA دست به کار چشم‌گیری زدند و موفق شدند تا خاطره‌‌ی اتفاقاتی را که باعث شوکه‌شدن یک حلزون دریایی شده‌ بود، به حلزون‌های دریایی دیگر انتقال دهند. این پژوهش می‌تواند راه‌گشای مسیری مهم باشد و روزی منجر به این شود که بشر با استفاده از روش‌های مشابه، این کار را روی خود انجام‌ دهد و این فوق‌العاده است.
حلزون
در این مطالعه، که نتایج آن در نشریه eNeuro منتشر شد؛ گروهی از حلزون‌ها تحت آموزش قرار گرفتند، تا به شو‌ک‌هایی که به دُم آن‌ها به‌عنوان یک محرک وارد می‌شد، پاسخ دهند. (در این آزمایش، آسیبی به حلزون وارد نمی‌شود و شوک واردشده، تنها بدین شکل است که محرک‌های دفاعی حلزون تحریک می‌شود تا حیوان یک حرکت چرخشی انجام‌ دهد؛ مانند زمانی که وقتی شما متوجه داغ بودن جسمی می‌شوید، دست‌تان را از روی آن برمی‌دارید). در ابتدا حلزون‌ها تنها چندثانیه می‌چرخیدند؛ اما با تکرار مکرر آزمایش و شوک‌ دادن‌های متوالی، پژوهشگران توانستند به حلزون‌ها آموزش دهند تا در حدود ۵۰ ثانیه بچرخند.
تیم پژوهشی در ادامه مقداری ریبونوکلئیک اسید(RNA) از بافت عصبی، شکم فوقانی حلزون‌های آموزش‌دیده خارج‌ کرد و به گردن حلزون‌های آموزش‌ندیده تزریق کرد تا وارد گردش خون آنان بشود. آنها سپس آزمایش را دوباره تکرار کردند. حلزون‌هایی که به آن‌ها RNA تزریق نشده‌بود، پس از وارد شدن شوک، همانند واکنش عادی دیگر حلزون‌ها تنها چند ثانیه چرخیدند. اما واکنش‌ حلزون‌هایی که مورد تزریق RNA قرار گرفته‌بودند، کاملا متفاوت بود! آنان در حدود ۴۰ ثانیه به دور خود چرخیدند. درواقع آنها یادشان مانده‌ بود که در پاسخ به این محرک باید چنین واکنشی بدهند؛ در حالی که هیچ‌گاه قبلا آن را تجربه نکرده‌ بودند. پژوهشگران همچنین آزمایش‌های مشابهی را روی نورون حلزون در ظرف کشت میکروب (petri dish) انجام دادند.
این موضوع مسئله‌ی مهمی است، چرا که کمک به روشن‌تر شدن پاسخ یکی از طولانی‌ترین بحث‌های علمی جهان می‌کند؛ عده‌ای از پژوهشگران بر این باورند که خاطرات در سیناپس‌ها (فضای بین سلول‌های عصبی) ذخیره می‌شوند؛ اما گروهی دیگر اعتقاد دارند که خاطرات در هسته‌ی نورون‌ها ذخیره می‌شوند. دیوید گلانزمن؛ نگارنده‌ی این پژوهش در مصاحبه‌ای با BBC گفته‌است:
اگر خاطرات در سیناپس‌ها ذخیره می‌شدند، در آن صورت امکان نداشت که آزمایش ما عملی شود و درست کار کند!
برای درمان بیماری‌هایی که مرتبط با خاطرات فرد هستند، در ابتدا باید متوجه شویم، که مغز چگونه خاطرات را ذخیره می‌کند. تیم UCLA معتقد است، که پژوهش آنان شاید بتواند روزی در آینده (همان‌طور که در مقاله‌ی پژوهشی نیز ذکر شده‌است) ما را قادر به تغییر، بهبود یا از بین‌بردن خاطرات کند. این پژوهش می‌تواند منجر به ایجاد روش‌های درمانی جدیدی برای افرادی که در مراحل اولیه بیماری آلزایمر قرار دارند (به این شکل که خاطرات از دست رفته را بازگردانند) شده یا منجر به معالجه‌های نوینی برای کسانی شود که از بیماری PTSD (اختلال استرسی پس از ضایعه روانی) رنج می‌برند.
حلزون
بیایید واقع‌بین باشیم و از رویاپردازی فاصله بگیریم؛ این‌ها تنها حلزون هستند. این یافته‌ها یاری چندانی برای پی‌ بردن به جایی که در آن خاطرات ذخیره می‌شود، نمی‌کنند و این بحث مناقشه‌برانگیز ادامه دارد. همچنین عملی شدن این آزمایش بدین معنا نیست، که بشریت قطعا می‌تواند خاطراتش را تغییر یا ترمیم دهد.
اما گونه‌های متفاوتی از RNA وجود دارد و تیم گلانزمن در اندیشه‌ی آن است که با انجام پژوهش‌های متعدد، گونه‌ای را که بیشترین تاثیر را بر روی حافظه داخلی می‌گذارد، شناسایی کند. بنابراین، ما هنوز فاصله زیادی داریم، تا با تزریق مقداری RNA به گردن خود، تبدیل به یک کاراته‌کار با کمربند مشکی بشویم، یا تنها با دانلودکردن آموزش حرکات موزون از مغزمان، مشغول به انجام دادن آن شویم. اما می‌توان گفت، که به رسیدن به این آرزو، یک قدم نزدیک‌تر شده‌ایم و قدردان حلزون‌های دریایی فروتن، که اکثرا شوک‌زده‌اند، هستیم.

+ فیزیک تک – انتقال خاطرات از مغز یک حلزون به حلزونی دیگر برای نخستین بار
در رسانه‌های اجتماعی، چه تصویری از خود دارید؟
4 ماه پیش ارسال شده

 

مجله علمی ایلیاد – مطالعه‌ای جدید نشان می‌دهد که فیسبوک، اینستاگرام و پینترست، برای عزت‌نفس زنان خوب است. یافته‌ها حاکی از آن است که اگر زنان بیش از یک ساعت در روز در رسانه‌های اجتماعی وقت بگذارند نسبت به بدن‌شان احساس خرسندی کمتری خواهند داشت.

محقق ارشد «مارتین گرف» گفت: «این زنان فکر می‌کنند افراد لاغر جذاب‌تر هستند و نسبت به ظاهرشان خودآگاهی بیشتری دارند.» او رئیس بخش تحقیقات روانشناسی دانشگاه ساوت ولز در انگلیس است. علاوه بر آن، این زنان انگیزه‌ی بیشتری برای ورزش دارند تا بدن‌شان را بهبود دهند. گرف گفت: «روزانه سپری کردن وقت بیشتر در شبکه‌های اجتماعی که برای پست کردن تصاویر شخصی و برای مقایسه با دیگران به‌کار می‌رود، مساوی است با داشتن روابط ناسالم با تصویر ذهنی از بدن و همچنین ورزش!»

دکتر «نانسی رامور»، روانشناس و کارشناس رسانه از پیتزبورگ گفت: «ماهیت فراگیر رسانه‌های اجتماعی این یافته‌ها را دشوار کرده است.» رامور افزود: «رسانه‌ی اجتماعی محیطی است که در آن این تصاویر غلط، در میدان دیدتان به تصاویری درست تبدیل می‌شوند، چه آن‌ها را انتخاب کنید، چه نکنید. می‌توانید فیلمی را نبینید، مجله را ببندید یا از دیدن تصویر بیلبورد عبور کنید، اما نمی‌توانید این کار را با رسانه‌های اجتماعی کنید. اگر زنان جوان بخواهند بدانند امروز شخصی خاص چه کاری انجام می‌دهد یا با دوستان‌شان در ارتباط باشند، باید از آن استفاده کنند.»

براساس ادعای انجمن ملی اختلالات غذایی، افرادی که تصویر بدنی منفی از خود دارند، بیشتر دچار اختلال غذایی می‌شوند. آن‌ها همچنین احساس افسردگی و انزوا می‌کنند و نسبت به کاهش وزن دچار وسواس می‌شوند. در این مطالعه، گرف و همکارانش ۱۰۰ دانشجوی دختر را انتخاب کردند و از آن‌ها خواستند به یک‌سری پرسشنامه درباره‌ی کاربرد رسانه‎‌های اجتماعی و احساس آن‌ها نسبت به تصویر بدنی‌شان پاسخ دهند.

شرکت‌کنندگان براساس مقدار زمانی که روزانه در فیسبوک، اینستاگرام و پینترست سپری می‌کنند، به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول کمتر از ۳۰ دقیقه در روز در رسانه‌های اجتماعی وقت می‌گذاشت؛ چهارمین گروه بیش از ۹۰ دقیقه در روز از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کرد. محققان همچنین براساس سه مقیاس مربوط به تصویر بدن از زنان سوال پرسیدند؛ آن‌ها چه میزان دیدگاه اجتماعی نسبت به یک بدن ایده‌آل اتخاذ می‌کنند؛ چقدر نگران این هستند که دیگران بدن‌شان را چگونه می‌بینند و چقدر انگیزه پیدا کردند که از طریق ورزش بدن‌شان را بهبود بخشند.

به گفته‌ی گرف، زنان در هر سه مقیاس از تصویر بدن، نمرات بالاتری را کسب کردند؛ زیرا زمان بیشتری را در رسانه‌های اجتماعی سپری می‌کردند، به ویژه اگر زمان از یک ساعت بیشتر بود. اما این مطالعه ثابت نکرد که سپری کردن زمان خیلی زیاد در رسانه‌های اجتماعی باعث تضعیف تصویر بدن می‌شود. فیسبوکی که زنان در رسانه‌ی اجتماعی استفاده می‌کنند، باعث ناامن شدن آن‌ها می‌شود، به ویژه اگر آن‌ها تشخیص ندهند که چیزی که مردم پست می‌کنند، درواقع تصاویر مثبتی از خودشان است.

 

وی افزود: «مردم اصولاً خودشان را مثبت نشان می‌دهند، در باشگاه، دوی ماراتن یا سپری کردن اوقات شاد. مردم روزهایی که مدل موی‌شان خوب نیست یا تصاویری از زمانی که بیمار هستند را پست نمی‌کنند.» همچنین علت این است که زنانِ آسیب‌پذیر بیشتر به سمت رسانه‌های اجتماعی کشیده می‌شوند. رامور با این امر موافق است. او گفت: «زنان و دختران آسیب‌پذیر از رسانه‌های اجتماعی برای داشتن احساس بهتر نسبت به خودشان استفاده می‌کنند، با این حال استفاده از آن می‌تواند حال‌شان را بدتر کند.»

«رامانی دورواسولا»، رئیس کلینیک روانشناسی در دانشگاه دولتی کالیفرنیا در لس آنجلس، گفت: «دختران و زنان آسیب‌پذیر که به این صورت از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، می‌توانند همان دختران و زنانِ افسرده، مضطرب یا مبتلا به اختلالات غذایی باشند.» دورواسولا گفت که دختران و زنان جوان علی رغم این یافته‌ها به سمت رسانه‌های اجتماعی کشیده می‌شوند. او گفت: «غول چراغ جادو از آنجا خارج شده و نمی‌توانیم آن‌را به درون چراغ باز گردانیم. کلید موفقیت این است که به کودکان و جوانان‌مان آسیب‌های آن‌را نیز بیاموزیم.»

توصیه‌ی رامور این است: «قبل از اینکه وارد شبکه‌های اجتماعی شوید، بدانید که تصاویر و اطلاعاتی که می‌بینید واقعی نیستند. اگر کسی تصاویری از تعطیلات گران‌قیمت و لاکچری را پست کرده که شما نمی‌توانید مثل آن‌را داشته باشید، به‌خاطر بیاورید که این پست‌ها اغلب اغراق‌آمیز هستند. بسیاری از مردم تصاویری از سفر، جشن‌های سالگرد ازدواج رمانتیک و روزهایی در لب‌ساحل را پست می‌کنند که واقعاً آن‌طور که به نظر می‌رسند، هیجان‌انگیز نبوده‌اند.»

دورواسولا افزود: «باید مراقب باشیم که بیش از حد این یافته‌ها را تعمیم ندهیم. این نمونه‌ای کوچک از دانشجویان کالج در انگلیس بود و برای اثبات این یافته‌ها در آمریکا، دختران اقلیت‌های قومی، تمام گروه‌های طبقات اجتماعی و فرهنگ‌های مختلف به تحقیقات بیشتری نیاز داریم.»

 

نتایج این مطالعه در نشست سالیانه‌ی جامعه‌ی روانشناسی بریتانیا در ناتینگهام انگلیس ارائه شد. تحقیقی که در این نشست ارائه شد تحقیقی ابتدایی است.

 

نوشته: دنیس تامپسون
ترجمه: سحر الله‌وردی – مجله علمی ایلیاد

مشاوره رایگان اخذ پذیرش و ویزای تحصیلی از دانشگاه های استرالیا،آمریکا،کانادا،انگلستان ، نیوزیلند و مالزی

در صورتی که مایلید شرایط شما جهت ادامه تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور، توسط مشاورین باتجربه و متخصص موسسه «ایلیاد بین‌الملل» ارزشیابی گردد، فرم مشاوره زیر را تکمیل نمایید. پس از دریافت اطلاعات، حداکثر طی دو روز کاری با شما تماس خواهیم گرفت. قابل توجه است که موسسه ایلیاد بین‌الملل دارای مجوز اعزام دانشجو از وزارت علوم ایران می‌باشند.

+ در رسانه‌های اجتماعی، چه تصویری از خود دارید؟
دانلود آهنگ تیتراژ برنامه آدم های خوب شهر غلامرضا صنعتگر
4 ماه پیش ارسال شده

دانلود آهنگ تیتراژ برنامه آدم های خوب شهر غلامرضا صنعتگر

♪ آهنگ فوق العاده زیبا و شنیدنی از برنامه آدم های خوب شهر با صدای غلامرضا صنعتگر بنام قبولم کن

شعر و آهنگسازی : حمیدرضا نصرالهی / تنظیم کننده : فرید یزدانفر

Exclusive Song: Gholamreza Sanatgar – “Ghaboolam Kon” With Text And Direct Links In UpMusic

Gholamreza Sanatgar Ghaboolam Kon دانلود آهنگ تیتراژ برنامه آدم های خوب شهر غلامرضا صنعتگر

متن آهنگ قبولم کن غلامرضا صنعتگر

♪♪♫♫♪♪♯

تورو قسم به همین لحظه و ماه به تموم چشای مونده به راه
♪♪♫♫♪♪♯ تو قبولم کنی چیزی نمیخوام  ♪♪♫♫♪♪♯
اسم آرامش من همه ی خواهش من جز تو بگو کجا برم یه عمریه مسافرم
بذار خالی بشه دورم از تو که دل نمیبرم منتظرم نگاه کنی اسم منم صدا کنی ♪♪♫♫♪♪♯
قبولم کن تورو قسم به همین لحظه و ماه به تموم چشای مونده به راه
♪♪♫♫♪♪♯ تو قبولم کنی چیزی نمیخوام ♪♪♫♫♪♪♯
قبولم کن میدونم سفره تو بی انتهاست این دقیقه ها حسابشون جداست
تو قبولم کنی چیزی نمیخوام

UpMusicTag دانلود آهنگ تیتراژ برنامه آدم های خوب شهر غلامرضا صنعتگر
حالمو رو به راه کن و دلمو سر به راه کن یه گوشه ی چشمی به این عاشق رو سیاه کن
دلم بهت قرصه بگو آخر این مسیر کجاست تورو دارم غم ندارم اونی که پشتمه خداست ♪♪♫♫♪♪♯
قبولم کن تورو قسم به همین لحظه و ماه به تموم چشای مونده به راه
♪♪♫♫♪♪♯ تو قبولم کنی چیزی نمیخوام  ♪♪♫♫♪♪♯
قبولم کن میدونم سفره تو بی انتهاست این دقیقه ها حسابشون جداست
تو قبولم کنی چیزی نمیخوام

♪♪♫♫♪♪♯

تیتراژ برنامه آدم های خوب شهر غلامرضا صنعتگر

منبع ( source ) : دانلود آهنگ تیتراژ برنامه آدم های خوب شهر غلامرضا صنعتگر

+ دانلود آهنگ تیتراژ برنامه آدم های خوب شهر غلامرضا صنعتگر
دانلود آهنگ هادی نجفی دلی
4 ماه پیش ارسال شده

دانلود آهنگ هادی نجفی دلی

امشب آپ موزیک برای شما کاربران ترانه دلی با صدای هادی نجفی با کیفیت اصلی آماده کرده

شعر و آهنگسازی : هادی نجفی / تنظیم کننده : بنیامین عمران

Exclusive Song: Hadi Najafi – “Deli” With Text And Direct Links In UpMusic

Hadi Najafi Deli دانلود آهنگ هادی نجفی دلی

متن آهنگ دلی هادی نجفی

♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ هادی نجفی دلی

♪♪♫♫♪♪♯

هادی نجفی دلی

منبع ( source ) : دانلود آهنگ هادی نجفی دلی

+ دانلود آهنگ هادی نجفی دلی
دانلود آهنگ محمدرضا مقدم غربت
4 ماه پیش ارسال شده

دانلود آهنگ محمدرضا مقدم غربت

امروز آپ موزیک برای شما کاربران ترانه غربت با صدای محمدرضا مقدم با کیفیت اصلی آماده کرده

شعر : حسین سلیمانی / آهنگسازی : محمدرضا مقدم / تنظیم کننده : فتاح فتحی

Exclusive Song: Mohammadreza Moghaddam – “Ghorbat” With Text And Direct Links In UpMusic

Mohammadreza Moghaddam Ghorbat دانلود آهنگ محمدرضا مقدم غربت

متن آهنگ غربت محمدرضا مقدم

♪♪♫♫♪♪♯

غربت از جایی شروع شد که چشام غرق سفر بود همه ی دار ون دارم چمدون لب در بود
♪♪♫♫♪♪♯ تو نشستی پای گریه شده بودی کوه بارون من ولی بریده بودم از تموم قصه هامون ♪♪♫♫♪♪♯
من میخواستم که تموم شه همه ی خاطره هامون خاطره هامون

♪شعر : حسین سلیمانی♪
♪♪♫♫♪♪♯ وقت رفتن عزیزم تو شبای سرد بارون من میمونم و غم تو نوش جون هردوتامون ♪♪♫♫♪♪♯
ولی بی خبر نذارم بی تو خیلی بی قرارم تو خودت با خبری جز تو هیشکی رو ندارم

UpMusicTag دانلود آهنگ محمدرضا مقدم غربت
غربت از جایی شروع شد که به فاصله رسیدیم میون این همه رویا رنگ خوشبختی ندیدم
♪♪♫♫♪♪♯ تو نشستی پای گریه شده بودی کوه بارون من ولی بریده بودم از تموم قصه هامون ♪♪♫♫♪♪♯
من میخواستم که تموم شه همه ی خاطره هامون خاطره هامون
وقت رفتن عزیزم تو شبای سرد بارون من میمونم و غم تو نوش جون هردوتامون
♪♪♫♫♪♪♯ ولی بی خبر نذارم بی تو خیلی بی قرارم تو خودت با خبری جز تو هیشکی رو ندارم ♪♪♫♫♪♪♯

♪♪♫♫♪♪♯

محمدرضا مقدم غربت

منبع ( source ) : دانلود آهنگ محمدرضا مقدم غربت

+ دانلود آهنگ محمدرضا مقدم غربت
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فیزیک تک محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس